![]() هیچ چیز پنهان نیست که آشکار نشود و هیچ چیز پوشیده نیست که عیان نگردد. آنچه در تاریکی به شما گفتم ، در روشنائی روز بیان کنید و آنچه در گوشتان گفته شد ، از فراز بامها اعلام نمایید . از کسانی که جسم را میکشند اما قادر به کشتن روح نیستند مترسید ؛ از او بترسید که قادر است هم روح و هم جسم شما را در جهنم هلاک کند. (متی 10 : 26 - 28 )
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
آرشیو مطالب
5/21/2008 - 6/20/2008
1/21/2008 - 2/19/2008 9/23/2007 - 10/22/2007 6/22/2007 - 7/22/2007 5/22/2007 - 6/21/2007 4/21/2007 - 5/21/2007 3/21/2007 - 4/20/2007 2/20/2007 - 3/20/2007 1/21/2007 - 2/19/2007 12/22/2006 - 1/20/2007 11/22/2006 - 12/21/2006 10/23/2006 - 11/21/2006 9/23/2006 - 10/22/2006 8/23/2006 - 9/22/2006 7/23/2006 - 8/22/2006 6/22/2006 - 7/22/2006 5/22/2006 - 6/21/2006 4/21/2006 - 5/21/2006 3/21/2006 - 4/20/2006 1/21/2006 - 2/19/2006 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
تفسیر کاربردی عهد جدید
سایت کلیسای اینترنتی ( حتماَ بهش سر بزنید) سایت کلام خدا مسیح برای ایرانیان شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان ترجمه هزاره نو انجیل ( جدید ترین ترجمه فارسی) رادیو ندای محبت (اولین شبکه رادیوئی مسیحی) سری دروس رشد روحانی "با هم" مرکز پژوهشهای مسیحی مجله اینترنتی کلمه برای مسیحیان مسیحیان واقعی یافا یگانه نور جهان کتاب خانه 24 ساعته کلیسای جهانی ایرانیان کلیسای آسمانی خدا موسیقی مسیحی عیسی : من راه راستی و حیاتم مسیحیت هاللویاه عیسی- شاه شاهان مسیح محبت است عیسی مسیح پژوهشهای یک مسیحی معرفی وبلاگ های مسیحی دایره المعارف کتاب مقدس آموزش زبان عبری نور عالم مسیح گفتمانهای مسیحیان و مسلمانان وبلاگ برادر پاتریک وبلاگ پسر آبي وبلاگ مسیح دوستت دارم وبلاگ صلیب نور وبلاگ انجیل عیسی مسیح وبلاگ مطالعه کتاب مقدس پیوندهای روزانه
|
کتاب مقدس
عیسی : من راه و راستی و حیاتم. هیچ کس جز به واسطه من به نزد پدر نمیآید. ( یوحنا 14 : 6 ) شهادت نامه سارا پالما
خداوند به سبب لطف بی پایان و عظیم خود ما را از سر نو مولود ساخت و عضو خانواده خود گرداند. از این رو ، ما اکنون به امید حیات جاوید زنده ایم ، زیرا مسیح نیز پس از مرگ حیات یافت. خدا نیز برای شما میراثی بدور از آلودگی و فساد و تباهی ، در آسمان نگه داشته است. یعنی حیات جاوید را. و از آنجا که به خدا توکل و اعتماد کرده اید ، او نیز با قدرت عظیم خود شما را به سلامت به آسمان خواهد رسانید تا این ارث را دریافت کنید. بلی در روز قیامت شما وارث حیات جاودان خواهید شد. ( رساله اول پطرس باب 1 آیات 3 -5) اول از همه خداوند رو شکر میکنم که به من این فرصت را داد تا بتوانم کاری را که او در زندگی و قلب من به انجام رساند شهادت بدهم. خدا را شکر میکنم که در زندگی من کار کرد و عشق و نور و شوق حضورش را در زندگی من قرار داد. در حالیکه من دختر نوجوانی بودم او وارد زندگی من شد. در آن زمان من فقط 18 سال داشتم و تمام زندگی من در تنهائی و نفرت از اعضای خانواده ام خلاصه می شد. میخواهم از روزهایی بگویم که درد و رنج تنهایی را با تمامی وجود احساس میکردم اما هرگز قادر نبودم اجازه دهم کسی از این رنج درونی من با خبر