تبليغاتX
کتاب مقدس
کتاب مقدس
عیسی : من راه و راستی و حیاتم. هیچ کس جز به واسطه من به نزد پدر نمیآید. ( یوحنا 14 : 6 )
مقام زن در مسیحیت
کتاب‌مقدس از همان ابتدا ما را با خدای زنده روبرو می‌گرداند که بدون کمترین ابهامی دارای شخصیت است. این خالق مقتدر، بر هر آنچه خلق نموده حاکم است. او خود را مکشوف می‌سازد. صحبت می‌کند، فرمان می‌دهد، خلق می‌کند و بالاتر از همه با انسان‌ها عهد می‌بندد و با دمیدن روحش بر انسان به او موجودیت می‌بخشد. پس او خدایی دور نیست بلکه خدای است زنده و نزدیک.
این خدای زنده و نزدیک، زن را چگونه آفرید و زن و مرد امروزی از زندگی حوا چه می‌آموزند؟

برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید...
|+| نوشته شده توسط عمانوئیل در پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت 11:54 |

تولد دوباره در مسیح ( قسمت اول )

منبع : کتاب زندگی تازه برای مطالعه گروهی مسیحیان

بخش اول

تو باید دوباره متولد شوی

اینها کلماتی بودند که عیسی به یکی از مذهبی ترین مردم زمان خود میگفت. ( انجیل یوحنا 3 : 1-8 ) نیقودیموس شب هنگام نزد عیسی آمد تا درباره تعلیم جدید عیسی سوال کند. نیقودیموس یک فریسی و یکی از بزرگان قوم یهود بود. او به خدا ایمان داشت ، روزه میگرفت ، دعا میکرد ، یکدهم در آمدش را میداد ، در جلسات شکر گزاری شرکت میکرد ، کتاب مقدس را مطالعه میکرد و سعی میکرد مسائل اخلاقی را رعایت کند. با این وجود عیسی به او می گوید که او باید دوباره متولد شود تا بتواند به پادشاهی خدا وارد شود.

 

کلمه و روح

عیسی گفت : یقین بدان که هیچ کس نمیتواند به پادشاهی خدا وارد شود مگر آنکه از آب و روح تولد یابد. ( یوحنا 3 : 5 )

کمی بعد اینطور گفت : شما با سخنانی که به شما گفتم پاک شده اید.

پولس نوشت : مسیح خویشتن را داد تا کلیسا را با آب و کلام شسته و آنرا پاک و مقدس گرداند . ( افسسیان 5 : 26 )

پطرس نوشت : این بار تولد شما در اثر تخم فانی نبود بلکه بوسیله تخم غیر فانی یعنی کلام خدای زنده و جاویدان تولد تازه یافتید .

کلام تخمی است که در قلبمان کاشته می شود و سبب رشد ایمانمان میگردد. برای تولد دوباره به کلام خدا و روح خدا نیاز داریم. او ما را نجات داد اما این به خاطر اعمال نیکوئی که انجام داده بودیم نبود ، بلکه بسبب رحمت او و از راه شستشوئی بود که بوسیله آن ، روح القدس به ما تولد تازه و حیات تازه بخشید. ( تیطس 3 : 5 )

برای اینکه بتوانیم بتن بسازیم به ماسه ، سیمان و آب احتیاج داریم. در بیابان ماسه زیاد وجود دارد ولی این به خودی خود دلیل وجود بتن نمیشود. در دریا ماسه و آب فراوان وجود دارد ، اما دریا از بتن پر نیست ، به همین طریق کلمه و روح خدا بایستی با پشیمانی و ایمان قلبی ترکیب شوند تا یک انسان نجات یابد.

 

ایمان بیاور و اعتراف کن

کلام خدا ( یعنی همان پیام ایمانی که ما اعلام میکنیم ) نزدیک توست ، آن بر لبها و در قلب توست. زیرا اگر با لبان خود اعتراف کنی که عیسی خداوند است و در قلب خود ایمان آوری که خدا او را پس از مرگ زنده ساخت نجات خواهی یافت. زیرا انسان با قلب ایمان می آورد و نیک محسوب میگردد و با لبهای خود به ایمانش اعتراف میکند و نجات میابد. ( رومیان 10 : 8-10 )

ایمان ما به کلام خدا در قلبمان و با زبانمان بیان می شود . اگر حقیقتاً ایمان قلبی بیاوریم که خدا عیسی را از میان مردگان برخیزاند ، دلیل وجود ندارد تا خداوند او را اعتراف نکنیم ، در همان لحظه که شخص ایمان می آورد و عیسی را خداوند و منجی اعلام میکند ، تولد دوباره می یابد.

