تبليغاتX
کتاب مقدس
کتاب مقدس
عیسی : من راه و راستی و حیاتم. هیچ کس جز به واسطه من به نزد پدر نمیآید. ( یوحنا 14 : 6 )

محبت

اول قرنتیان باب ۱۳

اهمیّت طریق محبت

۱اگر به زبانهای آدمیان و فرشتگان سخن گویم، ولی محبت نداشته باشم، زنگی پرصدا و سنجی پرهیاهو بیش نیستم.۲اگر قدرت نبوّت داشته باشم و بتوانم جملۀ اسرار و معارف را درک کنم، و اگر چنان ایمانی داشته باشم که بتوانم کوهها را جا‌به‌جا کنم، امّا محبت نداشته باشم، هیچم.۳اگر همۀ دارایی خود را بین فقیران تقسیم کنم و تن خویش به شعله‌های آتش بسپارم، امّا محبت نداشته باشم، هیچ سود نمی‌برم.

۴محبت بردبار و مهربان است؛ محبت حسد نمی‌برد؛ محبت فخر نمی‌فروشد و کبر و غرور ندارد.۵رفتار ناشایسته ندارد و نفع خود را نمی‌جوید؛ به آسانی خشمگین نمی‌شود و کینه به دل نمی‌گیرد؛۶محبت از بدی مسرور نمی‌شود، امّا با حقیقت شادی می‌کند.۷محبت با همه‌چیز مدارا می‌کند، همواره ایمان دارد، همیشه امیدوار است و در همه‌حال پایداری می‌کند.

۸محبت هرگز پایان نمی‌پذیرد. امّا نبوّتها از میان خواهد رفت و زبانها پایان خواهد پذیرفت و معرفت زایل خواهد شد.۹زیرا معرفت ما جزئی است و نبوّتمان نیز جزئی؛۱۰امّا چون کامل آید، جزئی از میان خواهد رفت.۱۱آنگاه که کودکی بیش نبودم، چون کودکان سخن می‌گفتم و چون کودکان می‌اندیشیدم و نیز چون کودکان استدلال می‌کردم. امّا چون مرد شدم، رفتارهای کودکانه را ترک گفتم.۱۲آنچه اکنون می‌بینیم، چون تصویری محو است در آینه؛ امّا زمانی خواهد رسید که روبه‌رو خواهیم دید. اکنون شناخت من جزئی است؛ امّا زمانی فراخواهد رسید که به‌کمال خواهم شناخت، چنانکه به‌کمال نیز شناخته شده‌ام.

۱۳و حال، این سه چیز باقی می‌ماند: ایمان، امید و محبت. امّا بزرگترینشان محبت است.


 راهنما


اول‌ قرنتيان‌ 13 . محبت‌


         محبت‌، والاترين‌ تعليم‌ مسيحيت‌ مي‌باشد. اين‌ مورد به‌ صورت‌ اصلي‌ فناناپذير بوسيلة‌ مسيح‌ در محبت‌ آسماني‌ نمودار شده‌ است‌ . محبت‌ پايه‌اي‌ محكم‌ براي‌ كليسا است‌ كه‌ استحكام‌ آن‌ ماوراي‌ جلوه‌هاي‌ مختلف‌ قوت‌ خدا ثابت‌ شده‌ است‌. محبت‌، مؤثرترين‌ اسلحة‌ كليسا معرفي‌ شده‌ و خصوصيتي‌ است‌ كه‌ همة‌ عطاياي‌ روحاني‌ بدون‌ آن‌ دور از دسترس‌ مي‌باشند. محبت‌، عصارة‌ ذات‌ الهي‌ و منشاء تكامل‌ شخصيت‌ انساني‌ معرفي‌ شده‌  است‌. محبت‌ قدرتمندترين‌ قدرت‌ جهاني‌ است‌.

             اگر جميع‌ اموال‌ خود را صدقه‌ دهم‌ و بدن‌ خود را بسپارم‌ تا سوخته‌ شود و محبت‌ نداشته‌ باشم‌، هيچ‌ سود نمي‌برم‌ (3). ايده‌اي‌ كه‌ عقل‌ انسان‌ را وادار به‌ تفكر مي‌كند. عطاياي‌ صحبت‌ به‌ زبانها همانند فرشتگان‌، نبوت‌، علم‌، ايمان‌ به‌ اندازه‌اي‌ كه‌ كوهها را نقل‌ كند، بخشندگي‌ به‌ ميزان‌ آخرين‌ دارايي‌ و حتي‌ شهادت‌ تا زماني‌ كه‌ با روحية‌ محبت‌ آميخته‌ نباشند، كاملاً بي‌فايده‌ مي‌باشند. محبت‌ بهترين‌ كمك‌ جهت‌ خود آزمايي‌ است‌!
|+| نوشته شده توسط سارا پالما در پنجشنبه 28 دی1385 ساعت 22:50 |

یوحنا باب 12 آیات 44 - 50
عیسی مسیح

44  پس  عيسي  با صداي  بلند به  مردم  فرمود: «اگر به  من  ايمان  آوريد، درواقع  به  خدا ايمان  آورده ايد. 45 چون  آن  كه  مرا ديد، گويي  فرستنده  مرا ديده  است . 46  من  مثل  نوري  آمده ام  تا در اين  دنياي  تاريك  بدرخشم  تا تمام  كساني  كه  به  من  ايمان  مي آورند، در تاريكي  سرگردان  نشوند.  47  اگر كسي  صداي  مرا بشنود ولي  اطاعت  نكند، من  از او بازخواست  نخواهم  كرد، زيرا من  نه  براي  بازخواست  بلكه  براي  نجات  جهان  آمده ام .  48  ولي  تمام  كساني  كه  مرا و سخنان  مرا نمي پذيرند، در روز قيامت  بوسيله  كلام  من  از ايشان بازخواست  خواهد شد.  49  اين  سخنان  از من  نيست ، بلكه  من  آنچه  را كه  پدرم  خدا گفته  است ، به  شما مي گويم ؛  50  و مي دانم  كه  احكام  او انسان  را به  زندگي  جاويد مي رساند. پس  هر چه  خدا به  من  مي فرمايد، من  همان  را مي گويم .»

 

|+| نوشته شده توسط سارا پالما در سه شنبه 26 دی1385 ساعت 11:50 |

کنفرانس شفا و آزادی

اطلاعیه

دوستان عزیز فارسی زبان

با کمال مسرت از شما دعوت می شود که در کنفرانس شفا و رهائی که از طرف کلیسای ایرانیان هلند در شهر آمستردام در تاریخ ۲ و ۳ و ۴ فوریه ۲۰۰۷ که به آدرس زیر برگزار میگردد ، حضور به هم رسانید .

در این کنفرانس برای شفا از بیماری ها و رهایی از هرگونه اعتیاد و اسارت و خصوصاً برای شفای روابط و مشکلات عدیده خانواده ها دعا خواهد شد. علاوه بر این در این کنفرانس سه روزه گروه موسیقی معروف جوانان مسیحی کلیساهای ایرانی اروپا ، زیبا ترین سرود ها را برای پرستش خداوند زنده خواهند سرائید. لطفاً از دوستان و آشنایان خود نیز برای شرکت در این کنفرانس با شکوه دعوت به عمل آورید . ورود به این کنفرانس برای عموم آزاد و رایگان می باشد.

با توجه به اینکه محل این کنفرانس بیش از ۱۰۰۰ نفر را پذیرا نمی باشد ، خواهشمند است هرچه سریعتر در وب سایت شفا و آزادی ثبت نام نمائید تا بتوانید از این برنامه فوق العاده غنی و به یاد ماندنی بهره مند شوید. جهت دریافت اطلاعات بیشتر با آدرس conference@shafa.tv  و یا با شماره موبایل : ۰۰۳۱۶۴۱۰۳۴۲۷۷ تماس حاصل فرمائید .

تاریخ برگزاری کنفرانس : دوم تا چهارم فوریه ۲۰۰۷

مکان برگزاری              : Joop Geesinkweg 313 – 1096 AW Amsterdam

ساعت شروع              : هر روزه از ساعت ۱۹:۳۰

|+| نوشته شده توسط سارا پالما در شنبه 23 دی1385 ساعت 21:22 |

جشن های سال نو ، همگام با شهیدان کلیسای ایران

در ایام زادروز عیسی مسیح خداوند ، یکبار دیگر تلألوی پرفروغ نور شمعها و طنین دل انگیز صدای ناقوسها و ترنم روح بخش ترانه ها و سرودها در گوشه و کنار این کره خاکی درهم میامیزد و جلوه آسمانی مییابد. بدین سان جامعه بزرگ مسیحیان جهان، با شور و شوق خاصی این میلاد پر راز و رمز و پر شکوه را در آستانۀ سال نو جشن میگیرند؛ در حالیکه با عشق و ایمان و با نیاز ونیایش، به مصلوب محبوبی چشم دوخته اند که ندا در میداد: " بیاید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید."

در این روزهای جشن و سرور جا دارد تا بار دیگر یاد شهدای گرانقدر کلیسای ایران را گرامی بداریم و هر لحظه با کلام و گفتار آنها که برایمان به یادگار مانده است زندگی روحانی خودمان را در خداوند کامل و کاملتر سازیم .

 یاد آوری زندگی ایمانی این شهدا ، آنگونه که در خداوند ایستادند وتن به ذلت ندادند باید درس ایمان ، شجاعت و غیرت در کلام خدا برای ما  باشد   
 
این رهبران و کشیشان  مظلومانی بودند که بر خاک افتادند و همچون "بذر آگاهی" در ضمیر انسانهای بیشماری جوانه شدند...

"
زمانی خواهد رسید که هر کس شمارا بکشد، می پندارد که خدا را خدمت کرده است." (یوحنا 1:2 )

در ۳۰ بهمن ۱۳۵۷، کشیش "ارسطو سیاح" در محل کارش در شیراز به قتل رسید.
-
دراردیبهشت ۱۳۵۹ کسانی ! قصد ترور "اسقف دهقانی" را داشتند که منجر به قتل پسر وی گردید.
- قربانی بعدی ، کشیش "حسین سودمند" بود که بعداز چندبار دستگیری و بازداشت و بازجویی، نهایتآ در سوم دسامبر سال 1990 در محوطه زندان مشهد، مظلومانه و غریبانه بدار آویخته شد و در مخروبه ایی در حومه شهر بخاک سپرده شد. زنده یاد سودمند اولین کشیشی بود که رسمآ توسط مقامات قضایی حکومت ایران به خاطر عدم انکار ایمان مسیحی خود و بجرم "ارتداد" اعدام گردید.