بشود. از غرور بی جای نوجوانی که باعث شده بود هر روز و هر روز سنگ دل تر و سخت تر بشوم. در خانواده زمینی من که در میان آنها زندگی میکردم من به سخت دلی ، لجبازی و سرکشی شهرت داشتم. من اکثر اوقات تنها در اتاقم به سر میبردم و هرگز به کسی اجازه نمیدادم وارد حریم خصوصی من بشود. زندگی من خلاصه می شد در نفرت ، شکستن غرور و لذت دیدن تحقیر شدن دیگران . خیلی ساده بگویم من جائی برای خداوند در زندگیم نداشتم. و بت پرست بودم. بت من موجود خیالی بود که من در ذهنم آنقدر به او قدرت داده بودم که او را خدا می دانستم . البته نه خدایی که دیگران می پرستیدند . چرا که هرگز نتوانسته بودم خدایی را که قادر به تجسم او نیستم بپرستم. خدای من موجود خیالی بود که میتوانستم او را همانگونه که میخواستم تجسم کنم و یا حتی ببینم! در آن دوران به گناهان بی شمار من دزدی از پول های پدرم و دروغگویی هم اضافه شده بود. و خدایی که خانواده من میپرستیدند گناهکاران را مجازات میکرد و دعای بنده های نیکو! ی خود را اجابت مینمود و هرگز به بنده های گناهکار روی خوش نشان نمیداد. و اعمال جسم آشکار است . یعنی : زنا و فسق و ناپاکی و فجور و بت پرستی و جادوگری و دشمنی و نزاع و کینه و خشم و تعصب و شقاق و بدعتها و حسد و قتل و مستی و لهو و لعب و امثال اینها که شما را خبر می دهم چنانکه قبل از این دادم. که کنندگان این چنین کارها وارث ملکوت خدا نمیشوند. ( غلاطیان 5 : 19 ) یک روز در اوج تاریکی حاصل از گناهانم ، خداوند عیسی مسیح خود را به من معرفی کرد. من از طریق یکی از دوستانم که مسیحی بود در مورد خداوند عیسی شنیدم و احساس عجیبی نسبت به او پیدا کردم. زمانی که آن دوست به من گفت که عیسی مسیح آن خدای یکتاست و غیر از او خدایی نیست ، احساس عجیبی داشتم. شاید تعصبی که هرگز نداشتم ! شاید غیرتی که هرگز برای خداوندم نگذاشته بودم و شاید هم ترس ! این احساس وجود مرا در بر گرفت تا اینکه تصمیم گرفتم برای یکبار هم که شده انجیل را بخوانم. از قضا یکی از دوستان مادرم که مسیحی بود مدتها قبل زمانی که تصمیم داشت ایران را ترک کند به عنوان هدیه انجیلی به مادرم داده بود و ما هنوز آن کتاب را در کتابخانه خانه داشتیم در حالیکه حتی یکبار هم آن را ورق نزده بودیم. برای اولین بار به سمت آن کتاب رفتم و شروع به خواندن کردم. و از آن زمان خداوند در قلب من کار کرد. من در مدت کوتاهی دو دور انجیل را مطالعه کردم . هر شب احساس عجیبی من را به سمت کتاب انجیل میکشاند و من شروع به خواندن میکردم . در آن از خداوندی حرف زده شده بود که برای انسان های گناهکار بیشتر از انسان های به ظاهر نیکو ارزش قائل بود. خدایی که گرچه مقدس بود اما به خاطر عشق و محبتی که داشت لباس تقدس خود را از تن در آورد و به میان گناهکاران آمد و بار حقارت و سنگ دلی و گناهان بنده هایش را به دوش کشید. بله در کتابی که انجیل نامیده میشد من از خداوندی خواندم که تصور کردنش کفر نبود! خدائی که بنده هایش را به راحتی می بخشید و مراسم مذهبی را راه رستگاری نمیدانست بلکه محبت و ایمان را. خداوندی رو شناختم که عدالتش به قدری قوی بود که برای گناهان من بر صلیب رفت و با اینکار تمامی گناهان من را با خود به بالای صلیب برد. خدایی که شناختم خدایی بود که من را " فرزند " خواند تا فرزندش باشم و نه بنده اش و او پدرم باشد و نه اربابم. او مثل پدری مهربان به من محبت کرد. خدایی که شناختم در آن زمان که هنوز گناهکار بودم ، خود را با رویایی به من نشان داد و دست من را گرفت و از زمین خطاکار بلندم کرد. بله ، من خداوند یکتا ، خدای آسمانها و زمین را شناختم . من یهوه هستم و همه چیز را ساختم. آسمان ها را به تنهایی گستراندم و زمین را پهن کردم و با من که بود؟ ( اشعیا 44 : 24 ) من اول هستم و من آخر هستم و غیر از من خدای نیست. ( اشعیا 44 : 6 ) خدائی که در اوج خشم هم مهربان بود. خداوندی که گرچه بی نیاز از محبت بنده هایش بود اما نیاز بنده هایش به محبت خود را احساس کرد. خداوند یهوه می فرماید : آیا من از مردن مرد شریر مسرور می باشم؟ نی بلکه از اینکه از رفتار خود بازگشت نموده ، زنده ماند ( حزقیال 18 : 23 ) خدایی که شناختم خدایی بود که به جستجوی گم شده ها آمد . او تنها خدای نیکوکاران و دینداران نبود، بلکه خداوند خدایی که شناختم کسی بود که آمده بود تا طبیب بیماران باشد نه آنها که سالمند! زیرا که پسر انسان آمده است تا گمشده را بجوید و نجات بخشد ( لوقا 19 : 10 ) خدا برای نجات شما بهائی پرداخت تا شما را از قید روش پوچ و باطل زندگی که از اجداد خود به ارث برده بودید ، آزاد سازد. بهائی که خدا برای آزادی از این اسارت پرداخت ، طلا و نقره نبود ، بلکه خون گرانبهای مسیح بود که همچون بره ای بی گناه و بی عیب قربانی شد. برای این منظور خدا او را پیش از آفرینش جهان تعیین کرد ، اما در زمانهای آخر ، او را به جهان فرستاد تا شما را رستگار سازد. توسط اوست که شما به خدا ایمان آورده اید . به خدائی که مسیح را پس از مرگ زنده ساخت و او را سرافراز گردانید. و اکنون ایمان و امید شما بر خداست. (رساله اول پطرس باب 1 آیات 18- 21 ) خدا رو شکر میکنم که این فرصت را در زندگی من قرار داد تا توبه کرده و به او ایمان آورده و نجات یابم. دور سوم مطالعه انجیل بود که قدرت عجیبی زانوان من را خم کرد . برای اولین بار من زانو زدم . آنهم مقابل خداوند ؛ خدای آسمانها و زمین و خدای پرقدرت و قدوسی که من را آفرید و فرزند خود خواند. خداوندی که هیچ زانوئی تاب ایستادن در مقابل نام پر قدرتش را ندارد. زانو زدم و دعا کردم. اشک ریختم و التماس کردم و از او خواستم تا من را به حضور قدوسش بپذیرد و گناهان من را نیز بالای صلیب ببرد و من را از تاریکی نجات دهد. خداوند آن شب به خواب من آمد و دستان من را گرفت و گفت : " فرزند! ، تو پذیرفته شده ای " اراده فرستنده من این است : " هرکه پسر را دید و بدو ایمان آورد حیات جاودانی داشته باشد و من در روز بازپسین او را خواهم بر خیزاند. " ( یوحنا 6 : 40 ) تجربه ای گرانبها برای من بوجود آمد ؛ فرزند خواندگی خدا! از آن شب سارای سرکش و مغرور ، سارای پر از کینه و نفرت از دیگران ، سارایی که هر لحظه از تحقیر کردن دیگران لذت میبرد و با شکستن دل دیگران افتخار کسب میکرد ، تبدیل به فرزند خدا شد! و حالا سالهاست که خداوند در زندگی من کار میکند. او گناهان بی شمار من را بخشید و به من عشق ورزیدن ، محبت کردن ، فروتن بودن و خادم بودن را آموخت. خداوند دستهای من را گرفت و به من آرامشی عطا کرد که تا قبل از ایمانم هرگز نصیبی از آن نبرده بودم. لیکن ثمره روح ، محبت و خوشی و سلامتی و حلم و مهربانی و نیکوئی و ایمان و تواضع و پرهیزکاری است .