تبليغاتX
کتاب مقدس
کتاب مقدس
عیسی : من راه و راستی و حیاتم. هیچ کس جز به واسطه من به نزد پدر نمیآید. ( یوحنا 14 : 6 )

محبت

اول قرنتیان باب ۱۳

اهمیّت طریق محبت

۱اگر به زبانهای آدمیان و فرشتگان سخن گویم، ولی محبت نداشته باشم، زنگی پرصدا و سنجی پرهیاهو بیش نیستم.۲اگر قدرت نبوّت داشته باشم و بتوانم جملۀ اسرار و معارف را درک کنم، و اگر چنان ایمانی داشته باشم که بتوانم کوهها را جا‌به‌جا کنم، امّا محبت نداشته باشم، هیچم.۳اگر همۀ دارایی خود را بین فقیران تقسیم کنم و تن خویش به شعله‌های آتش بسپارم، امّا محبت نداشته باشم، هیچ سود نمی‌برم.

۴محبت بردبار و مهربان است؛ محبت حسد نمی‌برد؛ محبت فخر نمی‌فروشد و کبر و غرور ندارد.۵رفتار ناشایسته ندارد و نفع خود را نمی‌جوید؛ به آسانی خشمگین نمی‌شود و کینه به دل نمی‌گیرد؛۶محبت از بدی مسرور نمی‌شود، امّا با حقیقت شادی می‌کند.۷محبت با همه‌چیز مدارا می‌کند، همواره ایمان دارد، همیشه امیدوار است و در همه‌حال پایداری می‌کند.

۸محبت هرگز پایان نمی‌پذیرد. امّا نبوّتها از میان خواهد رفت و زبانها پایان خواهد پذیرفت و معرفت زایل خواهد شد.۹زیرا معرفت ما جزئی است و نبوّتمان نیز جزئی؛۱۰امّا چون کامل آید، جزئی از میان خواهد رفت.۱۱آنگاه که کودکی بیش نبودم، چون کودکان سخن می‌گفتم و چون کودکان می‌اندیشیدم و نیز چون کودکان استدلال می‌کردم. امّا چون مرد شدم، رفتارهای کودکانه را ترک گفتم.۱۲آنچه اکنون می‌بینیم، چون تصویری محو است در آینه؛ امّا زمانی خواهد رسید که روبه‌رو خواهیم دید. اکنون شناخت من جزئی است؛ امّا زمانی فراخواهد رسید که به‌کمال خواهم شناخت، چنانکه به‌کمال نیز شناخته شده‌ام.

۱۳و حال، این سه چیز باقی می‌ماند: ایمان، امید و محبت. امّا بزرگترینشان محبت است.


 راهنما


اول‌ قرنتيان‌ 13 . محبت‌


         محبت‌، والاترين‌ تعليم‌ مسيحيت‌ مي‌باشد. اين‌ مورد به‌ صورت‌ اصلي‌ فناناپذير بوسيلة‌ مسيح‌ در محبت‌ آسماني‌ نمودار شده‌ است‌ . محبت‌ پايه‌اي‌ محكم‌ براي‌ كليسا است‌ كه‌ استحكام‌ آن‌ ماوراي‌ جلوه‌هاي‌ مختلف‌ قوت‌ خدا ثابت‌ شده‌ است‌. محبت‌، مؤثرترين‌ اسلحة‌ كليسا معرفي‌ شده‌ و خصوصيتي‌ است‌ كه‌ همة‌ عطاياي‌ روحاني‌ بدون‌ آن‌ دور از دسترس‌ مي‌باشند. محبت‌، عصارة‌ ذات‌ الهي‌ و منشاء تكامل‌ شخصيت‌ انساني‌ معرفي‌ شده‌  است‌. محبت‌ قدرتمندترين‌ قدرت‌ جهاني‌ است‌.