-کشیش مهدی دیباج مهدی دیباج از کشیشان برجسته شورای کلیساهای ایران، قربانی بعدی بود که ابتدا در سال 1985 به اتهامهای واهی ولی در حقیقت به جرم دگراندیشی وایمان به  عیسی مسیح خداوند  دستگیر میشود؛ و در شرایط زیر اعدام، حدود دو سال نیز در سلول انفرادی  قرار میگیرد.

 در این میان اسقف هایک هوسپیان مهر شجاعانه و فداکارانه به کمک هموطن و برادر دینی خود می شتابد و بیدریغ برای نجات جان کشیش دیباج تلاش مینماید و صدای مظلومیت و  دیگر هموطنان مسیحی را در سطح جهان طنین انداز میکند.


کشیش دیباج در دادگاه ،شجاعانه از عقاید خود و حرمت انسانیش دفاع میکند و متعاقبآ محکوم به اعدام میشود. در رأی صادره دادگاه آمده بود: "... نامبرده بدلیل عدم توبه و پافشاری بر عقاید غیر اسلامی خود به اعدام محکوم میگردد..."

 
البته در اثر پیگیریها و تلاشهای مسیحیان آزاده و بطور خاص اسقف هوسپیان مهر، سرانجام تحت فشارهای بین المللی، حکومت  مجبور میشود کشیش دیباج را بعد از نه سال اسارت در ژانویه سال 1994 موقتآ از زندان آزاد کند... ولی ... چند ماه بعد در روز 24 ژوئن، زنده یاد مهدی دیباج هنگامی که از باغ کلیسا واقع در زیبادشت کرج برای شرکت در جشن تولد دخترش فرشته عازم منزل بود توسط افرادی کوردل ربوده میشود و متعاقبآ با چاقو بطرز فجیعی سلاخی و پیکرش قطعه قطعه میشود...


کشیش دیباج در قسمت پایانی دفاعیه اعتقادی خود در دادگاه  گفته بود: " ... برای من، زندگی یعنی مجالی كه به مسیح خدمت كنم و مرگ یعنی فرصت بهتری كه با مسیح باشم. پس نه فقط راضی ام به احترام نام مقدس خدا در زندان باشم، بلكه حاضرم به خاطر عیسی مسیح خداوند جان بدهم و زودتر به ملكوت خدا برسم. جائی كه برگزیدگان خدا به حیات جاودانی میروند اما شریران به عذاب جاودانی.

اسقف هوسپیان مهر در جمع کودکان کلیسا اسقف هایک هوسپیان مهر

 اسقف "هایک هوسپیان مهر" ناظر کلیساهای  جماعت ربانی ایران از چهره های شناخته شده و از برجسته ترین شخصیتهای جامعه مسیحیان ایران بود ، اسقف هایک در ایجاد همکاری و اتحاد بیشتر بین کلیساهای پروتستان ایران نقشی کلیدی ایفا نمودند سه روز بعد از آزادی کشیش دیباج،  وی در تاریخ 19 ژانویه 1994 در حالیکه برای دیدار یکی از دوستانش عازم فرودگاه مهراباد بود دربین راه توسط افرادی مزدور ربوده شد و مظلومانه به قتل رسید... در آخرین نامه بجا مانده از وی، زنده یاد هایک می نویسد: "... من آماده ام که در کلیسا جان خود را تقدیم کنم باشد که دیگران بتوانند در آرامش و صلح، بدون ترس خداوند خود را نیایش کنند..."

 او دلیرانه تا پای جان به‌خاطر مسیح ایستاد و برای همۀ ما الگویی از شهامت و غیرت برجای نهاد. به‌پاس این شجاعت، کمیسیون آزادی مذهبی وابسته به سازمان جهانی کلیساهای بشارتی در روز ۱۹ نوامبر ۱۹۹۴ طی جلسۀ باشکوهی جایزۀ آزادی مذهب آن سال را به نیابت از اسقف هایک به همسر ایشان اهدا نمود، و روز ۲۰ نوامبر را نیز روز دعای جهانی برای کلیسای ایران نامگذاری کرد.

 

- کشیش "طاطاوس میکائیلیان" نیز که بعد از شهادت اسقف هوسپیان مهر ، علاوه بر شبانی کلیساهای انجیلی،  مسئولیت شورای کشیشان پروتستان را  بر عهده گرفته بود، به فاصله چند کشیش طاطاووس میناسیانروز بعد از ربودن و قتل کشیش دیباج، در تاریخ ۲۹ ژوئن سال ۱۹۹۴ ظاهراً جهت ملاقات با کسانی که خود را حق‌جو معرفی کرده بودند از منزل خارج شد، اما هیچگاه به خانه بازنگشت. مدتی بعد معلوم شد که افرادی خدانشناس ایشان را در آپارتمانی در تهران به ضرب گلوله به قتل رسانده‌اند. شهادت ایشان تنها چند روز پس از شهادت کشیش مهدی دیباج اتفاق افتاد.


- در ادامه همین سریال قتل و جنایت، کشیش جوان "روانبخش (محمدباقر) یوسفی" که سالها به اتفاق خانواده از پسران کشیش دیباج در هنگام اسارت وی، نگهداری کرده بود، در صبحگاه روز 28 سپتامبر 1996 درحالیکه برای انجام نیایش از منزل خارج شده بود، مفقود میشود و غروب همان روز جنازه حلق آویز او در جنگلهای اطراف ساری پیدا میشود. همچنین کشیش کلیسای خانگی "قربان تورانی" در نوامبر 2005 در گنبدکاووس بر اثر ضربات چاقو به قتل میرسد و پیکر خون آلودش را در جلوی خانه اش رها میکنند... 

اسقف هایک هوسپیان مهرعکس مقابل که برای اولین بار انتشار عمومی مییابد، نشان دهنده صحنه تکان دهنده ایی است که اسقف هائیک هوسپیان مهر بر سر خاک و آرامگاه کشیش سودمند فقید در حال نیایش و ادای احترام میباشد در حالیکه همسر نابینای کشیش سودمند نیز حضور دارد. آیا براستی همین یک عکس منعکس کننده همه آن مهر و محبتی نیست که عیسی مسیح به آن سفارش کرده است .

 پیکر شهید سودمند   در محوطه ای دورافتاده، بی نام و نشان دفن می باشد ؛   بستگان و دوستان شهید  در ناباوری  آنچنان مظلومانه و غریبانه و محقرانه سوگوار عزیز از دست رفته شان هستند .!  مزاری گمنام و بی سنگ، با صلیبی ساده و چوبی نشانده بر خاک سرد، با چهره هایی گرفته از غبار غم و سوز سرما، و ...

اتفاقآ در یکی دیگر از عکسهای ضمیمه این متن که آنهم برای اولین بار در معرض دید همگان قرار میگیرد، کشیش دیباج را بر سر آرامگاه اسقف شجاع هوسپیان مهر نشان میدهد. کسی که برای نجات جان و رهایی او از بند، سالها تلاش کرد و خود بلافاصله بعد از آزادی کشیش دیباج، به شهادت رسید

کلام زنده  عیسی مسیح همچنان طنین اندازاست:

حکم من این است که یکدیگر را محبت کنید ، چنانکه من شما را محبت کرده ام ،محبتی بیش از این وجود ندارد که کسی جان خود را در راه دوستانش فدا کند
                                                                                      يوحنا  ۱۳و۱۲ - ۱۵

به نقل از : شبکه خبری مسیحیان فارسی زبان

|+| نوشته شده توسط سارا پالما در پنجشنبه 14 دی1385 ساعت 13:35 |

کتاب مقدس درباره خدا چه میگوید؟ ( قسمت دوم )

منبع : شناخت خدا از طریق کتاب مقدس نویسنده : دیوید اگنر

 

سال ها پیش از این ، دانیال نبی نوشته بود : آنانی که خدای خویش را میشناسند ، قوی شده کارهای عظیم خواهند کرد ( دانیال 11 : 32 ) این اصل هنوز هم صحیح است. کسانی که خدا را میشناسند او را برای نیازهای زندگی خود کافی میدانند.

از آنجا که میخواهیم خدا را از دیدگاه کل کتاب مقدس بشناسیم ، بیائید فقط به مسائل اساسی بپردازیم و فقط سراغ برخی از بنیادی ترین جنبه های پیام کلام خدا برویم. بیائید نظری بی افکنیم به چهار نکته که بیان بقیه واقعیت هایی هستند که کتاب مقدس درباره خدا و خودمان به ما میگوید.

 

دیدگاه 1 : خدا شخص است و نه نیرو

در سراسر کتاب مقدس ، خدا به وسیله ضمایر من ، مرا و ما درباره خود سخن میگوید . هنگامی که تو خطاب میشود ، پاسخ میگوید . او دارای عقل و خرد است ، عواطف خود را ابراز میکند ، و اراده خود را عملی می نماید. خدا سخن میگوید ، می بیند ، و میشنود. او ناراحتی ، خشم و محبت خود را نشان میدهد ، با آنکه تأکد میکند که روح است. ( یوحنا 4 : 24 ) در عین حال مشخص میکند که یک نیرو یا قدرت صرف نیست. او همه نشانه های یک شخصیت را در خود دارد.

کتاب مقدس اظهار میدارد که این خدا که ما با او مشکلاتی داریم ، یک شخص است ؛ و نه صرفاً یک قدرت که یا برای ما مفید است و یا بر ضد ما. در این مورد ، تجربه موسی مثال بجایی است. خدا هنگامی که از درون بوته سوزان با موسی سخن گفت ( خروج 3-4 )، هم قدرت و هم شخصیت خود را به او نشان داد. خدا از موسی خواست که بنی اسرائیل را از بردگی در مصر رهایی بخشد. ولی موسی نیز همانند بیشتر شخصیت های کتاب مقدس ، با آنچه که خدا از او میخواست مشکل داشت. او حتی نمیتوانست تصور کند که فرعون قدرتمند به او گوش بدهد . به همین دلیل خدا ، دو معجزه انجام داد تا قدرت خود را نشان دهد ( 4 : 1- 9 ) ولی موسی دوباره جواب رد به خدا داد و اینبار لکنت زبان خود را بهانه کرد . خدا بلافاصله به بهانه موسی جواب داد و به او گفت که خودش به موسی خواهد آموخت که چه بگوید. ( 4 : 11 12 )باز موسی دعوت خدا را رد کرد و از او خواست تا شخص دیگری را بفرستد. بالاخره خخدا عصبانی شد و با سخنان تند بر مخالفت های موسی فائق آمد. ( 4 : 14 17 ) و بالاخره موسی پیام را دریافت نمود و موافقت نمود که برود ولی البته این موافقت بس از یک جر و بحث معمولی بین انسان و یک خدای کاملاً شخصی حاصل گردید.