اما به همه کسانی که او را قبول کردند و به او ایمان آوردند این امتیاز را داد که فرزندان خدا شوند. ( انجیل یوحنا 1 : 12)

 

به سبب فیض از راه ایمان نجات یافتن

یک ترکیب لازم است . فیض و قدرت خدا با اراده و ایمان ما. همه چیز به خدا مربوط نمیشود. مسلماً همه چیز به ما هم مربوط نمیشود. هر دو یعنی قوت خدا و میل ما لازم است تا تولد تازه ما بوقوع بپیوندد.

زیرا به سبب فیض خداست که شما از راه ایمان نجات یافته اید و این کار شما نیست . پس هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی به خود ببالد. ( افسسیان 2 : 8 9 )

اگر فیض خدا نبود ما نمیتوانستیم نجات بیابیم ؛ بدون شک اعمال انسانی کافی نیست . قدرت خداست که از طریق کلام و روحش این تولد دوباره را انجام میدهد. با وجود این اگر حالت پشیمانی و ایمان شخصی نباشد ، قدرت خدا عمل نمیکند. میل شخص باید مطیع میل خدا باشد تا بتواند برکات خدا را دریافت کند.

 

یک خلقت جدید

کسی که با مسیح متحد است ، حیات تازه دارد.

هر آنچه کهنه بود در گذشت و اینک زندگی نو شروع شده است ( دوم قرنتیان 5 : 17 )

تولد تازه ما را به خلقتی بکلی تازه تبدیل میکند. ما مخلوقاتی شبیه عیسی مسیح هستیم ( کولسیان 3 : 10 ) در قلبهایمان شبیه مسیح خلق شده ایم . برای اینکه بتوانیم چون عیسی زندگی کنیم باید " .... تازه ( انسان تازه ) را پوشیده اید که به صورت خالق خویش تا به معرفت کامل تازه می شوید. "

این تجدید نظری است که ما افکارمان را بوسیله کلام خدا می دهیم و بدنهایمان را تحت فرمان کامل او در می آوریم. ( رومیان 12 : 2 و افسسیان 4 : 23 )

 

داخل پادشاهی خدا

پیوسته خدای پدر را شکر کنید که شما را لایق آن گردانیده است تا در سرنوشتی که در عالم نورانی در انتظار مقدسین است سهمی داشته باشید. او ما را از چنگ نیرومند ظلمت رهانیده و به پادشاهی پسر عزیزش منتقل ساخته است . خدا بوسیله او ما را آزاد ساخته و گناهان ما را آمرزیده است ( کولسیان 1 : 12 14 )

وقتی که ما دوباره متولد میشویم از ظلمت پادشاهی شیطان رهانیده شده به پادشاهی عیسی وارد می شویم ، پادشاهی نور . این چیزی نیست که فقط امید یا آرزوی آن را داشته باشیم ، این یک حقیقت است. فرزند خدا مجبور نیست که دیگر تحت فرمان شیطان باشد .

پس اگر پسر شما را آزاد سازد ، واقعاً آزاد خواهید بود. ( انجیل یوحنا 8 : 36 )

 

قانون روح زندگی در مسیح عیسی

این پادشاهی جدید یک پادشاهی روحانی است ، اما به خاطر اینکه نجات اساساً یک تولد دوباره روحانی می باشد ، باعث نمیشود که آن بر بدنمان ، ذهنمان و زندگی روزمره مان تاثیری نگذارد بلکه میتواند بر تمام قسمت های زندگیمان تاثیر بگذارد و خواهد گذاشت.

در هر جامعه قوانینی وجود دارد که تصمیم میگیرد مردم آنجا چگونه باید زندگی کنند . زندگی روحانی نیز همینطور است. برای کسانی که در پادشاهی شیطان زندگی میکنند ، قوانینی وجود دارد و همینطور برای کسانی که در پادشاهی خدا زندگی میکنند.

تولد دوباره یک قانون جدید به ما میدهد :

زیرا فرمان حیات بخش روح القدس که در اتحاد با مسیح عیسی یافت می شود مرا از زمان گناه و مرگ آزاد کرده است. ( رومیان 8 : 2 )

قانون زندگی شامل محبت ، شادی ، آرامش ، خوشی ، خوشبختی ، فراوانی ، سلامتی ، خرسندی و برکات می شود. این مقررات در پیمان جدید برای مسیحیان وضع شده است. این یک قانون است. یک قانون روحانی است. ما باید آن را در زندگیمان اجرا کنیم. خدا پشتیبان ماست. کلام او حقیقت و غیر قابل تغییر است.