             اگر جميع‌ اموال‌ خود را صدقه‌ دهم‌ و بدن‌ خود را بسپارم‌ تا سوخته‌ شود و محبت‌ نداشته‌ باشم‌، هيچ‌ سود نمي‌برم‌ (3). ايده‌اي‌ كه‌ عقل‌ انسان‌ را وادار به‌ تفكر مي‌كند. عطاياي‌ صحبت‌ به‌ زبانها همانند فرشتگان‌، نبوت‌، علم‌، ايمان‌ به‌ اندازه‌اي‌ كه‌ كوهها را نقل‌ كند، بخشندگي‌ به‌ ميزان‌ آخرين‌ دارايي‌ و حتي‌ شهادت‌ تا زماني‌ كه‌ با روحية‌ محبت‌ آميخته‌ نباشند، كاملاً بي‌فايده‌ مي‌باشند. محبت‌ بهترين‌ كمك‌ جهت‌ خود آزمايي‌ است‌!
|+| نوشته شده توسط سارا پالما در پنجشنبه 28 دی1385 ساعت 22:50 |

یوحنا باب 12 آیات 44 - 50
عیسی مسیح

44  پس  عيسي  با صداي  بلند به  مردم  فرمود: «اگر به  من  ايمان  آوريد، درواقع  به  خدا ايمان  آورده ايد. 45 چون  آن  كه  مرا ديد، گويي  فرستنده  مرا ديده  است . 46  من  مثل  نوري  آمده ام  تا در اين  دنياي  تاريك  بدرخشم  تا تمام  كساني  كه  به  من  ايمان  مي آورند، در تاريكي  سرگردان  نشوند.  47  اگر كسي  صداي  مرا بشنود ولي  اطاعت  نكند، من  از او بازخواست  نخواهم  كرد، زيرا من  نه  براي  بازخواست  بلكه  براي  نجات  جهان  آمده ام .  48  ولي  تمام  كساني  كه  مرا و سخنان  مرا نمي پذيرند، در روز قيامت  بوسيله  كلام  من  از ايشان بازخواست  خواهد شد.  49  اين  سخنان  از من  نيست ، بلكه  من  آنچه  را كه  پدرم  خدا گفته  است ، به  شما مي گويم ؛  50  و مي دانم  كه  احكام  او انسان  را به  زندگي  جاويد مي رساند. پس  هر چه  خدا به  من  مي فرمايد، من  همان  را مي گويم .»

 

|+| نوشته شده توسط سارا پالما در سه شنبه 26 دی1385 ساعت 11:50 |

کنفرانس شفا و آزادی

اطلاعیه

دوستان عزیز فارسی زبان

با کمال مسرت از شما دعوت می شود که در کنفرانس شفا و رهائی که از طرف کلیسای ایرانیان هلند در شهر آمستردام در تاریخ ۲ و ۳ و ۴ فوریه ۲۰۰۷ که به آدرس زیر برگزار میگردد ، حضور به هم رسانید .

در این کنفرانس برای شفا از بیماری ها و رهایی از هرگونه اعتیاد و اسارت و خصوصاً برای شفای روابط و مشکلات عدیده خانواده ها دعا خواهد شد. علاوه بر این در این کنفرانس سه روزه گروه موسیقی معروف جوانان مسیحی کلیساهای ایرانی اروپا ، زیبا ترین سرود ها را برای پرستش خداوند زنده خواهند سرائید. لطفاً از دوستان و آشنایان خود نیز برای شرکت در این کنفرانس با شکوه دعوت به عمل آورید . ورود به این کنفرانس برای عموم آزاد و رایگان می باشد.

با توجه به اینکه محل این کنفرانس بیش از ۱۰۰۰ نفر را پذیرا نمی باشد ، خواهشمند است هرچه سریعتر در وب سایت شفا و آزادی ثبت نام نمائید تا بتوانید از این برنامه فوق العاده غنی و به یاد ماندنی بهره مند شوید. جهت دریافت اطلاعات بیشتر با آدرس conference@shafa.tv  و یا با شماره موبایل : ۰۰۳۱۶۴۱۰۳۴۲۷۷ تماس حاصل فرمائید .