خداوند با موسی رو به رو سخن می گفت مثل شخصی که با دوست خود سخن میگوید ( خروج 33 : 11 )

توجه داشته باشید که این یک مشاجره سخت و شخصی میان دو شخص دارای فکر و احساس بود . این امر نشان میدهد که خدا یک نیرو یا قدرت صرف نیست. او شخصیت دارد و یک شخص است.

-         او دارای یک حضور شخصی است. ( پیدایش 3 : 8 ؛ خروج 19 : 20 ؛ متی 3 : 17 ؛ یوحنا 12 : 28 )

-         او بر مبنای هوش و دانشی بی نهایت می اندیشد ( اشعیا 40 : 13 14 )

-         او دارای عواطف و احساسات نامحدودی است ( پیدایش 6 : 6 ؛ تثنیه 29 : 20 ؛ مزمور 111 : 4 )

-         او محبت میکند ( ارمیا 31 : 3 ؛ یوحنا 3 : 16 ؛ یوحنا 4 : 8 )

نتیجه :

چون خدا دارای شخصیت است ، موارد زیر به ما آرامش می دهد :

1- او شخصیً مراقب ما است

2- او شخصاً برای ما فکر میکند .

3- او شخصاً به آنچه که میگوئیم و فکر میکنیم ، پاسخ می دهد .

4- او شخصاً نقشه هایی برای ما دارد.

 

دیدگاه 2 : خدا قابل شناختن است و نه صرفاً یک راز

درست است که اشعیا نبی از خدا چنین نقل قول میکند : افکار من ، افکار شما نیست و طریق های شما ، طریق های من نی ( اشعیا 55 : 8 ) ( این یکی از دلایلی است که ما با خدا مشکل داریم ) ولی در اشعیا 55 ، منظور خداوند این نبود که او قابل شناختن نیست. منظور او این است که ما نمیتوانیم آنچه را که درباره خود و افکارش بر ما مکشوف نکرده است ، بدانیم. به همین دلیل ما که هستیم که با آن یگانه ای که افق دیدش بی نهایت عظیم تر از ماست مشاجره کنیم ؟

به خاطر همین دانش بی نهایت است که خدا آنچه را که بدان نیاز داریم تا او را بشناسیم ، به ما بخشیده است. آنچه که باید درباره خدا بدانیم ، در مکاشفه او می یابیم.

1- ما میتوانیم خدا را بشناسیم زیرا آفریده شده ایم تا او را بشناسیم.

بنابر داستان آفرینش انسان ، خدا گفت : آدم را به صورت ما و موافق شبیه ما بسازیم ( پیدایش 1 : 26 ) آیه بعد میگوید : پس خدا آدم را به صورت خود آفرید ، او را به صورت خدا آفرید. ( آیه 27 )

یکی از دلایلی که خدا ما را به صورت خود آفرید این بود که بتوانیم او را بشناسیم و به او پاسخ دهیم. او عناصری را در شخصیت ما آفرید که با شخصیت خود او مطابقت دارند. ما فکر داریم تا به افکار او پاسخ دهیم ، احساس و عاطفه داریم تا به احساسات و عواطف او پاسخ دهیم ، و اراده داریم تا به اراده او پاسخ دهیم .

از این لحاظ ما با حیوانات تفاوت داریم. تا آنجا که ما میدانیم ، حیوانات توانائی شناختن خدا را ندارند. آنها غریزه ای برای تشخیص درست و نادرست ندارند. آنها فاقد آن عطش ذاتی برای خدا هستند که تنها بواسطه داشتن رابطه شخصی با آفریننده سیراب می شود.

به خاطر ظرفیت های خداگونه ای که آفریننده ما در ما نهاده ، شخصیت های کتاب مقدس میتوانستند آنچه را که لازم بود ، درباره خدا بدانند :

  • آدم و حوا آنقدر خدا را میشناختند که در باغ عدن با او سخن میگفتند ( پیدایش 3 : 8 11 )
  • خنوخ با خدا راه می رفت ( پیدایش 5 : 24 )
  • داوود آنقدر عمیقاً خدا را میشناخت که مردی موافق دل خدا ، خوانده میشد ( اعمال 13 )

دلیل آنکه مردان و زنان کتاب مقدس میتوانستند به خدا پاسخ دهند و او را بشناسند ، این است که او انان را با چنین توانائی آفرید.

2- ما میتوانیم خدا را بشناسیم ، زیرا او خودش را بر ما شناساند.

امروزه مهمترین وسیله ای که خدا خودش را با آن به ما میشناساند ، کتاب مقدس است. کتاب مقدسی را بردارید . آن را ورق بزنید . با کمی خواندن متوجه میشوید که این کتاب ادعا میکند از سوی خدا آمده و بواسطه نویسندگانی که از خدا الهام گرفته اند نوشته شده است :

  • در نخستین باب کتاب مقدس ، 10 بار عبارت وخدا گفت تکرار شده است. ( پیدایش 1 )
  • اشعیا 20 بار ، حزقیال 60 بار ، و ارمیا 100 بار ادعا میکنند که نوشته هایشان کلام خدا هستند.
  • خدا به ارمیا گفت : تمامی سخنانی را که من به تو گفتم در طوماری بنویس ( 30 : 2 )
  • پولس میگوید که نه به سخن آموخته شده از حکمت انسان بلکه به آنجه روح القدس می آموزد ، سخن میگوید ( اول قرنتیان 2 : 13 )
  • مسیحیان تسالونیکی ، تعلیمات پولس را نه چون کلام انسان بلکه چنانکه فی الحقیقت است ، کلام خدا پذیرفتند. ( اول تسالونیکیان 2 : 13 )
  • یوحنا در آغاز کتاب مکاشفه ، درباره آن چنین مینویسد : مکاشفه عیسی مسیح که خدا به او داد تا ... بر غلامان خود ظاهر سازد ( 1 : 1)

اگر خدا خود را در مکاشفه مکتوب خود بر ما آشکار نکرده بود ، آفرینش مهمترین گواه بر شناختن او می بود. ما میتوانستیم نشانه های ، قدرت ، حکمت ، توجه او به جزئیات و شخصیت او را در خودمان و نیز تا حدودی در عالم حیوانات ببینیم. ولی نمیتوانستیم نقشه های او برای خودمان را درک کنیم. نمیفهمیدیم که تاریخ به کجا می انجامد. نمیتوانستیم مطمئن شویم که خدا مایل است ما را در خانواده خود بپذیرد و تا ابدیت مراقب ما باشد. اگر خدا خود را بر ما مکشوف نکرده بود ، مهمترین پرسش های انسان بی جواب می ماند .

نتیجه :

از آنجا که خدا قابل شناختن است ، می توانیم بدانیم :

1- چه چیز را دوست می دارد.

2- از چه چیز منزجر است .

3- میخواهد چگونه باشیم .

4- میخواهد از چه چیز اجتناب کنیم.

 

دیدگاه 3 : خدا بی نهایت است و نه کاملاً قابل شناخت .

سراسر کتاب مقدس آشکارا اعلام میکند که گرچه خدا شخصیت دارد و گرچه میتوان او را شناخت ، ولی او متمایز از آفرینش خود و بی نهایت برتر از آن است. ما آفریده شده ایم. آنچه که میشناسیم ، آفریده شده است. هر آنچه که میشناسیم ، تا اندازه ای قابل سنجش و محدود است. ولی خدا چنین نیست. با آنکه درک این مطلب برای ما غیر ممکن است ، ولی خدا از ازل وجود داشت و برای بقای خود نیاز به هیچ چیز و هیچ کس ندارد. او کاملاً آزاد است . یعنی هیچ کس نمیتواند او را تغییر دهد یا ادعایی بر او داشته باشد. او کاملاً قائم به ذات است و در نهایت ابدیت زندگی میکند.

ما ضعف ها و نقص هایی داریم. هر آنچه که می شناسیم ، دارای محدودیت است. ما عقب میمانیم. متوجه نمیشویم. شکست میخوریم. ناکامل و معیوب هستیم. ولی خدا نه. او در صفات و طریق هایش نا محدود است. گرچه از بعضی جنبه ها شبیه خدا هستیم ، ولی از بسیاری جنبه های دیگر ، مطلقاً قابل مقایسه با او نیستیم.

موسی هنگامی که شریعت را دریافت کرد ، عظمت پر ابهت خدا را دید. در حالیکه به دنیال کلماتی میگشت تا تجربه خود را بیان کند ، نوشت : منظر جلال خداوند مثل اتش سوزنده .... بر قله کوه بود ( خروج 24 : 17 )

اشعیا هنگامی که فراخوانده شد تا نبی خدا باشد خدا را دید که بر کرسی بلند و عالی نشسته بود و هیکل از دامن های وی پر بود. ( اشعیا 6 : 1 ) او در باب 40 نبوت خود با شگفتی گفت :

کیست که آبها را به کف دست خود پیموده و افلاک را با وجب اندازه کرده و غبار زمین را در کیل گنجانید و کوه ها را به قپان  و تل ها را به ترازو وزن نموده است؟ کیست که روح خداوند را قانون داده و یا مشیر او بوده ، او را تعلیم داده باشد؟ او از که مشورت خواست تا به او فهم بخشد و طریق راستی را به او بیاموزد؟ و کیست که او را معرفت آموخت و راه فطانت را به او تعلیم داد؟ ( اشعیا 40 : 1- 14 )

و بار دیگر در توصیف برتری و عظمت بینهایت خدا چنین نوشت :

خداوند میگوید : افکار من افکار شما نیست و طریق های من ، طریق های شما نی . زیرا چنانکه آسمان از زمین بلند تر است ، همچنین طریق های من از طریق های شما و افکار من از افکار شما بلند تر می باشد. ( اشعیا 55 : 8 9 )

نتیجه :

با توجه به عظمت بی کران خدا ، میتوانیم چنین نتیجه بگیریم که :

  1. خدا به هیچ چیز و هیچ کس نیاز ندارد.
  2. خدا بالاتر از درک ماست.
  3. خدا شایسته پرستش و ستایش ما است.
  4. خدا به حق انتظار اطاعت از ما دارد.
  5. خدا قدرت نامحدودی برای کمک به ما دارد.