( غلاطیان 5 : 22) بله ، خداوند از لجبازی و سرکشی من در راه خود استفاده کرد تا برای او غیور باشم و نام او را در زمین با قدرتی که او در سخنانم جاری می سازد ، شهادت بدهم. علاوه بر همه اینها خداوند به من خانواده ای آسمانی داد. برادران و خواهرانی که گرچه هرگز نمیشناختمشان اما با نقشه های خدا سر راه من قرار گرفتند و در رشد ایمانی من نقش به سزائی داشتند. روزی بود که من فقط یک مسیحی اطرافم میشناختم که به من بشارت داد ؛ اما امروز هزاران هزار مسیحی را میشناسم که برای خداوند غیور هستند و برای او کار میکنند تا نام او بر زمین جلال یابد و تخت سلطنت او در زمین برقرار شود. زندگی عادی ما از بین خواهد رفت ، همانگونه که علف زرد و خشک می شود و از بین می رود . تمامی عزت و افتخارات ما همچون گلی است که پژمرده می شود و بر زمین می افتد اما کلام خدا تا ابد پابرجا می ماند. (رساله اول پطرس باب 1 آیات 24 و 25 ) امروز من خادم خداوند هستم. مهم نیست که قبل از ایمانم که بودم و چه هدف ها و ارزش هایی در زندگی داشتم . مهم این است که امروز من فرزند خدا ام. فرزندی که حاضر است تا به موت خداوند خدای خود را خدمت کند اگر او این افتخار را نصیبش گرداند. آنچه در عقب است فراموش کرده و به سوی آنچه در پیش است خویشتن را کشیده در پی مقصد می کوشم ؛ بجهت انعام دعوت بلند خدا که در مسیح عیسی است. ( فیلیپیان 3 : 13 ) به طریق های گوناگون سعی کردم تا این پیغام نجات را همانطور که به من رسید و حفظ کردم به دیگران هم برسانم زیرا که خداوند به من گفت : " مفت یافته اید پس مفت بدهید. " چقدر زیباست که میبینم نام خداوند هر روز بیشتر از قبل در ایران عزیزم جلال می یابد. چقدر پر شکوه است که هر روز نجات بسیاری از هموطنانم را میبینم و از آرامش و شادی آنها لذت میبرم. زیرا هرگاه بشارت دهم ، مرا فخر نیست چونکه مرا ضرورت افتاده است بلکه وای بر من اگر بشارت ندهم. ( اول قرنتیان 9 : 16 ) آرزو دارم تا روزی برسد تمامی مردم نور و عشق خداوندی را که هرگز نشناخته بودند در قلبشان احساس کنند . آرزو دارم تا برکتی که خداوند در زندگی من جاری کرد در زندگی مردم جهان جاری باشد. آرزو دارم تا خداوند قلبهای سنگی انسان ها را همانطور که قلب سنگی من را تبدیل به خاکستری نرم کرد لمس کرده و از آن خاکستری بوجود بیاورد تا بذر کلامش در آن جوانه بزند و میوه های بسیار آورد. خدای پدر از مدتها پیش شما رابرگزید ، زیرا او از پیش میدانست که شما به او ایمان خواهید اورد. روح خدا نیز شما را با خون عیسی مسیح پاک ساخته تا بتوانید طبق خواست مسیح زندگی کنید. (رساله اول پطرس باب 1 آیه 2 ) اما اکنون شما که این شهادت نامه را میخوانید شاهد کار عظیم خداوند در زندگی من هستید. آیا مایلید تا خداوندی که هرگز نشناخته بودید ، قلب شما را لمس کند و خودش را به شما بشناساند؟ آیا مایلید که خداوند در زندگی شما هم برکات خود را جاری سازد؟ آیا مایلید تا شما هم فرزند او نامیده شوید؟ آیا طالب آرامش هستید؟ مزد گناه موت است اما نعمت خدا حیات جاودانی در خداوند ما عیسی ( رومیان 6 : 23 ) اگر خود را گناهکار می دانید ، آیا مایلید دستی شما را از لجنزار گناه بیرون بکشد؟ زیرا که همه گناه کردند و از جلال خدا قاصر می باشند و به فیض او مجاناً عادل شمرده میشوند ؛ به وساطت آن فدیه ای که در عیسی مسیح است. ( رومیان 3 : 23 ) خداوند میگوید : بیایید تا با هم محاجه نمائیم ؛ اگر گناهان شما مثل ارغوان باشد مثل برف سفید خواهد شد و اگر مثل قرمز سرخ باشد ، پشم خواهد شد. ( اشعیا 1 : 18 ) اگر مایلید خداوند را در قلب خود بپذیرید تا شاهد معجزات و کارهای بزرگ او در زندگیتان باشید با من دعا کرده ، بگوئید : " ای خداوند تو را شکر میکنم که آنچنان مقرر کردی تا پیام تو را شنیده پذیرای آن باشم. من به تو ایمان دارم. ایمان دارم که تو خدای قدوسی هستی و قادری تا با محبت خود بر صلیب و عدالتت گناهان بسیارم را ببخشی و به من زندگی و حیاتی تازه بدهی. ای خداوند من میدانیم که در تمام زندگی خود تو را فراموش کرده بودم اما اکنون میخواهم که تو به قلب من آمده و نجاتت را به من عطا کنی. از تو متشکرم که به خاطر گناهان من بر صلیب رفتی و تحقیر شدی. از تو متشکرم که برای من گناهکار آنچنان ارزش قائل بودی که من را " فرزند" خود خواندی. تو را شکر میکنم و دروازه قلب خود را به روی تو میگشایم تا وارد شوی و تا ابد در آن ساکن بمانی. آمین ! " زیرا که پسر نیامده است تا جان مردم را هلاک سازد بلکه تا نجات دهد. ( لوقا 9 : 56 ) اگر این شهادت را خواندید و همچنان چشمها و گوشهایتان را بر روی حقیقت او بستید باید به شما بگویم که هلاک خواهید شد. هرکه گناه کند او خواهد مرد ( حزقیال 18 : 20 ) بله ؛ خداوند من، گفته است هر که در گناه بماند هلاک خواهد شد. مزد گناه مرگ ابدی است در حالیکه او میتواند به شما زندگی و حیات جاویدان بدهد و گناهان شما را ببخشاید. اگر به او ایمان آورید و او را در قلب خود وارد کنید ، او آثار گناهانتان را که با توبه و بدون ایمان به خون مسیح هرگز پاک نخواهد شد ، پاک خواهد کرد و مرگ روحانی را از شما برخواهد داشت. او قادر است به شما حیات جاویدان بدهد و تاریخ این ادعا را به اثبات رساند. من هستم آن نان زنده که از آسمان نازل شد . اگر کسی از این نان بخورد تا به ابد زنده خواهد ماند . و نانی که من عطا میکنم جسم من است که آن را به جهت حیات جهان می بخشم. ( یوحنا 6 : 51 ) چرا که عیسی مسیح که خدای جسم پوشیده است به طرز عجیب و منحصر به فردی به دنیا وارد شد. به خاطر ما تحقیر شد و زجر کشید ، به صلیب کشیده شد و به فجیع ترین صورت مرد و بعد از سه روز از مردگان قیام کرد و زنده به مدت 40 روز در میان مردم حاضر شد تا همه بدانند که او قادر است زندگی و حیات دوباره ای به آنها عطا کند. و سپس عروج کرد تا برای ما نزد پدر آسمانی شفاعت کند. آمدنش به این دنیا ، زندگیش ، پیامش ، معجزاتش ، ادعاهایش ، رنج هایی که متحمل شد ، مرگش ، قیامش از مردگان و عروجش همه اینها منحصر به فرد بود. آیا کسی را در طول تاریخ همچون عیسی ناصری سراغ دارید که بتواند دردها و مریضی های دیگران را با یک اراده شفا دهد و مردگان را از مرگ برخیزاند؟ آیا در طول تاریخ کسی را سراغ دارید که ادعای خدایی کند و برای اثبات ادعاهایش معجزات آورد و قادر باشد تا دنیا را داوری نماید؟ پسر انسان نیامد تا مخدوم شود بلکه تا خدمت کند و جان خود را در راه بسیاری فدا سازد. ( متی 20 : 28) آنکه به پسر ایمان آورده باشد ، حیات جاودانی دارد ( یوحنا 3 : 36 ) پدر بر هیچ کس داوری نمیکند بلکه تمام داوری را به پسر سپرده است. ( یوحنا 5 : 22) همچنان که پدر در خود حیات دارد ، همچنین پسر را نیز عطا کرده است که در خود حیات داشته باشد و بدو قدرت بخشیده است که داوری هم بکند زیرا که پسر انسان است ( یوحنا 5 : 26) اگر به او ایمان آورید ، نجات او را دریافت خواهید کرد و او شما را شفاعت خواهد نمود و نام شما را در دفتر زندگانی ثبت خواهد نمود. اما اگر به او ایمان نیاورید او شما را هلاک خواهد کرد. بله چون فرزندان خدا وارثان اویند و هرکه فرزند خدا نباشد فرزند شیطان است. و به هلاکت خواهد رسید. خداوند در وعده های خود تأخیر نمی نماید ؛ چنانکه بعضی تأخیر می پندارند . بلکه بر شما تحمل می نماید چون نمیخواهد که کسی هلاک گردد ، بلکه همه به توبه گرایند. ( دوم پطرس 3 : 9 ) بله ؛ آمین ای خداوند قدوس . به امید برقراری ملکوتت بر زمین بذر کلامت را خواهیم پاشید. خوشابه حال آنان که بذر تو را در دلهایشان می پرورانند تا میوه و ثمر آورد.... |+| نوشته شده توسط سارا پالما در پنجشنبه 30 آذر1385 ساعت 11:30
اسامی و کلماتی برای خدا
منبع : BRS1/MRS 001 دروس الهیات مسیحی دانشگاه بدون مرز کلمات متعددی در کتاب مقدس برای اشاره و نامیدن خدا به خدمت گرفته می شوند . " خدا" کلمه ای فارسی برای نامیدن پروردگار است و این کلمه برای انتقال و ترجمه " ال" یا " الوهیم" از زبان عبری به کار رفته است. " الوهیم" شکل جمع کلمه "ال" است اما در زبان عبری لزوماً به این معنی نیست که بر تعدد خدایان دلالت دارد. هر دو شکل این کلمه غالباً قابل تبدیل و معاوضه هستند و میتوانند به جای یکدیگر به کار روند. الوهیم کلمه ای است برای خدا که در کتاب پیدایش باب 1 بکار رفته است و بطور کاملاً صحیح به کلمه خدا ( God در انگلیسی ) به شکل مفرد آن ترجمه شده است. زیرا این اصطلاح در هر مورد با فعل مفرد همراه و محاط شده است. در پیدایش 2 : 4 کلمه رایج و عمومی الوهیم با کلمه یهوه که نام شخصی خداست ، توام و ترکیب میشود ( YHWH از ریشه عبری بدون اصوات ) پیش گفتار بر این نکته که الوهیم ، آسمان و زمین را آفرید ، تصریح می نماید اما در باب 2 ، الوهیم در اصطلاحی بسیار شخصی تر ، به عنوان یهوه – خدا آشکار می شود. گرچه یهوه در پیدایش به کار می رود ، اما عملاً خدا نام خود و ارتباطی که این نام ایجاب می کند را تا زمان موسی بتعویق می اندازد. اکثر ترجمه های انگلیسی و فارسی نشان دهنده یک سنت دیرین یهودی هستنند که بیانگر آنند که نام شخصی خدا را نباید به صدای بلند بر زبان آورد. آنان برای محافظت از اینکه به بیهودگی به نام خدا سوگند نخورند و به این ترتیب مطابق با فرمان سوم از فرامین ده فرمان ، نام خدا را به باطل بر زبان نیاورند ، کلمه " سرور و خداوند" ( در انگلیسی کلمه Lord ) را جایگزین کلمه " یهوه" نمودند . وقتی در حدود قرن پنجم پس از میلاد ، اصوات صدادار در زبان عبری توسعه و تحول یافت ، اصواتی ( فتحه ، کسره ، ضمه ) که برای کلمه خداوند ( Lord ) بکار می رفتند برای ریشه های کلمه یهوه قرار داده شندن و بنابراین کلمه ای غیر قابل تلفظ را ساختند . متعاقباً مترجمین انگلیسی ترجیح دادند تا " یهوه " را با استفاده از لغت خداوند – در انگلیسی Lord در کتاب مقدس های انگلیسی ترجمه کنند تا آن را از لغت عبری دیگری که به معنی " خداوند است" در انگلیسی Lord متمایز سازند. نسخه ترجمه استاندارد آمریکائی کتاب مقدس سال 1901 سعی کرد تا کلمه عبری یهوه را به صورت ترجمه حرف به حرف همراه با نو آوری " یهوه در انگلیسی Jehovah " ترجمه کند. |+| نوشته شده توسط سارا پالما در چهارشنبه 8 آذر1385 ساعت 13:46