تاریخ برگزاری کنفرانس : دوم تا چهارم فوریه ۲۰۰۷

مکان برگزاری              : Joop Geesinkweg 313 – 1096 AW Amsterdam

ساعت شروع              : هر روزه از ساعت ۱۹:۳۰

|+| نوشته شده توسط سارا پالما در شنبه 23 دی1385 ساعت 21:22 |

جشن های سال نو ، همگام با شهیدان کلیسای ایران

در ایام زادروز عیسی مسیح خداوند ، یکبار دیگر تلألوی پرفروغ نور شمعها و طنین دل انگیز صدای ناقوسها و ترنم روح بخش ترانه ها و سرودها در گوشه و کنار این کره خاکی درهم میامیزد و جلوه آسمانی مییابد. بدین سان جامعه بزرگ مسیحیان جهان، با شور و شوق خاصی این میلاد پر راز و رمز و پر شکوه را در آستانۀ سال نو جشن میگیرند؛ در حالیکه با عشق و ایمان و با نیاز ونیایش، به مصلوب محبوبی چشم دوخته اند که ندا در میداد: " بیاید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید."

در این روزهای جشن و سرور جا دارد تا بار دیگر یاد شهدای گرانقدر کلیسای ایران را گرامی بداریم و هر لحظه با کلام و گفتار آنها که برایمان به یادگار مانده است زندگی روحانی خودمان را در خداوند کامل و کاملتر سازیم .

 یاد آوری زندگی ایمانی این شهدا ، آنگونه که در خداوند ایستادند وتن به ذلت ندادند باید درس ایمان ، شجاعت و غیرت در کلام خدا برای ما  باشد   
 
این رهبران و کشیشان  مظلومانی بودند که بر خاک افتادند و همچون "بذر آگاهی" در ضمیر انسانهای بیشماری جوانه شدند...

"
زمانی خواهد رسید که هر کس شمارا بکشد، می پندارد که خدا را خدمت کرده است." (یوحنا 1:2 )

در ۳۰ بهمن ۱۳۵۷، کشیش "ارسطو سیاح" در محل کارش در شیراز به قتل رسید.
-
دراردیبهشت ۱۳۵۹ کسانی ! قصد ترور "اسقف دهقانی" را داشتند که منجر به قتل پسر وی گردید.
- قربانی بعدی ، کشیش "حسین سودمند" بود که بعداز چندبار دستگیری و بازداشت و بازجویی، نهایتآ در سوم دسامبر سال 1990 در محوطه زندان مشهد، مظلومانه و غریبانه بدار آویخته شد و در مخروبه ایی در حومه شهر بخاک سپرده شد. زنده یاد سودمند اولین کشیشی بود که رسمآ توسط مقامات قضایی حکومت ایران به خاطر عدم انکار ایمان مسیحی خود و بجرم "ارتداد" اعدام گردید.


-کشیش مهدی دیباج مهدی دیباج از کشیشان برجسته شورای کلیساهای ایران، قربانی بعدی بود که ابتدا در سال 1985 به اتهامهای واهی ولی در حقیقت به جرم دگراندیشی وایمان به  عیسی مسیح خداوند  دستگیر میشود؛ و در شرایط زیر اعدام، حدود دو سال نیز در سلول انفرادی  قرار میگیرد.

 در این میان اسقف هایک هوسپیان مهر شجاعانه و فداکارانه به کمک هموطن و برادر دینی خود می شتابد و بیدریغ برای نجات جان کشیش دیباج تلاش مینماید و صدای مظلومیت و  دیگر هموطنان مسیحی را در سطح جهان طنین انداز میکند.


کشیش دیباج در دادگاه ،شجاعانه از عقاید خود و حرمت انسانیش دفاع میکند و متعاقبآ محکوم به اعدام میشود. در رأی صادره دادگاه آمده بود: "... نامبرده بدلیل عدم توبه و پافشاری بر عقاید غیر اسلامی خود به اعدام محکوم میگردد..."