 

دیدگاه 4 : خدا نیکو است و نه صرفاً قدرتمند

در دنیای ما به نظر میرسد قدرت مطلق موجب فساد مطلق می شود. ولی در مورد خدا چنین نیست. خدای قادر مطلق ما پر از نیکوئی است. نیکوئی او در هر آنچه که میکند به چشم میخورد. حتی داوری های او برخواسته از نیکوئی او هستند. هنگامی که خدا جهان ما را آفرید ، هر آنچه که آفریده بود نیکو بود . شرح آفرینش او در کتاب مقدس ، با این کلمات پایان می یابد : و خدا هر چه ساخته بود دید و همانا بسیار نیکو بود ( پیدایش 1 : 31 )

نیکوئی خدا در اعمال محبت آمیز او نسبت به همه بشریت نیز دیده میشود . به آیات زیر توجه نمایید :

خداوند برای همگان نیکو است ( مزمور 145 : 9 )

چشمان همگان منتظر تو می باشد ، و تو طعام ایشان را در موسمش می دهی . دست خویش را باز میکنی و آرزوی همه زندگان را سیر می نمایی ( مزمور 145 : 15 16 )

] خدا [ آفتاب خود را بر بدان و نیکان طالع می سازد ، و باران بر عادلان و ظالمان میباراند (متی 5 : 45 )

خود را بی شهادت نگذاشت . چون احسان مینمود و از اسمان باران بارانیده و فصول بارآور بخشیده ، دل های ما را از خوراک و شادی پر میساخت. ( اعمال 14 : 17 )

نیکوئی خدا را بیش از همه میتوان در رفتار او با انسان مشاهده کرد. در ابتدا او نخستین اجداد ما را در باغ بهشتی که پر از چیزهای نیکو بود قرار داد. خدا به آدم کار مهمی داد و او را با حضور خود- گشتن و سخن گفتن با او مبارک ساخت. با وجود این ، آدم و حوا تنها منعی را که خدا در پیش رویشان قرار داده بود ، نقض کردند ، و از میوه درخت ممنوعه خوردند. از آن هنگام به بعد ، نژاد بشری همواره یاغی بوده است . ما با خودخواهی و خشونت با یکدیگر رفتار کرده ایم. با این همه ، در همه مشکلاتمان خدا همچون کوهی استوار ، و شخصی قابل شناخت و نامحدود و پر از نیکوئی بافی مانده است.

یوسف ، پس از آنکه به دست پدری انسانی ، نازپرورده شده بود ، درباره نیکوئی خدا آموخت. او نیکوئی خدا را پس از آنکه مورد نفرت برادران حسودش قرار گرفت ، به درون چاهی افکنده شد ، و سپس همچون برده ای به بازرگانان مدیانی فروخته شد ، آموخت. یوسف ، نیکوئی خدا را در سرزمین بیگانه ای آموخت که در آن ، همسر اربابش او را به داشتن قصد تجاوز متهم کرد. یوسف پس از تحمل ننگ و بی حرمتی زندان و بالاخره پس از روبرو شدن با برادرانی که او را مثل فروخته بودند ، توانست بگوید : من هستم یوسف ، برادر شما که به مصر فروختید و حال رنجیده نشوید و متغیر نگردید که من را بدینجا فروختید . زیرا خدا مرا پیش روی شما فرستاد تا نفوس را زنده نگاه دارد. ( پیدایش 45 : 4 5 ) و بعد ها گفت : مترسید .. شما در باره من بد اندیشیدید ؛ لیکن خدا از آن قصد نیکی کرد تا کاری کند که قوم کثیری را احیا نماید ، چنانکه امروز شده است. و الان ترسان مباشید ، من شما را و اطفال شما را میپرورانم ؛ پس ایشان را تسلی داد و سخنان دلاویز بدیشان گفت. ( پیدایش 50 : 19 21 )

این برادران و فرزندانشان ، پدران قوم اسرائیل شدند . علارغم خودخواهی و حسادتشان ، خدا به نیکویی با آنان رفتار کرد. در واقع این نیکوئی خداست که آن را در کلمات ملایم و درک یوسف احساس میکنیم. این نیکوئی خدا است که ان را در مردی میبینیم که آموخته بود خدا در همه وقایع و شرایط زندگی ، نیکو است ؛ بخصوص برای همه کسانی که میخواهند به نیکوئی او اعتماد کنند. حتی هنگامی که برادران ما خیانت میکنند و ما را همچون کالایی میفروشند . خدا نیکو است ، حتی در زمانی که از نظر دیگران شرایط بد هستند.

نتیجه :

چون خدا نیکو است نتیجه میگیریم که :

1- میتوانیم هر آنچه را که به ما میگوید باور کنیم.

2- میتوانیم با اعتماد ، منتظر نجات او باشیم.

3- میتوانیم آینده خود را به دستهای او بسپاریم.

4- میتوانیم به حکمت و هدایت او ، اعتماد کنیم.

5- میتوانیم مطمئن باشیم که هر آنچه او از ما میخواهد ، همیشه برای ما بهترین است.

 

 

|+| نوشته شده توسط سارا پالما در دوشنبه 11 دی1385 ساعت 14:43 |

شناخت خداوند توسط کتاب مقدس ( قسمت اول )

شناخت خدا

منبع : شناخت خدا از طریق کتاب مقدس نویسنده : دیوید اگنر

 

کتاب مقدس فقط کتابی در مورد اخلاقیات، یک قوم برگزیده ، فرارهای معجزه آمیز و ماهی بزرگی که یک نبی یاغی را بلعیده نیست. این کتاب ، از قوانین ، جنگ ها ، مردم و مکان ها سخن میگوید . و هدف از هر یک از آنها این است که چنان بینشی در مورد خدا و خودمان بما بدهد که زندگیمان را دگرگون کند. این کتاب به ما کمک میکند تا بفهمیم که هیچ چیز مهمتر از شناختن خدا و دانستن قدرت او در عواطف ، درد ها و خوشی های زندگی نیست.

مشکلاتی با خدا

یکی از راه های فهمیدن کتاب مقدس این است که بفهمیم این کتاب از ابتدا تا انتها ، درباره افرادی است که با خدا مشکلی دارند. در نخستین صفحات کتاب مقدس ، در مورد افرادی میخوانیم که آنقدر شبیه به خدا هستند که میتوانند با او به استدلال بپردازند و در عین حال ، آنقدر با او تفاوت دارند که مانند او فکر نمیکنند . در ابتدای تاریخ بشریت میشنویم :

آواز خداوند خدا را شنیدند که در هنگام وزیدن نسیم نهار ، در باغ می خرامید. و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند خدا در میان درختان باغ پنهان کردند.

 و خداوند خدا ، آدم را ندا در داد و گفت : کجا هستی؟

 گفت : چون آواز تو را در باغ شنیدم ، ترسان گشتم ، زیرا که عریانم ؛ پس خود را پنهان کردم.

 گفت : که تو را آگاهانید که عریانی؟ آیا از آن درختی که تو را قدغن کردم از آن نخوری خوردی ؟

 آدم گفت : این زنی که فرین من ساختی ، وی از میوه درخت به من داد که خوردم.

( پیدایش 3 : 8 12 )

1- خدا ما را محروم میکند

ابتدا مشکل بر سر میوه یک درخت بود. بعدها ، مردم کتاب مقدس با مقررات خدا در مورد زنا ، استفاده از زمین و طرز رفتار به هنگام نزاع و درگیری ، مشکل پیدا کردند.

2- خدا منصف نیست

حتی ایوب که گفته می شد عادل ترین انسان روی زمین است دچار این مشکل شد.

3- خدا میخواهد ما را نابود کند

این نظر مردم وحشتزده ای بود که تازه از 400 سال بردگی نجات یافته بودند.

4- تدارکات خدا خسته کننده است

قوم اسرائیل پس از آنکه روزها و هفته ها نان منّ را خوردند ، چنین احساسی به آنها دست داد . خدا بلایای وحشتناکی بر فرعون مصر فرستاده بود تا قوم خود را نجات دهد و شخصاً آنها را در صحرا هدایت میکرد تا به سرزمینی که به ایشان وعده داده بود ، برساند. ولی آنها با آنچه او برایشان فراهم کرده بود ، مشکل داشتند. قوم میخواستند به خاطر تره و پیاز و سیر به مصر بازگردند.

5- خداوند نمیخواهد به ما کمک کند.

بارها و بارها ، کتاب مقدس در باره افرادی سخن میگوید که علارغم دیدن کمک ها و تدارکات خدا در گذشته ، به این نتیجه میرسند که انتظار کشیدن برای خدا فایده ای ندارد.

6- خدا با داوری کردن قومش آبروی خود را می برد.

خادمین خدا چنین استدلال کرده اند که خدا هنگامی که قوم خود را داوری میکند ، به دشمنانش بهانه ای برای مسخره کردن می دهد . خدا به بت پرستان بهانه ای میدهد تا باور کنند او قادر نیست از قوم برگزیده خود مراقبت کند.

7- خدا چیزهای غیر ممکن میخواهد.

حتی موسی با خدا بحث کرد که نمیتواند آنچه را که خدا از او ، میخواهد انجام دهد. بعدها ، یونس نمیتوانست خود را راضی کند که به اهالی شهر نینوا ، که دشمنان قوم خودش بودند ، کمک نماید تا از داوری خدا که سزاوارش بودند ، نجات یابند. بعد ها خدا از تمامی قوم خود خواست تا دشمنان خود را محبت کنند و به کسانی که به آنها ضرر رسانده بودند ، نیکوئی نمایند.

8- از کارها و رفتار خدا، چنین به نظر نمیرسد که او ما را دوست دارد.

اگر خدا ما را دوست داشت ، اجازه نمیداد تا زجر بکشیم . اجازه نمیداد دشمنانمان بر ما حکومت کنند . او ما را از عواقب بد انتخاب های خودمان نجات میداد و نمیگذاشت در تاریکی منتظر نور پاسخ او باشیم.

 

جانم از حیات بیزار است . پس ناله خود را روان می سازم . و در تلخی جان خود سخن می رانم و به خدا میگویم : مرا ملزم مساز و مرا بفهمان که از چه سبب با من منازعت میکنی؟ آیا برای تو نیکوست که ظلم نمائی و عمل دست خود را حقیر شماری ، و بر مشورت شریران بتابی؟... دستهایت مرا جمیعاً و تماماً سرشته است و مرا آفریده است. آیا مرا هلاک

میسازی؟

( ایوب 10 : 1-3 ، 8 )

مشکلات ما در متن کتاب مقدس

در باب اول کتاب پیدایش ، به ما نشان میدهند که وجود ما مدیون خدائی است که نخستین والدین ما را به شباهت خود آفرید. باب های 3 تا 11 به ما میگویند که حسادت ، قتل ، مستی ، زنای با محارم و مصیبت ها ، نتیجه تصمیم آنان برای بی اطاعتی از خدا و خوردن از میوه درخت معرفت نیک و بد بود.

در باب 12 پیدایش ، خدا خود را بر مردی به نام ابراهیم مکشوف کرد و به او گفت که میخواهد بعدها قمی از او بوجود آورد که موحب برکت همه ملت ها خواهد شد. قرار بد این قوم برگزیده ، که بعد ها به نام بنی اسرائیل شناخته شد ، وسیله ای باشد که از طریق آن ، خدا خود را بر همه جهان مکشوف کند. بقیه عهد عتیق به شرح ماجرای پیشرفت و شکست اسرائیل اختصاص دارد.