پولس برای مردم آتن موعظه می کند ( اعمال رسولان باب 17 آیات 16 تا 34 )
وقتی پولس در اتن منتظر سیلاس و تیموتائوس بود ، از انهمه بت مه در شهر بودند به شدت ناراحت شد . پس برای گفتگو با یهودیان و غیر یهودیان دیندار ، به عبادتگاه یهود می رفت و هر روز در میدان شهر با مردم کوچه و بازار گفتگو میکرد. درضمن با چند فیلسوف اپیکوری و رواقی نیز آشنا شد. وقتی پیام نجات بخش مسیح و زنده شدن او را با آنان در میان گذاشت ، گفتند : آدم خیالبافی است. بعضی نیز گفتند : میخواهد یکی از مذاهب بیگانه را به ما تحمیل کند. پس او را به تالار اجتماعات شهر دعوت کردند که بالای تپه ای به نام مریخ بود و گفتند : بیا درباره این مذهب تازه بیشتر برای ما صحبت کن . چون چیزهایی که تو میگوئی برای ما تازگی دارد و میخواهیم بیشتر بشنویم. تمام اهالی آتن و حتی خارجیهای آنجا گوئی کاری نداشتند جز اینکه دور هم جمع شوند و تمام وقت خود را صرف گفتگو درباره عقاید تازه کنند. پس پولوس در تالار اجتماعات شهر مریخ در مقابل همه ایستاد و گفت : ای اهالی آتن میبینم که شما بسیار مذهبی هستید ، چون وقتی در شهر گردش می کردم ، بسیاری از قربانگاه های شما را دیدم. در ضمن روی یکی از آن ها نوشته شده بود : تقدیم به خدائی که هنوز شناخته نشده است. معلوم میشود که شما مدتهاست که او را میپرستید ، بی آنکه بدانید کیست. اکنون میخواهم با شما در باره او سخن بگویم. او همان کسی است که دنیا و هر آنچه در آن است آفریده است. چون او خود صاحب آسمان و زمین است ، دیگر در این بتخانه ها که به دست انسان ساخته شده اند ، ساکن نمیشود. و احتیاج به دسترنج ما ندارد ، چون بی نیاز است. زیرا خود او به همه نفس و حیات می بخشد ، و هر نیاز انسان را رفع می کند. او تمام مردم دنیا را از یک نفر بوجود آورد ، یعنی از آدم ، و قوم ها را در سراسر این زمین پراکنده ساخت ؛ او زمان به قدرت رسیدن و سقوط هر یک از قوم های جهان و مرزهای آنها را از پیش تعیین کرده است. مقصود از تمام این کارها این است که مردم در جستجوی خدا باشند تا شاید به او برسند ؛ حال آنکه او حتی از قلب ما نیز به ما نزدیک تر است. زیرا زندگی و حرکت و هستی از اوست. یکی از شعرای شما نیز گفته است که ما فرزندان خدا هستیم. اگر این درست باشد ، پس نباید خدا را یک بت بدانیم که انسان آن را از طلا و نقره و از سنگ ساخته است. اما خدا کارهایی را که در گذشته از روی نادانی از انسان سر زده تحمل کرده است . ولی حالا از همه می خواهد که بت هایشان را دور ریخته ، فقط او را بپرستند . زیرا روزی را معین فرموده است که در آن روز مردم این دنیا را بوسیله شخص مورد نظر خود با عدل و انصاف داوری خواهد کرد. و این شخص را نیز بر ما ظاهر ساخت ، چون او را بعد از مرگ زنده کرد. وقتی شنیدند که پولس در باره زنده شدن مرده سخن میگوید ، به او خندیدند . و بعضی نیز گفتند : میخواهیم در این باره بازهم برای ما صحبت کنی. به هر حال این پایان گفتگوی پولس با ایشان بود . ولی چند نفر او را پیروی کرده ، به مسیح ایمان آوردند . از جمله اینها دیونیسیوس عضو انجمن شهر بود و دیگری زنی به نام داماریس و چند نفر دیگر.