 
البته در اثر پیگیریها و تلاشهای مسیحیان آزاده و بطور خاص اسقف هوسپیان مهر، سرانجام تحت فشارهای بین المللی، حکومت  مجبور میشود کشیش دیباج را بعد از نه سال اسارت در ژانویه سال 1994 موقتآ از زندان آزاد کند... ولی ... چند ماه بعد در روز 24 ژوئن، زنده یاد مهدی دیباج هنگامی که از باغ کلیسا واقع در زیبادشت کرج برای شرکت در جشن تولد دخترش فرشته عازم منزل بود توسط افرادی کوردل ربوده میشود و متعاقبآ با چاقو بطرز فجیعی سلاخی و پیکرش قطعه قطعه میشود...


کشیش دیباج در قسمت پایانی دفاعیه اعتقادی خود در دادگاه  گفته بود: " ... برای من، زندگی یعنی مجالی كه به مسیح خدمت كنم و مرگ یعنی فرصت بهتری كه با مسیح باشم. پس نه فقط راضی ام به احترام نام مقدس خدا در زندان باشم، بلكه حاضرم به خاطر عیسی مسیح خداوند جان بدهم و زودتر به ملكوت خدا برسم. جائی كه برگزیدگان خدا به حیات جاودانی میروند اما شریران به عذاب جاودانی.

اسقف هوسپیان مهر در جمع کودکان کلیسا اسقف هایک هوسپیان مهر

 اسقف "هایک هوسپیان مهر" ناظر کلیساهای  جماعت ربانی ایران از چهره های شناخته شده و از برجسته ترین شخصیتهای جامعه مسیحیان ایران بود ، اسقف هایک در ایجاد همکاری و اتحاد بیشتر بین کلیساهای پروتستان ایران نقشی کلیدی ایفا نمودند سه روز بعد از آزادی کشیش دیباج،  وی در تاریخ 19 ژانویه 1994 در حالیکه برای دیدار یکی از دوستانش عازم فرودگاه مهراباد بود دربین راه توسط افرادی مزدور ربوده شد و مظلومانه به قتل رسید... در آخرین نامه بجا مانده از وی، زنده یاد هایک می نویسد: "... من آماده ام که در کلیسا جان خود را تقدیم کنم باشد که دیگران بتوانند در آرامش و صلح، بدون ترس خداوند خود را نیایش کنند..."

 او دلیرانه تا پای جان به‌خاطر مسیح ایستاد و برای همۀ ما الگویی از شهامت و غیرت برجای نهاد. به‌پاس این شجاعت، کمیسیون آزادی مذهبی وابسته به سازمان جهانی کلیساهای بشارتی در روز ۱۹ نوامبر ۱۹۹۴ طی جلسۀ باشکوهی جایزۀ آزادی مذهب آن سال را به نیابت از اسقف هایک به همسر ایشان اهدا نمود، و روز ۲۰ نوامبر را نیز روز دعای جهانی برای کلیسای ایران نامگذاری کرد.

 

- کشیش "طاطاوس میکائیلیان" نیز که بعد از شهادت اسقف هوسپیان مهر ، علاوه بر شبانی کلیساهای انجیلی،  مسئولیت شورای کشیشان پروتستان را  بر عهده گرفته بود، به فاصله چند کشیش طاطاووس میناسیانروز بعد از ربودن و قتل کشیش دیباج، در تاریخ ۲۹ ژوئن سال ۱۹۹۴ ظاهراً جهت ملاقات با کسانی که خود را حق‌جو معرفی کرده بودند از منزل خارج شد، اما هیچگاه به خانه بازنگشت. مدتی بعد معلوم شد که افرادی خدانشناس ایشان را در آپارتمانی در تهران به ضرب گلوله به قتل رسانده‌اند. شهادت ایشان تنها چند روز پس از شهادت کشیش مهدی دیباج اتفاق افتاد.