خدا این قوم را به طرز معجزه آسائی از بردگی مصر نجات داد و به صورت یک ملت ، متشکل کرد. همه نیازهای قوم را در یک صحرای خشک برآورده نمود و سرزمین موعود را به آنها داد. هنگامی که قوم مرتکب گناه می شد ، خدا انبیا را یکی پس از دیگری میفرستاد تا به قوم هشدار دهند . خدا ، خود را به بنی اسرائیل داد. او به قوم اسرائیل ، قوانین ، عهد ها ، حکمت ، پیروزی نظامی ، انبیا ، پادشاهان و وعده ظهور ماشیح ( مسیح موعود ) را داد. ولی قوم اسرائیل غالباً اعمال و معیار های اخلاقی و روحانی ملل همسایه را اختیار میکرد. بالاخره خدا اجازه داد که آشور و بابل اسرائیل را شکست دهند و تصرف نمایند.

پس از گذراندن 70 سال تبعید در بابل ، در طول یک قرن ، برخی از افراد قوم به اورشلیم بازگشتند  آن را بازسازی کردند. با این همه ، قوم خدا نسبت به خدایشان سرد بودند. خدا ، پس از آنکه یکبار دیگر از زبان ملاکی نبی با قوم سخن گفت ، به مدت 400 سال طولانی و تاریک و سخت ، خاموش ماند.

بالاخره روزگار جدیدی آغاز شد. یک معجزه گر و معرف عدالت و راستی ، از جلیل برخواست. عیسی ناصری نشانه های ماشیح یا موعود را در خود داشت. او بیماران را شفا میداد ، مردگان را زنده میکرد ، به بیچارگان امید میبخشید ، و با ریا کاری رهبران روحانی اسرائیل ، مبارزه میکرد. ولی عیسی در اوائل 30 سالگی به صحبت درباره لزوم مرگ خود پرداخت. پیش از آنکه پیروان عیسی بفهمند چه اتفاقی دارد می افتد ، او برای برگزاری عید فصح یهودیان به اورشلیم رفت و زندگیش بر بالای صلیبی به پایان رسید.

کتاب مقدس از خدائی سخن میگوید که با مردمی که همواره با او مشکل دارند ، با صبر و تحمل رفتار میکند.

سه روز پس از تدفین عیسی ، شاهد انی اظهار داشتند که عیسی از مردگان برخاسته و زنده است. مردان وحشت زده ، مملو از امید و شجاعت شدند. آنان با به خطر انداختن زندگی خود ، انجیل امید را به همه دنیا اعلام کردند. آنان میگفتند که خدا بواسطه مرگ و قیام عیسی ، پیروزی بزرگی به دست آورده است. میگفتند که عیسی به عنوان یک قربانی کامل برای گناهان ما مرد ، و به همه قربانی های حیوانات که پیش از او انجام میگرفتند ، پایان بخشید. میگفتند که خدا همه کسانی را که از گناهان خود توبه کنند و به عیسی اعتماد نمایند ، به درون خانواده الهی خود میپذیرد . میگفتند که اکنون یهودی و غیر یهودی به یکسان میتوانند عضو جامعه جدید شوند که کلیسا نامیده میشود.

کتاب مقدس نشان می دهد که کلیسا پاسخ نهایی خدا برای جهان نبود. کلیسا نیز همچون قوم اسرائیل ، با معیارها و فساد های دنیا شروع به سازش کرد. لازم بود که خدا دائماً قوم خود را اصلاح کند تا توجهشان را به خود جلب نماید. کتاب مقدس با وعده بازگشت مسیح پایان می یابد و میگوید : بیا ، ای خداوند عیسی !

یک نگاه کلی

با آنکه عهد عتیق و عهد جدید مجموعاً یک کتاب را تشکیل میدهند ، این یک کتاب در واقع کتابخانه ای شامل 66 کتاب است که به دست تقریباً 40 نفر و در طول 1500 سال نوشته شده اند. این 66 کتاب ، به 1189 باب و 31173 آیه تقسیم شده اند. در یکی از ترجمه ها محاسبه شده که 773692 کلمه و 3566480 حرف وجود دارد.

خواننده به راحتی ممکن است در جزئیات مطالعه کتاب مقدس ، سردرگم شود. به همین دلیل باید دائماً به خودمان یادآوری کنیم که هدف کتاب مقدس این نیست که ما را متخصص در فرهنگ خاورمیانه یا آموزه های مسیحی کند ( با اینکه اینها هر دو نیز مهم هستند) هدف کتاب مقدس این است که خدا و خودمان را به ما بشناساند. و نه تنها ما را از وقایع گذشته آگاه سازد بلکه توانائی زندگی امروز را نیز به ما بدهد.

1- این کتاب در باره خداست

کتاب مقدس از صفحه اول تا صفحه آخر ، در مورد خدا با ما سخن می گوید. کتاب مقدس ، خدا را اینگونه معرفی می نماید :

آفریننده ( پیدایش 1 : 1 )

نگهدارنده ( کولسیان 1 : 17 )

قدوس ( خروج 15 : 11 )

محبت ( اول یوحنا 4 : 8 )

راستی ( یوحنا 14 : 6 )

واحد ( تثنیه 6 : 4 )

ازلی و ابدی ( مزمور 90 : 2 )

قائم به خود ( خروج 3 )

روح ( یوحنا 4 : 24 )

تغییر ناپذیر ( مزمور 102 : 27 )

همه جا حاضر ( مزمور 139 )

دانای مطلق ( عبرانیان 4 : 13 )

توانای مطلق ( ایوب 42 : 2 )

عادل ( مزمور 18 : 24 26 )

مهمتر از همه اینکه ، کتاب مقدس خدایی را به ما نشان میدهد ، که در جسم شخصی به نزد ما آمد که آن شخص میگفت هرکه او را بشناسد ، خدای پدر را شناخته است ؛ هرکه او را محبت کند ، پدر را محبت کرده است ؛ هر که به او ایمان آورد ، به پدر ایمان آورده است ؛ هرکه به او اعتماد کند ، بر پدر اعتماد کرده است ؛ و هرکه او را بپذیرد ، پدر را پذیرفته است.

2- این کتاب درباره ما است.

کتاب مقدس ، به معنی واقعی ، کتابی است که درباره یکایک ما نوشته شده است. هنگامی که شخصیت های آن را میشناسیم ، در قالب این شخصیت ها با خودمان روبه رو میشویم. در ترس آنها ترس خودمان ، در خشم آنها خشم خودمان ، در وسوسه های آنها وسوسه های خودمان ، و در شادی های آنها شادی های خودمان را میبینیم. درست است که شخصیت های کتاب مقدس به جای تویوتا و بیوک ، بر الاغ و شتر سوار میشدند. ولی در همه موارد مهم ، نکته ای را در مورد خودمان به ما نشان میدهند.

3- این کتاب در باره امروز است.

کتاب مقدس هنوز هم پرفروش ترین کتاب است ، نه به خاطر سبک ادبی ممتاز و یا طرح خارق العاده آن ، بلکه به این دلیل که پیام آن از سوی خدا ژرفتر ین نیازهای قلب بشر را برآورده میکند.

زمان میگذرد ، ولی انسان تغییر نمیکند . ما هنوز هم باید به ناچیز بودن زندگی بشر ، واقعیت گناه ، مشکل درد و بی عدالتی ، مباحثات مربوط به منشاء و سرنوشت ، و سوالات آزار دهنده در مورد مفهوم حیات ، پی ببریم.

در بطن جهانی که همواره در حال تغییر و تبدیل است ، آنچه تغییر نکرده نیازهای ما است به :

هدایت تشویق هویت شخصی الهام مشورت عاقلانه احساس تعلق محبت دانستن سرنوشت درک و فهم ایمان اصول زندگی راحتی انگیزه و معیارها

آنچه کتاب مقدس به ما نشان میدهد ، این است که این نیازها برای مردان و زنانی که یاد میگیرند خدا را بشناسند و با او زندگی کنند ، برآورده شده است. به همین دلیل اکنون توجه خود را به برخی از حقایق درباره خدا معطوف میکنیم که معمولاً نادیده گرفته میشوند.

 

|+| نوشته شده توسط سارا پالما در یکشنبه 10 دی1385 ساعت 22:50 |

تحصیل الهیات مسیحی در دانشگاه بدون مرز

به آگاهی عموم پژوهشگران و تشنگان مطالعه عمیق علم الهی مسیحی میرسانیم که بر اساس فرمان صریح کلام خدا در رساله دوم تیموتائوس باب 2 آیه 2 این دانشگاه که نتیجه همکاری مشترک NationsUniversity " و "  222Ministries International " می باشد، جهت ترغیب به فراگیری، تنویر فکر، و تجهیز عملی شاگردان مسیح تاسیس شده است. بر اساس آیه یاد شده بسنده نیست که تنها بیاموزیم بلکه شاگرد بودن مسئولیت خطیری را جهت شاگردسازی ایجاد میکند.

مسئولین و استادان این دانشگاه در این سفر پر هیجان روحانی نه به عنوان مرشدان بلکه همچون همسفرانی در کنار شما خواهندبود و تجربیات ارزشمند خویش را که حاصل عمری شاگردی و تحقیق است با شما در میان خواهند گذاشت.

چرا " دانشگاه بدون مرز "؟

زمانی که سخن از الهیات و تحصیل آن به میان می آید، در گمان عده ای تصویری از مجموعه کلمات و واژه ها و جملات سنگین و نامفهوم نقش میبندد، که در نتیجه ایشان را از گرایش به تحصیل در این زمینه باز میدارد. اما در " دانشگاه بدون مرز " دروس بگونه ای طراحی شده اند که همگان بتوانند از آن بهره گیرند.

آنچه این دانشگاه را از سایرین متمایز میسازد، این است که برای نخستین بار شاهد تعلیم الهیات مسیحی برای ایرانیان و فارسی زبانان، با دیدگاه و نگرش ایرانی و با درنظر گرفتن ویژگیهای فرهنگی _ اجتماعی ایران هستیم. بدین معنی که دروس، برای خوانندهء ایرانی ، ذهن ایرانی، و فرهنگ ایرانی تالیف، تدوین و گزینش شده است.