|+| نوشته شده توسط سارا پالما در چهارشنبه 8 آذر1385 ساعت 11:51
مزمور 25 داوود ( آیات 1 - 21 )
ای خداوند راز دل خود را با تو در میان میگذارم . خدایا من بر تو توکل دارم پس نگذار شرمنده شوم و دشمنانم با دیدن بدبختی من شادی کنند. بلی آنان که به تو امیدوارند هرگز سرافکنده نخواهند شد ، اما کسانی که بی جهت از اوامر تو سرپیچی می کنند خوار خواهند شد. ای خداوند ، راه خود را به من نشان ده و احکام خود را به من بیاموز . راستی خود را به من تعلیم ده و من را هدایت فرما ، زیرا تو نجات دهنده من هستی و من همیشه به تو امیدوار بودم. ای خداوند ، رحمت ازلی و محبت عظیم خود را به یاد آر ! خطا ها و گناهان جوانی ام را ببخش ! ای خداوند ، به رحمت خویش و به خاطر نیکوئی خود مرا یاد کن ! خداوند نیکو و عادل است ؛ او راه راست خود را به کسانی که از راه منحرف شوند نشان خواهد داد . او شخص فروتن را در انجام کارهای درست هدایت خواهد کرد و راه خود را به او تعلیم خواهد داد . خداوند تمام کسانی را که عهد او را نگاه میدارند و از اوامرش پیروی میکنند ، با وفاداری و محبت هدایت میکند. ای خداوند ، گناه من بزرگ است ؛ به خاطر نام خودت آن را بیامرز ! اگر کسی خدا ترس باشد ، خدا راه راست را به او نشان خواهد داد. او همیشه کامیاب خواهد بود و فرزندانش در دنیا پایدار خواهند شد. خداوند به کسانی اعتماد دارد که از او اطاعت میکنند . او عهد خود را با ایشان تحکیم میکند. چشم امید من همیشه بر خداوند است ، زیرا تنها او میتواند مرا از خطر برهاند . ای خداوند ، به من توجه فرما و بر من رحم نما زیرا تنها و درمانده ام. غمهای دلم زیاد شده است ، مرا از غم هایم رهائی ساز ! به فقر و بدبختی من توجه فرما و همه گناهانم را بیامرز. دشمنانم را ببین که چه زیادند و چقدر از من نفرت دارند ! جانم را حفظ کن و مرا نجات ده تا شرمنده نشوم ، زیرا که بر تو توکل کرده ام. باشد که کمال و راستی من حافظ من باشند ، زیرا به تو پناه میبرم. |+| نوشته شده توسط سارا پالما در سه شنبه 7 آذر1385 ساعت 9:39
چه تفاوتی بین مسیح و مذهب وجود دارد؟
منبع : سایت اینترنتی کلام خدا چرا برای خدا مهم است که ما به چه چیزی ایمان داریم و چگونه ایمانداری هستیم و چطور او را خدمت میکنیم و میپرستیم؟ زیرا او به دنبال کسانی میگردد که او را با روح و راستی می پرستند ( انجیل یوحنا 4: 23-24 ) نه از روی آداب و رسوم مذهبی و یا نادانی و بی اهمیتی نسبت به شناخت خدا ، خدا میخواهد پرستش ما قلبی باشد و در پاسخ به محبت و فیضی که او نسبت به ما ارزانی داشته ، یعقوب ، یکی از نویسندگان کتاب مقدس و برادر عیسی مسیح مینویسد : دیانت پاک و بی آلایش ( مذهب خالص) در برابر خدای پدر این است که وقتی یتیمان و بیوه زنان دچار مصیبت میشوند از آنها توجه کنیم و خود را از فساد جهان دور نگهداریم ( رساله یعقوب 1 : 27 ) منظور یعقوب تشویق کردن ما برای مذهبی شدن نیست بلکه او تنها میخواهد بگوید که مذهب میتواند کارهای خوب بسیاری را در برگیرد . اما مذهب قادر نیست که جایگزین راه نجات ( عیسی مسیح) بشود. مذهب انجام یکسری عادات و رسوم و باور یکسری عقاید می باشد : عیسی مسیح شخصی است که میتوان شناخت و به او اعتماد کرد. مذهب ایمان به خداست : عیسی مسیح کسی است که میتواند ما را تعلیم دهد ، راهنمائی کند و قدرت بدهد که اراده او را در زندگی خود انجام بدهیم. مذهب دعا کردن است : عیسی مسیح کسی است که میتواند برای ما نزد خدا شفاعت کند . مذهب اجتناب کردن از فساد اخلاقی است ؛ عیسی مسیح کسی است که به خاطر گناهان ما مرد ، دفن شد ، روز سوم از مردگان قیام کرد ، و قادر است که ما را به آسمان ، در حضور خود برای زندگی ابدی ببرد. |+| نوشته شده توسط سارا پالما در پنجشنبه 2 آذر1385 ساعت 13:16
|
![]() | |||
|
|||
![]() |