- در ادامه همین سریال قتل و جنایت، کشیش جوان "روانبخش (محمدباقر) یوسفی" که سالها به اتفاق خانواده از پسران کشیش دیباج در هنگام اسارت وی، نگهداری کرده بود، در صبحگاه روز 28 سپتامبر 1996 درحالیکه برای انجام نیایش از منزل خارج شده بود، مفقود میشود و غروب همان روز جنازه حلق آویز او در جنگلهای اطراف ساری پیدا میشود. همچنین کشیش کلیسای خانگی "قربان تورانی" در نوامبر 2005 در گنبدکاووس بر اثر ضربات چاقو به قتل میرسد و پیکر خون آلودش را در جلوی خانه اش رها میکنند... 

اسقف هایک هوسپیان مهرعکس مقابل که برای اولین بار انتشار عمومی مییابد، نشان دهنده صحنه تکان دهنده ایی است که اسقف هائیک هوسپیان مهر بر سر خاک و آرامگاه کشیش سودمند فقید در حال نیایش و ادای احترام میباشد در حالیکه همسر نابینای کشیش سودمند نیز حضور دارد. آیا براستی همین یک عکس منعکس کننده همه آن مهر و محبتی نیست که عیسی مسیح به آن سفارش کرده است .

 پیکر شهید سودمند   در محوطه ای دورافتاده، بی نام و نشان دفن می باشد ؛   بستگان و دوستان شهید  در ناباوری  آنچنان مظلومانه و غریبانه و محقرانه سوگوار عزیز از دست رفته شان هستند .!  مزاری گمنام و بی سنگ، با صلیبی ساده و چوبی نشانده بر خاک سرد، با چهره هایی گرفته از غبار غم و سوز سرما، و ...

اتفاقآ در یکی دیگر از عکسهای ضمیمه این متن که آنهم برای اولین بار در معرض دید همگان قرار میگیرد، کشیش دیباج را بر سر آرامگاه اسقف شجاع هوسپیان مهر نشان میدهد. کسی که برای نجات جان و رهایی او از بند، سالها تلاش کرد و خود بلافاصله بعد از آزادی کشیش دیباج، به شهادت رسید

کلام زنده  عیسی مسیح همچنان طنین اندازاست:

حکم من این است که یکدیگر را محبت کنید ، چنانکه من شما را محبت کرده ام ،محبتی بیش از این وجود ندارد که کسی جان خود را در راه دوستانش فدا کند
                                                                                      يوحنا  ۱۳و۱۲ - ۱۵

به نقل از : شبکه خبری مسیحیان فارسی زبان

|+| نوشته شده توسط سارا پالما در پنجشنبه 14 دی1385 ساعت 13:35 |

کتاب مقدس درباره خدا چه میگوید؟ ( قسمت دوم )

منبع : شناخت خدا از طریق کتاب مقدس نویسنده : دیوید اگنر

 

سال ها پیش از این ، دانیال نبی نوشته بود : آنانی که خدای خویش را میشناسند ، قوی شده کارهای عظیم خواهند کرد ( دانیال 11 : 32 ) این اصل هنوز هم صحیح است. کسانی که خدا را میشناسند او را برای نیازهای زندگی خود کافی میدانند.

از آنجا که میخواهیم خدا را از دیدگاه کل کتاب مقدس بشناسیم ، بیائید فقط به مسائل اساسی بپردازیم و فقط سراغ برخی از بنیادی ترین جنبه های پیام کلام خدا برویم. بیائید نظری بی افکنیم به چهار نکته که بیان بقیه واقعیت هایی هستند که کتاب مقدس درباره خدا و خودمان به ما میگوید.

 

دیدگاه 1 : خدا شخص است و نه نیرو

در سراسر کتاب مقدس ، خدا به وسیله ضمایر من ، مرا و ما درباره خود سخن میگوید . هنگامی که تو خطاب میشود ، پاسخ میگوید . او دارای عقل و خرد است ، عواطف خود را ابراز میکند ، و اراده خود را عملی می نماید. خدا سخن میگوید ، می بیند ، و میشنود. او ناراحتی ، خشم و محبت خود را نشان میدهد ، با آنکه تأکد میکند که روح است. ( یوحنا 4 : 24 ) در عین حال مشخص میکند که یک نیرو یا قدرت صرف نیست. او همه نشانه های یک شخصیت را در خود دارد.