برنامه های آموزشی " دانشگاه بدون مرز "

هدف ما این است تا در مقاطع کارشناسی ( لیسانس ) و کارشناسی ارشد ( فوق لیسانس ) برای کلیهء فارسی زبانان علاقمند به فراگیری علوم الهیاتی مسیحی و پژوهشگران و غیر مسیحیان، دروس الهیات مسیحی را تدارک ببینیم. این دانشگاه همچنین برای نخستین بار اقدام به برگزاری دوره ای کوتاه مدت با عنوان " سفر عمر " نموده است . برنامه ریزی مطالعاتی و آزمونی این دوره برای مدت یکسال در نظر گرفته شده ، که در پایان دوره از سوی دانشگاه Nations University مدرک مربوطه به دانشجو ارائه خواهد شد.

دانشگاه بدون مرز " برای چه کسانی است؟ 

" دانشگاه بدون مرز " هیچ گونه محدودیتی برای علاقمندان قائل نمیباشد و به این ترتیب همگان میتوانند در این محیط تحصیل کنند. هم میهنان و فارسی زبانان غیر مسیحی نیز میتوانند از منابع مفید حاضر در این تارنما بهره مند شوند.

 جهت اطلاعات بیشتر و نحوه ثبت نام در دانشگاه الهیات مسیحی بدون مرز ( اینترنتی ) بر روی تصویر مقابل کلیک نمائید :          

 

|+|

آسمان خانه اصلی و همیشگی ایمانداران

سلام و درود مسیح خداوند به همه عزیزان

امروز مقاله ای را در مورد آسمان و منزل ابدی ایمانداران مطالعه میکردم و حیف دیدم آن را برای شما نگذارم. نویسنده این مقاله کشیش آرامائیس قاراخانیان است و منبع آن سایت مرکز پژوهشهای مسیحی که در پیوند های وبلاگ آدرس آن موجود است. ضمناْ موضوع مقاله بعدی " شناخت خدا از طریق کتاب مقدس" است. کسانی که مایلند در این باره بیشتر اطلاعات کسب کنند ، همراه ما باشند تا این سری مقالات را با موضوع عنوان شده در چند بخش در وبلاگ مطالعه کنند.

به آخر سال رسیده ایم و سال نو میلادی در پیش است.

خیلی جالب است، تقریبا هر سال که به تولد عیسی و فرا رسیدن سالی جدید فکر می کنم بطور عجیبی حواسم به بازگشت مسیح می افتد!
بله، یک سال گذشت و به بازگشت او نزدیکتر شده ایم. بر چیزهای زمینی به حد کافی اندیشه کرده ایم و ...


 

در زمان بازگشت او غم و دردها، بیماریها، انتظارها و اشکها به پایان خواهد رسید. و مهمتر از آن تا ابدالاباد با او در مکانی که برای ما آماده کرده است زندگی خواهیم کرد.

در قلبم هست که در این مقاله کمی در مورد آسمان، خانۀ اصلی و همیشگی ما فکر کنیم. بر چیزهای زمینی به حد کافی اندیشه کرده ایم و بجز افکار منفی و نامیدی هیچ چیز دیگری نصیب ما نشده است.

(لطفاً این آیات را مطالعه کنید: مکاشفه 21: 1 ــ 27،  مکاشفه 22: 1 ــ 21)

چه مکان با شکوهی!
و مهمتر از آن! خدا در میان قوم خودش.

بقول کیت گرین، خواننده معروف دنیا که در یک حادثه هواپیما کشته شد.
دربارۀ آسمان گفته: خدا تمام آفرینش زیبا را در عرض 7 روز تمام کرد. پس آسمان چه جای زیبایی خواهد بود که از آن زمانی که عیسی مسیح گفت می روم تا مکانی را برای شما آماده کنم 2000 سال طول کشیده است!

بعضی از مردم آینده نگر هستند و خیلی ها آینده نگران! (نگران آینده)

بعضی وقتها ما آنقدر مشغول این دنیا و کارهای روی زمین هستیم که حواس ما از آن آسمان زیبا پرت می شود.

مادری که همیشه برای بچه اش قبل از غذا داستان می گفت و بعد برای غذا دعا می کردند. یک روزی از آسمان صحبت بود و مادر از بچه پرسید دوست داری تو هم در آسمان باشی؟ گفت بله اما دوباره بر روی زمین برمی گردیم ؟ مادر پرسید نه برای چی؟ گفت چون می خواهم برگردم تا شامم را بخورم.

حتی چیزهای روحانی مانند خدمت، کلیسا، دعا، مشارکت با برادران و خواهران می تواند حواس ما را از آسمان دور کند.

لطفاً مرا اشتباه نفهمید! همۀ چیزهای روحانی عالی، مفید و حتی الزامی است و به جای خودشان حتمی است. چیزهای روحانی باید به ما کمک کند تا در این دنیا نه فقط روحانی، پاک و مقدس زندگی کنیم بلکه تمام حواس ما را به سوی آسمان جلب کند.
ما برای ابدیت زندگی می کنیم.
در واقع، این دنیا مکان آمادگی ما است برای ابدیت.

اتفاقاً، هر چقدر حواسمان را به آسمان جمع کنیم، به همان قدر و حتی بیشتر درد و رنج های این جهان بر زندگی ما اثر کمتری خواهند گذاشت.

برای یک بی ایمان آینده به معنی خطر و تهدید و موقعیت های ناشناختۀ زمان محسوب می شود.
اما برای یک ایماندار فرق می کند. آینده نشانگر امید است و جواب زمان حال و گذشته.

یک ایماندار می تواند به جلو نگاه کند و متوجه بشود که تمام چیزهای زمان گذشته و زمان حال   نمی تواند او را از پا در بیاورد یا شکست بدهد.
فرق بین یک ایماندار و بی ایمان این است که: به یک بی ایمان همیشه گذشته ای چسبیده که او را اذیت می کند.
اما به یک ایماندار آینده ای که او را شاد می سازد و به او امید زنده می بخشد.

آسمان چه هست؟
.       آسمان یک مکان است.
.      آسمان منزل خدای پدر است. (یوحنا 14: 2)
.      وطن ایمانداران است، چون شخصی که او را از همه چیز بیشتر دوست داریم در آنجا میان ما می باشد. (فیلیپیان 3: 20)

آسمان کجاست؟
.       کلام خدا می گوید بالا (یوحنا 17: 1، یعقوب 1: 17 و مزمور 113: 5)
.       آسمان زیاد دور نیست. تنها یک پرده میان ماست.
.       شب بخیر ما در این دنیا صبح بخیر ما در آن دنیا خواهد بود. 
.       آسمان آنجاست که مسیح است. این پایه و اساس مسیحیت می باشد. (عبرانیان 9: 24، اول پطرس 3: 22)

آسمان چگونه جایی است؟
.       مکانی بدون گناه و عیب و ایراد. مکاشفه 21: 27 مقایسه با رومیان 5: 12
.       مکانی بدون هیچ لعنت. مکاشفه 22: 3 مقایسه با پیدایش 3: 17
.       محلی که هیچ اشک و آه و اندوه نخواهد بود. مکاشفه 21: 4، تمام دردها به پایان خواهد رسید. می دانید چرا؟ چون " صاحب غم ها " که در (اشعیا 53: 3ــ6 و 61: 1ـ2) به آن اشاره شده، آن را بر خود حمل کرده است. و نام او عیسی مسیح است.
.       مکانی فارغ از درد. مکاشفه 21: 4 ، یعنی بیماری و ضعف بدنی نخواهد بود چون کاملاً به شباهت مسیح خواهیم گردید. فیلیپیان 3: 20 و 21، 2 قرنتیان 5: 1ــ4
.       دیگر جدایی نخواهد بود. مکاشفه 22: 4و5، ( چهرۀ او را همیشه خواهیم دید )اول تسالونیکیان 5: 10
.      دیگر تاریکی نخواهد بود. (مکاشفه 22: 5 ) چون نور عالم آن مکان را نورانی خواهد کرد. (یوحنا 8: 12، یوحنا 1: 4و5)
.       در آن مکان دیگر مرگ نخواهد بود. (مکاشفه 21: 4) مرگ نتیجۀ گناه است (رومیان 6: 23). جایی که گناه نباشد در آنجا مرگ نیست.

چه کسانی در آسمان هستند؟
.       تثلیث اقدس. (پدر، پسر و روح القدس)
.       صرافین، کروبیان، ملائکه و فرشتگان بسیار.
.       گناهکارانی که نجات یافتند. یعنی افرادی که با خون مسیح پاک شده اند. تولد تازه دارند.
.       افرادی که اسم آنها در دفتر حیات ثبت شده است.
.       جمعی از هر قبیله، زبان، قوم و امت که از طریق خون عیسی مسیح پاک شده اند.

چه کسانی در آسمان نخواهند بود؟
.       افرادی که عیسی مسیح را بعنوان نجات دهنده و خداوند خود رد کرده اند . مرقس16: 16،            یوحنا 3: 18 و 36
.       شیطان و فرشتگانش. مکاشفه 20: 10
.       همۀ کسانی که دین و مذهب و فلسفۀ دیگری داشته اند.

حتی دین و مذهب مسیحیت نیز احدی را نمی تواند نجات دهد.
عضو بودن در کلیسا هم همینطور. بعضی ها فکر می کنند که کلیسا است که آنها را نجات خواهد داد و آنها را به آسمان خواهد برد.آنها شاید درتمام طول عمرشان بیشتر از 3 بار هم به کلیسا نروند.

1)  زمانی که باید تعمید بگیرند و بر رویشان آب می ریزند
2)  برای مراسم ازدواج که بر رویشان نُقل و نبات می ریزند
3)  و برای مرگشان که بر رویشان خاک خواهند ریخت.

حواس و هدفتان را هرگز از آسمان دور نکنید.

کلام خدا در رسالۀ فیلیپیان3: 20 و 21می فرماید: " امّا وطن‌ ما در آسمان‌ است‌ كه‌ از آنجا نيز نجات ‌دهنده يعنی‌ عيسی‌ مسيح‌ خداوند را انتظار می‌كشيم‌، كه‌ شكل‌ جسد ذليل‌ ما را تبديل‌ خواهد نمود تا به‌ صورت‌ جسد مجيد او مصوّر شود، برحسب‌ عمل‌ قوّت‌ خود كه‌ همه‌ چيز را مطيع‌ خود بگرداند.  

همچنین کولسیان 3: 1ــ 4 " پس‌ چون‌ با مسيح‌ برخيزانيده‌ شديد، آنچه را كه‌ در بالا است‌ بطلبيد در آنجايی‌ كه‌ مسيح‌ است‌، به‌ دست‌ راست‌ خدا نشسته‌.  در آنچه‌ بالا است‌ تفكّر كنيد، نه‌ در آنچه‌ بر زمين‌ است‌.  زيرا كه‌ مرديد و زندگی‌ شما با مسيح‌ درخدا مخفی‌ است‌.  چون‌ مسيح‌ كه‌ زندگی‌ ما است‌ ظاهر شود، آنگاه‌ شما هم‌ با وی‌ در جلال‌ ظاهر خواهيد شد.  "

فکر نکنم اگر من و شما خانۀ جدیدی ساخته باشیم، نخواهیم هر چه زودتر به آن نقل مکان کنیم . شب و روز به فکر آنجا خواهیم بود. به جزئیات هم فکر خواهیم کرد. از خانۀ قدیمی و کهنه دل خواهیم کند و برای آن خانۀ جدید تدارک خواهیم دید! پس چقدر بیشتر می بایست به فکر خانۀ اصلی و همیشگی خود باشیم.

خدا شما را برکت بدهد
کشیش آرامائیس قاراخانیان
|+|

بابانوئل که بود و چه شکلی بود؟
توضیح : با توجه به اینکه در متن اصلی این مقاله از لفظ قدیس استفاده شده بود و اعتقاد ما مبنی بر اینکه تنها خداوند خدای قدوس است این لفظ حذف گردید و به جای آن از لفظ نیکوکار استفاده شد.
 
 بابانوئل افسانه ای است که به يک مسیحی نیکوکار در سده های اول ميلادی بر می گردد. فردی که در زمان زندگيش با کارهای خيريش زبانزد همشهری هایش بوده و بعد به افسانه بابانوئل تبديل می شود.بابانوئل امروزی تغيير شکل يک اسقف متعصب از جنوب ترکيه بوده با   . . .

>

بابانوئل امروزی  تغيير شکل يک اسقف متعصب از جنوب ترکيه بود با دماغی شکسته و اعصابی ضعيف و دلی چون دريا. اسم اين اسقف نيکولاس يا نيکولا بود.

در ۱۷۰۰ سال پيش. در ساحل جنوبی ترکيه امروز بقايای يک شهر باستانی وجود دارد شهری به اسم مايرا که زادگاه بابانوئل ، يعنی نيکولا بوده. در يک قسمت از اين شهر خانه های غار مانند وجود داشته که از صخره ها تراشيده شده بودن و قسمت ديگرش خانه های سنگی بود. در اين شهر رومی ها حکومت می کردند و مسيحيان را که در آن زمان يک فرقه مخفی بودند را سرکوب می کردند.

بابانوئلی که ما در باره آن می خوانیم و به سانتا کلاز لقب یافته در آن شهر و در آن شرايط به دنيا می آید.

فرانکو محقق ایتالیایی فرانکو  پژوهشگر ايتاليائی که در مورد  بابانوئل تحقیق می کرد درباره اين شهر می گوید:

اين شهر باستانی سرشار از احساسات مذهبی مسيحيه. جائيه که کارهای خير نيکولا سر زبانها افتاد و بعدها بصورت مراسم کريسمس مثل کادو گذاشتن زير درخت کاج رواج پيدا کرد. اينجا بود که ۱۷۰۰ سال پيش در دور افتاده ترين گوشه امپراتوری روم افسانه بابانوئل زاده شد.

نيکولا در همان خردسالی پدر و مادرش را از دست داد  و ثروت زيادی را برایش به ارث گذاشتند.  و نيکولا در سنين بالاتر به يک کشیش خير خواه شهرت پيدا می کند.

کارهای خير نيکولا زبانزد مردم می شود. کارهای خيری که بعدأ جزو رسم و رسوم کريسمس امروزی باقی می ماند.

تاريخ دانان معتقدند که رسم کادوهای کريسمس به يکی از کارهای خير نيکولا مربوط می شود.

"نيکولای نیکوکار باخبر می شود، پدر فقيری در شهرش می خواهد از فرط تنگدستی دخترانش را بفروشد. نيکولا شبانه و مخفيانه از پنجره خانه آن مرد کيسه سکه ها ی طلا را به داخل خانه می اندازد و فرار می کند. شب سوم پدر فقيردر گوشه ای مخفی می شود و نيکولا را شناسايی می کند و  . . ."کم کم نيکولا از يک کشیش به يک اسقف و بعد در زمان خودش به يک فرد نيکو کار مشهور می شود.

ولی برخلاف اين نيکو کاريش و برخلاف آنچه که در چهره بابانوئل امروز ديده می شود. نيکولای نیکوکار يک مرد خوش اخلاق و خندان نبود. کتک کاری نيکولا با يک اسقف همزمان خودش موضوع چندبن نقاشی قرون وسطی بوده.

از استخوانهايی که از نيکولا باقی مانده و امروز در زيارتگاهی در شهر باری در جنوب شرقی ايتاليا نگهداری می شود، آثار شکستگی روی صورتش ديده می شود که نشان می دهد نيکولا در طول زندگيش دعواها و زد و خوردهای زيادی داشته.در یک برنامه مستند شبکه۲ بی بی سی که درباره بازسازی چهره واقعی بابانوئل بود. جمجه نيکولا بررسی شد.جمجمه ای که به همراه بقيه استخوانهای بدنش در يک تابوت بزرگ سنگی قرار دارد و هيچکس حق ديدن يا دست زدن به آن را ندارد. فقط ۵۰ سال پيش اجازه داده شد که مورد تحقيق علمی قرار بگيره و الان فقط عکس و نقشه اندازه های آن در دست هست.


کارولين ويکنسون در منچستر بريتانيا می گوید:
" ما از عکسها و اندازه های دقيقی که ۵۰ سال پيش از جمجمه نيکولا در دست داريم، توا نستيم شکل سه بعدی جمجمه را با کامپيوتر بازسازی کنيم. کامپيوتر با بررسی برآمدگی های استخوان، ماهيچه های صورت اين جمجمه رو بازسازی می کند . الان می بينم که استخوان دماغ اين جمجمه پريدگی دارد يعنی يک زمانی دماغ نيکولا با يک ضربه از طرف چپ شکسته و کج شده بود.

استخوانهای نيکولای نیکوکار قرن سه ميلادی که در طول تاريخ به شخصيت بابانوئل تبديل شد  بعد از مرگش در کليسايی در شهر خودش پتارا نگهداری می شود و گفته می شود که از استخوانهای آن چيزی شبيه به گلاب ساطع می شود. گلابی که کشيشان کليسا در بطری های کوچک می ريختند و به زائران می فروختند

اين استخوانها در قرن۱۱ ميلادی بوسيله ملوانان ايتاليايی دزديده می شود و به کليسا و زيارتگاه امروزيش در شهر باری آورده می شود. اين استخوانها هنوز آ نجاست و هنوز تصور می شود که از خودش مايعی معطری بيرون می دهد.

فرانکو محقق ايتاليايی که داستان زندگی بابانوئل و در نتيجه نيکولای نیکوکار راتحقیق می کند در اين باره می گوید:" من خوشحالم که استخوانهای نيکولا تا امروز در ايتاليا باقی مانده و حداقل بکل مفقودنشده ولی خوب درعين حال از اينکه اين استخوانها از کليسای اصليش بوسيله ملوانهای ايتاليايی دزديده شده شرمنده هستم. شايد اگر استخوانها به ايتاليا آورده نمی شد هيچوقت افسانه بابانوئل متولد نمی شد و خيلی از رسم و رسوم کريسمس بوجود نمی آمد."

يکی از رسوم امروزی کريسمس که بخاطر نقل انتقال استخوانهای نيکولا به ايتاليا باب شده، گذاشتن شيرينی يا کادو در جورابهای رنگی که معمولا به شومينه ميخ می کنند يا به درخت کريسمس می بندند ، در قرن ۱۲ ميلادی راهبه های فرانسوی بعد از رفتن به زيارتگاه باری تحت تأثير نیکولا قرار می گيرند و به تقليد از وی ميوه و خشکبار و آجيل در جوراب پر می کنند و شبانه در خانه فقيران می گذارند .

بابانوئل واقعی چه شکلی بوده؟

کارولين ويکنسون در منچستر که روی جمجمه نيکولا کارمی کرد توا نسته تصوير مجازی صورتش را بازسازی کند.او در اين باره می گوید:" تمام ماهيچه های صورت اين جمجمه را بطور مجازی بازسازی کرديم.
تصوير پوست و مو روی صورت هم بازسازی شده و کامپيوتر  به ما نشان می دهد که نیکولا که بعدأ به بابانوئل معروف شده واقعأ چه شکلی بوده."اين چهره واقعيه نيکولای نیکوکار است، مردی با چانه پهن، گردن عضلانی پوست تيره با دماغی پهن و کج.

ولی چه شد اين چهره صدها سال بعد به شکل بابانوئل خندان با لباس قرمز در آمد و چرا روز تولد نيکولا با کريسمس يکی شد؟

اليستر مک گراث از دانشگاه آکسفورد می گوید:


"پيروان کلیسای پروتستان که مخالف سرسخت خرافات مذهبی بودن، روی افسانه سازی های که درباره نیکولا شده بود خيلی حساسيت به خرج دادن. و جشنهای مذهبی مربوط به اين فرد نیکوکار را ممنوع کردند ، از جمله جشن ۶ دسامبر که مربوط به نیکولا بود."

"ولی مردم آنقدر به نيکولا و افسانه بابانوئل علاقه پيدا کرده بودند که روز تولدش را با روز تولد مسيح يکی کردند تا به این بهانه جشن های مربوط به او همراه کريسمس برگزار شود ، و از بين نرود ."

افسانه نيکولا به تدريج تغيير شکل داد و تصويری که از وی در نقاشی ها کشيده می شد ديگر از حالت افسانه ای خارج بود.

در قرن ۱۸ ميلادی نيکولا را به شکل يک کوتوله خندان نقاشی کردند و در قرن ۱۹نقاشی به اسم توماس نکست( nexet ) اين شخصيت رو به شکل يک پيرمرد خندان ترسيم کرد و در قرن ۲۰ شرکت نوشابه سازی کوکاکولا تصوير بابانوئل رو که دو قرن پيشتر نقاشی شده بود رو با تبليغاتش جهانی کرد.

ولی هنوز استخوانهای نيکولا باقی مانده و الان در کليسای باری، شيلنگ باريکی به داخل حفره ای  درتابوت سنگی نيکولا وارد شده و از آن قطره قطره مايعی به داخل يک بطری کوچک ريخته می شود !

در برنامه مستند بی بی سی برای اولين بار بعد از ۵۰ سال دوربين کوچکی را وارد قبرکردن تا بتوانند داخلش را ببينند.

فرانکو محقق ایتالیایی می گوید:" استخوانها کاملا سياه شده و بخاطر رطوبت شديد، داخل تابوت سنگی درحال  پودر شدن است ، در قبر آب جمع شده و شايد تا ۱۰۰ سال ديگر اين استخوانها کاملا پودر شود و از بين برود ، اين آخرين بازمانده بابانوئل هست که به بشريت تعلق داره. بايد تا ديرتر نشده نجاتش داد ."