کتاب مقدس اظهار میدارد که این خدا که ما با او مشکلاتی داریم ، یک شخص است ؛ و نه صرفاً یک قدرت که یا برای ما مفید است و یا بر ضد ما. در این مورد ، تجربه موسی مثال بجایی است. خدا هنگامی که از درون بوته سوزان با موسی سخن گفت ( خروج 3-4 )، هم قدرت و هم شخصیت خود را به او نشان داد. خدا از موسی خواست که بنی اسرائیل را از بردگی در مصر رهایی بخشد. ولی موسی نیز همانند بیشتر شخصیت های کتاب مقدس ، با آنچه که خدا از او میخواست مشکل داشت. او حتی نمیتوانست تصور کند که فرعون قدرتمند به او گوش بدهد . به همین دلیل خدا ، دو معجزه انجام داد تا قدرت خود را نشان دهد ( 4 : 1- 9 ) ولی موسی دوباره جواب رد به خدا داد و اینبار لکنت زبان خود را بهانه کرد . خدا بلافاصله به بهانه موسی جواب داد و به او گفت که خودش به موسی خواهد آموخت که چه بگوید. ( 4 : 11 12 )باز موسی دعوت خدا را رد کرد و از او خواست تا شخص دیگری را بفرستد. بالاخره خخدا عصبانی شد و با سخنان تند بر مخالفت های موسی فائق آمد. ( 4 : 14 17 ) و بالاخره موسی پیام را دریافت نمود و موافقت نمود که برود ولی البته این موافقت بس از یک جر و بحث معمولی بین انسان و یک خدای کاملاً شخصی حاصل گردید.

خداوند با موسی رو به رو سخن می گفت مثل شخصی که با دوست خود سخن میگوید ( خروج 33 : 11 )

توجه داشته باشید که این یک مشاجره سخت و شخصی میان دو شخص دارای فکر و احساس بود . این امر نشان میدهد که خدا یک نیرو یا قدرت صرف نیست. او شخصیت دارد و یک شخص است.

-         او دارای یک حضور شخصی است. ( پیدایش 3 : 8 ؛ خروج 19 : 20 ؛ متی 3 : 17 ؛ یوحنا 12 : 28 )

-         او بر مبنای هوش و دانشی بی نهایت می اندیشد ( اشعیا 40 : 13 14 )

-         او دارای عواطف و احساسات نامحدودی است ( پیدایش 6 : 6 ؛ تثنیه 29 : 20 ؛ مزمور 111 : 4 )

-         او محبت میکند ( ارمیا 31 : 3 ؛ یوحنا 3 : 16 ؛ یوحنا 4 : 8 )

نتیجه :

چون خدا دارای شخصیت است ، موارد زیر به ما آرامش می دهد :

1- او شخصیً مراقب ما است

2- او شخصاً برای ما فکر میکند .

3- او شخصاً به آنچه که میگوئیم و فکر میکنیم ، پاسخ می دهد .

4- او شخصاً نقشه هایی برای ما دارد.

 

دیدگاه 2 : خدا قابل شناختن است و نه صرفاً یک راز

درست است که اشعیا نبی از خدا چنین نقل قول میکند : افکار من ، افکار شما نیست و طریق های شما ، طریق های من نی ( اشعیا 55 : 8 ) ( این یکی از دلایلی است که ما با خدا مشکل داریم ) ولی در اشعیا 55 ، منظور خداوند این نبود که او قابل شناختن نیست. منظور او این است که ما نمیتوانیم آنچه را که درباره خود و افکارش بر ما مکشوف نکرده است ، بدانیم. به همین دلیل ما که هستیم که با آن یگانه ای که افق دیدش بی نهایت عظیم تر از ماست مشاجره کنیم ؟

به خاطر همین دانش بی نهایت است که خدا آنچه را که بدان نیاز داریم تا او را بشناسیم ، به ما بخشیده است. آنچه که باید درباره خدا بدانیم ، در مکاشفه او می یابیم.