.
منبع : BBC

City T.V Canada

|+| نوشته شده توسط سارا پالما در سه شنبه 5 دی1385 ساعت 19:16 |

مسیح به میان ما آمد....

 مسیح به میان ما آمد

خداوند به میان ما آمد. با کوله باری از عشق..... با هدیه ای از آسمان...

او به میان ما آمد....

دستانتان را بگشائید و به سویش روید که او برایتان آورده است هدیه ای با عشق....

او اینجاست....

نزد من، نزد تو، و نزد هر آنکس که بطلبد او را....

خدا اینجاست... با ما ، در کنار ما و او همان است که در خود ماست...

خدا اینجاست.... بطلبید او را که امشب او آمده است از آسمان با لباسی از جسم....

و فرشتگان چه زیبا مینوازند موسیقی الهی را با چنگی از روشنائی کهکشان و میخوانند شبانان را به سوی آن مکان...

خدا اینجاست .

 در آخوری کوچک اما زیباست...

آمده است تا پر کند ما را از عشق...

آمده است تا بلند کند ما را از دره ی پستی...

و برد ما را به آنسوی روشنائی ها ، تا قله ی خورشید...

او اینک اینجاست....

 

در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خود خدا بود. همان در ابتدا نزد خدا بود. همه چیز بواسطه ی او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت. در او حیات بود و حیات نور انسان بود. و نور در تاریکی می درخشد و تاریکی او را در نیافت.

... آن نور حقیقی بود که هر انسان را منور میگرداند و در جهان آمدنی بود. او در جهان بود و جهان بواسطه ی او آفریده شد و جهان او را نشناخت. به نزد خاصان خود آمده و خاصانش او را نپذیرفتند. و اما به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند. یعنی به هر که به اسم او ایمان آورد ، که نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم ، بلکه از خدا تولد یافتند. و کلمه جسم گردید و در میان ما ساکن شد ؛ پر از فیض و راستی ؛ و جلال او را دیدیم. جلالی شایسته ی پسر یگانه ی پدر.  و یحیی بر او شهادت داد و ندا کرده: " این است آنکه درباره او گفتم. آنکه بعد از من می آید ، پیش از من شده است زیرا که بر من مقدم بود" و از پری او جمیع ما بهره یافتیم و فیض به عوض فیض. زیرا که شریعت بوسیله موسی عطا شد و فیض و راستی بوسیله عیسی مسیح رسید. خدا را هرگز کسی ندیده است ؛ پسر یگانه ای که در آغوش پدر است همان او را ظاهر کرد. (انجیل یوحنا باب 1 آیات 1 الی 18)

دوستان خوبم، خواهران و برادران خوبم در عیسی مسیح ، مولود خداوند زنده در جسم را از یک باکره به همه ی شما تبریک میگویم.

عیسی مسیح ، تنها نجات دهنده و تنها منجی ما از شر هرگونه گناه و بدی و پستی و رذالت..... است.

شاید برای بعضی از دوستان که امروز این وبلاگ را میخوانند سوالات بسیاری در مورد تولد مسیح منجی بوجود بیاید. و یا حتی بخواهند در مورد کریسمس این جشن آسمانی اطلاعات بیشتری کسب کنند....

من امروز میخواهم برایتان از کتاب مقدس آیاتی را در مورد تولد عیسی مسیح بیاروم.

در کتاب اشعیای نبی باب 7 آیه 14 این نبوت آورده شده است : اینک باکره حامله شده، پسری خواهد زائید و نام او را عمانوئیل (خدا با ما) خواهد نهاد.

 700 سال بعد متی که یکی از شاگردان عیسی بود واقعه تولد عیسی مسیح را چنین بیان میکند: اما ولادت عیسی مسیح چنین بود که چون مادرش مریم به یوسف نامزد شده بود ، قبل از آنکه با هم آیند ، او را از روح القدس حامله یافتند. و شوهرش یوسف چونکه مردی صالح بود و نخواست او را عبرت نماید ، پس اراده نمود که او را به پنهانی رها کند. اما چون او در این چیزها تفکر میکرد ، ناگاه فرشته ی خداوند در خواب بر وی ظاهر شده، گفت : "ای یوسف ، پسر داوود ، از گرفتن زن خویش مریم مترس ، زیرا که آنچه در وی قرار گرفته است از روح القدس است. و او پسری خواهد زائید و نام او را عیسی خواهی نهاد؛ زیرا که او امت خویش را از گناهان خواهد رهانید."

 همانطور که می دانید تنها زنی که به صورت باکره حامله شد مریم از خاندان داوود بود که عیسی مسیح را به صورت جسمانی که ما میبینیم به دنیا آورد. در کتاب پیدایش باب 3 آیات 14-16 خداوند خطاب به مار ( که شیطان مجسم شده بر آدم و حوا بود) میفرماید : چون که این کار را کردی از جمیع بهایم و تمام حیوانات صحرا ملعون تر هستی. بر شکمت راه خواهی رفت و تمام ایام عمرت خاک خواهی خورد. و عداوت در میان تو و زن و در میان ذریت تو و ذریت وی میگذارم. او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنه ی وی را خواهی کوبید.

همانطور که در این آیه میخوانید از همان موقع مشخص شده بود که فردی فقط از زن و نه به دخالت مرد متولد میشه و سر شیطان را به زمین میکوبد. و البته شیطان هم پاشنه ی او را میکوبد ( که اشاره به نحوه ی مرگ عیسی مسیح دارد).

به راستی کدام انسان فقط بوسیله ی یک زن به این دنیا آمده به غیر از عیسی مسیح که از باکره ی به نام مریم متولد شد؟؟؟؟؟
مژده ی خداوند بسیار شیرین و گواراست....

در آیات بسیاری در کتب مقدس حتی خاندان مسیح موعود مشخص و آورده شده که مسیح موعود از خاندان مردی به نام داوود که نبی و پادشاه هم بود به دنیا میاد که میتونید برای مطالعه ی این آیات به آدرس های زیر مراجعه کنید:

متی 44:22 ؛ مرقس 36:12 ؛ لوقا 69:1-70 ؛  لوقا 42:20-44 ؛ یوحنا 42:7 ؛ دوم سموئیل 12:7-16 ؛ مزامیر 3:89-4 ؛ مزامیر 1:110 ؛ مزامیر 11:132 ؛ اشعیا 6:9-7 ؛ اشعیا 1:11

در کتاب میکاه باب 5 آیه ی 2 مکان تولد عیسی مسیح پیشگوئی شده : و تو ای بیت الحم افراته اگرچه در هزاره های یهودا کوچک هستی ، از تو برای من کسی بیرون خواهد آمد که بر قوم من اسرائیل حکمرانی خواهد نمود و طلوع های او از قدیم و از ایام ازل بوده است.

همانطور که میبینید محل دقیق تولد عیسی مسیح از صدها سال قبل تولد او مشخص شده بود و حتی در آن زمان 2 شهر ،بیت الحم خوانده میشدند که دقیقاً مشخص شد که کدام بیت الحم ( بیت الحمی که در یهودیه است) مد نظر است...

چقدر زیبا خداوند آمدن منجی را بر ما مکشوف کرده است...

در انجیل متی باب 2 آیات 4-5 چنین آورده شده : (پس هیرودیس پادشاه) همه ی روسای کهنه و کاتبان قوم را جمع کرده ، از ایشان پرسید : "مسیح کجا باید متولد گردد؟" بدو گفتند: " در بیت الحم یهودیه زیرا که از نبی ( پیشگوئی میکاه) چنین مکتوب است."

در انجیل یوحنا باب 7 آیه 42 میخوانیم : آیا کتاب ( تورات) نگفته است که از نسل داوود و از بیت الحم، دهی که داوود در آن بود ، مسیح ظاهر خواهد شد؟

این پیشگوئی ها و صدها پیشگوئی دیگر که در نوشته های بعدی به آن ها حتماً اشاره خواهم کرد همه و همه نشانه ی این است که کودکی که در بیت الحم یهودیه از دختر باکره ای به نام مریم از نسل داوود پادشاه در آخوری کوچک به دنیا می اید همانا او مسیح موعود است که صدها پیشگوئی از او در عهد عتیق قبل از آمدنش به این جهان آورده شده است و تمام پیشگوئی ها مو به مو بدون استثنا در مورد عیسی ، پسر انسان و کلمه ی خدای زنده صادق است. پس به راستی چه کسی میتواند انکار کند که عیسی همان نجات دهنده ایست که از صدها و حتی هزاران سال قبل از تولدش خداوند وعده ی ظهورش را به ما داده بود تا توسط او نجات را به ما ارزانی دارد.....

خداوند لباس پادشاهی خودش را درآورد و به نزد ما آمد با لباسی از جسم....

پس بیاید امشب در تلالو نور او ، در مهربانی حضور او و در صداقت سخنان او جشن بگیریم و او را بپرستیم و حضورش را در قلب هایمان پذیرا باشیم...

امشب خداوند پشت در قلب های تک تک ما ایستاده و میگوید : اینک بر در ایستاده میکوبم؛ اگر کسی آواز مرا بشنود و در را باز کند، به نزد او در خواهم آمد و با وی شام خواهم خورد و او نیز با من. آنکه عالب آید این را به وی خواهم داد که بر تخت من با من بنشیند، چنانکه من غلبه یافتم و با پدر خود بر تخت او نشستم. هرکه گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه میگوید!!! ( مکاشفه باب 3 آیات 20-22 )

 

و آوازی بلند از آسمان شنیدم که میگفت : "اینک خیمه خدا با آدمیان است و با ایشان ساکن خواهد بود و ایشان قوم های او خواهند بود و خود خدا با ایشان خدای ایشان خواهد بود. و خدا هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهد کرد و بعد از آن موت نخواهد بود و ماتم و ناله و درد دیگر رو نخواهد نمود. زیرا که چیزهای اول درگذشت." (مکاشفه باب 3 آیات 3 و 4)

باز مرا گفت : "تمام شد! من الف و یاء و ابتدا و انتها هستم. من به هرکه تشنه باشد از چشمه آب حیات مفت خواهم داد. و هر که غالب آید وارث همه چیز خواهد شد. و او را خدا خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود. " (مکاشفه باب 21 آیات 6 و 7)

" من ریشه و نسل داوود و ستاره درخشنده صبح هستم." ( مکاشفه باب 22 آیه 16)

 

سارا پالما

|+| نوشته شده توسط سارا پالما در جمعه 1 دی1385 ساعت 16:12 |


Type in a word or topic and click the search button to see what the Bible says about it.
<< Add this search to your web site! >>