1- ما میتوانیم خدا را بشناسیم زیرا آفریده شده ایم تا او را بشناسیم.

بنابر داستان آفرینش انسان ، خدا گفت : آدم را به صورت ما و موافق شبیه ما بسازیم ( پیدایش 1 : 26 ) آیه بعد میگوید : پس خدا آدم را به صورت خود آفرید ، او را به صورت خدا آفرید. ( آیه 27 )

یکی از دلایلی که خدا ما را به صورت خود آفرید این بود که بتوانیم او را بشناسیم و به او پاسخ دهیم. او عناصری را در شخصیت ما آفرید که با شخصیت خود او مطابقت دارند. ما فکر داریم تا به افکار او پاسخ دهیم ، احساس و عاطفه داریم تا به احساسات و عواطف او پاسخ دهیم ، و اراده داریم تا به اراده او پاسخ دهیم .

از این لحاظ ما با حیوانات تفاوت داریم. تا آنجا که ما میدانیم ، حیوانات توانائی شناختن خدا را ندارند. آنها غریزه ای برای تشخیص درست و نادرست ندارند. آنها فاقد آن عطش ذاتی برای خدا هستند که تنها بواسطه داشتن رابطه شخصی با آفریننده سیراب می شود.

به خاطر ظرفیت های خداگونه ای که آفریننده ما در ما نهاده ، شخصیت های کتاب مقدس میتوانستند آنچه را که لازم بود ، درباره خدا بدانند :

  • آدم و حوا آنقدر خدا را میشناختند که در باغ عدن با او سخن میگفتند ( پیدایش 3 : 8 11 )
  • خنوخ با خدا راه می رفت ( پیدایش 5 : 24 )
  • داوود آنقدر عمیقاً خدا را میشناخت که مردی موافق دل خدا ، خوانده میشد ( اعمال 13 )

دلیل آنکه مردان و زنان کتاب مقدس میتوانستند به خدا پاسخ دهند و او را بشناسند ، این است که او انان را با چنین توانائی آفرید.

2- ما میتوانیم خدا را بشناسیم ، زیرا او خودش را بر ما شناساند.

امروزه مهمترین وسیله ای که خدا خودش را با آن به ما میشناساند ، کتاب مقدس است. کتاب مقدسی را بردارید . آن را ورق بزنید . با کمی خواندن متوجه میشوید که این کتاب ادعا میکند از سوی خدا آمده و بواسطه نویسندگانی که از خدا الهام گرفته اند نوشته شده است :

  • در نخستین باب کتاب مقدس ، 10 بار عبارت وخدا گفت تکرار شده است. ( پیدایش 1 )
  • اشعیا 20 بار ، حزقیال 60 بار ، و ارمیا 100 بار ادعا میکنند که نوشته هایشان کلام خدا هستند.
  • خدا به ارمیا گفت : تمامی سخنانی را که من به تو گفتم در طوماری بنویس ( 30 : 2 )
  • پولس میگوید که نه به سخن آموخته شده از حکمت انسان بلکه به آنجه روح القدس می آموزد ، سخن میگوید ( اول قرنتیان 2 : 13 )
  • مسیحیان تسالونیکی ، تعلیمات پولس را نه چون کلام انسان بلکه چنانکه فی الحقیقت است ، کلام خدا پذیرفتند. ( اول تسالونیکیان 2 : 13 )
  • یوحنا در آغاز کتاب مکاشفه ، درباره آن چنین مینویسد : مکاشفه عیسی مسیح که خدا به او داد تا ... بر غلامان خود ظاهر سازد ( 1 : 1)

اگر خدا خود را در مکاشفه مکتوب خود بر ما آشکار نکرده بود ، آفرینش مهمترین گواه بر شناختن او می بود. ما میتوانستیم نشانه های ، قدرت ، حکمت ، توجه او به جزئیات و شخصیت او را در خودمان و نیز تا حدودی در عالم حیوانات ببینیم. ولی نمیتوانستیم نقشه های او برای خودمان را درک کنیم. نمیفهمیدیم که تاریخ به کجا می انجامد. نمیتوانستیم مطمئن شویم که خدا مایل است ما را در خانواده خود بپذیرد و تا ابدیت مراقب ما باشد. اگر خدا خود را بر ما مکشوف نکرده بود ، مهمترین پرسش های انسان بی جواب می ماند .

نتیجه :

از آنجا که خدا قابل شناختن است ، می توانیم بدانیم :

1- چه چیز را دوست می دارد.

2- از چه چیز منزجر است .

3- میخواهد چگونه باشیم .

4- میخواهد از چه چیز اجتناب کنیم.

 

دیدگاه 3 : خدا بی نهایت است و نه کاملاً قابل شناخت .

سراسر کتاب مقدس آشکارا اعلام میکند که گرچه خدا شخصیت دارد و گرچه میتوان او را شناخت ، ولی او متمایز از آفرینش خود و بی نهایت برتر از آن است. ما آفریده شده ایم. آنچه که میشناسیم ، آفریده شده است. هر آنچه که میشناسیم ، تا اندازه ای قابل سنجش و محدود است. ولی خدا چنین نیست. با آنکه درک این مطلب برای ما غیر ممکن است ، ولی خدا از ازل وجود داشت و برای بقای خود نیاز به هیچ چیز و هیچ کس ندارد. او کاملاً آزاد است . یعنی هیچ کس نمیتواند او را تغییر دهد یا ادعایی بر او داشته باشد. او کاملاً قائم به ذات است و در نهایت ابدیت زندگی میکند.

ما ضعف ها و نقص هایی داریم. هر آنچه که می شناسیم ، دارای محدودیت است. ما عقب میمانیم. متوجه نمیشویم. شکست میخوریم. ناکامل و معیوب هستیم. ولی خدا نه. او در صفات و طریق هایش نا محدود است. گرچه از بعضی جنبه ها شبیه خدا هستیم ، ولی از بسیاری جنبه های دیگر ، مطلقاً قابل مقایسه با او نیستیم.

موسی هنگامی که شریعت را دریافت کرد ، عظمت پر ابهت خدا را دید. در حالیکه به دنیال کلماتی میگشت تا تجربه خود را بیان کند ، نوشت : منظر جلال خداوند مثل اتش سوزنده .... بر قله کوه بود ( خروج 24 : 17 )

اشعیا هنگامی که فراخوانده شد تا نبی خدا باشد خدا را دید که بر کرسی بلند و عالی نشسته بود و هیکل از دامن های وی پر بود. ( اشعیا 6 : 1 ) او در باب 40 نبوت خود با شگفتی گفت :

کیست که آبها را به کف دست خود پیموده و افلاک را با وجب اندازه کرده و غبار زمین را در کیل گنجانید و کوه ها را به قپان  و تل ها را به ترازو وزن نموده است؟ کیست که روح خداوند را قانون داده و یا مشیر او بوده ، او را تعلیم داده باشد؟ او از که مشورت خواست تا به او فهم بخشد و طریق راستی را به او بیاموزد؟ و کیست که او را معرفت آموخت و راه فطانت را به او تعلیم داد؟ ( اشعیا 40 : 1- 14 )

و بار دیگر در توصیف برتری و عظمت بینهایت خدا چنین نوشت :

خداوند میگوید : افکار من افکار شما نیست و طریق های من ، طریق های شما نی . زیرا چنانکه آسمان از زمین بلند تر است ، همچنین طریق های من از طریق های شما و افکار من از افکار شما بلند تر می باشد. ( اشعیا 55 : 8 9 )

نتیجه :

با توجه به عظمت بی کران خدا ، میتوانیم چنین نتیجه بگیریم که :

  1. خدا به هیچ چیز و هیچ کس نیاز ندارد.
  2. خدا بالاتر از درک ماست.
  3. خدا شایسته پرستش و ستایش ما است.
  4. خدا به حق انتظار اطاعت از ما دارد.
  5. خدا قدرت نامحدودی برای کمک به ما دارد.