 

بخشش آمرزش گناهان

روزی که ما عیسی را خداوند و منجیمان میخوانیم از همه گناهانمان بخشیده می شویم . در حقیقت هنگامی که عیسی زندگیش را به عنوان فدیه ای برای ما داد ، بخشیده شدیم اما تا هنگامیکه آن را بوسیله ایمانمان دریافت میکنیم ، این تجربه بخشش را نداریم. اگر چه یک نفر ممکن است گناهان زیادی کرده باشد ، اما گناه اصلی او آن است که به مسیح ایمان نیاورده است . ( انجیل یوحنا 16 : 9 ) وقتی این مطلب روشن شود ، به ریشه مشکلات پی میبریم. خود مسیح قلب کسی را که به او ایمان آورد پاک میکند . به این ترتیب همه گناهان گذشته بخشیده می شود و خون مسیح بصورت کامل او را پاک میکند. از راه اتحاد با مسیح و بوسیله خون او است که ما رهائی یافتیم و گناهانمان بخشیده شد و چقدر بی حد و حصر است فیضی که خدا به فراوانی به ما بخشیده است . ( افسسیان 1 : 7 )

 

تعمید آب

کتاب مقدس به وضوح نشان می دهد که تعمید آب برای ایمانداران مهم است. در ماموریت بزرگ ، عیسی به شاگردانش گفت :

به تمام نقاط دنیا بروید و این مژده را به تمام مردم اعلام کنید. کسی که ایمان می آورد و تعمید میگیرد نجات خواهد یافت اما کسی که ایمان نیاورد محکوم خواهد شد. ( مرقس 16 : 15 16 )

متی این کلام را در فصل 28 آیه 19 اینگونه میگوید :

بروید و همه ملت ها را شاگرد سازید و به اسم پدر ، پسر و روح القدس تعمید دهید.

خود عیسی بوسیله یحیی در رود اردن تعمید گرفت ( متی 3 : 13 17 )

پطرس در پیامش ، روز پنطیکاست گفت :

توبه کنید و همه شما فردا فرد برای آمرزش گناهانتان بنام عیسی مسیح غسل تعمید بگیرید که روح القدس یعنی عطیه خدا را خواهید یافت ( اعمال رسولان 2 : 38 )

لوقا مینویسد : پس کسانی که پیام او را پذیرفتند تعمید یافتند و در همان روز در حدود 3000 نفر به ایشان پیوستند. (اعمال رسولان 2 : 41 )پولس تعمید گرفت ( اعمال رسولان 9 : 18 ) و بعد ها او ایمانداران را تعمید می داد. (اعمال رسولان 19 : 1-6 ) کسانیکه در خانه کرنیلیوس بودند بعد از تعمید روح القدس تعمید آب هم گرفتند . ( اعمال رسولان 10 : 44- 48 ) زندانبان شهر فیلیپی و اهل خانه اش پس از آنکه به عیسی ایمان آوردند ، تعمید گرفتند ( اعمال رسولان 16 : 31 33 )

 

اطمینان از نجات

شهادت این است که خدا به ما حیات جاودانی داده است و این حیات در پسر او یافت می شود . هر که پسر را دارد ، حیات دارد و هر که پسر را ندارد صاحب حیات نیست . این نامه را نوشتم تا شما که به نام پسر خدا ایمان دارید ، بدانید که حیات جاودانی دارید . ( اول یوحنا 5 : 11 13 )

اگر ما شروطی را که کلام خدا برای نجات داده است به جا آوریم ، میتوانیم آگاه باشیم که نجات یافته ایم. کلام خدا برای نجات اینطور گفته است و ما میتوانیم به کلام خدا اعتماد کنیم. کلام خدا به احساسات ، هیجانات ، عضویت کلیسائی ، اخلاقیات مترقی و یا صداقت ما بستگی ندارد.

روح خدا با روح ما با هم شهادت میدهند که ما فرزندان خدا هستیم. ( رومیان 8 : 16 )

اگر ما این شروط را به جا آوریم یعنی توبه کرده و به مسیح ایمان آوریم ، آنوقت میدانیم که نجات یافته ایم. ( یعنی ایمان آورده و به ایمانمان اعتراف کرده ایم. )

 

|+| نوشته شده توسط سارا پالما در جمعه 20 بهمن1385 ساعت 10:23 |

چرا خدا انسان شد؟
<IMG alt=christ hspace=0 src="http://i14.tinypic.com/2jbl88y.gif" align=textTop border=0></P>
<P>آموزۀ تجسم یا انسان شدن خدا در مسیح بی‌گمان یکی از مهم‌ترین ارکان ایمان مسیحی است. مسیحیت از همان بدو تولد بر دو حقیقت بنیادی بشریت و الوهیت مسیح پای فشرده و در برابر حملات گوناگون به دفاع از آن‌ها برخاسته است. کلیسا طی قرون متمادی با صدای رسا و به بهای گران اعلام داشته که چون به دقت و از نزدیک، زندگی این مرد ناصری را مورد تعمق و مطالعۀ جدی و همه‌جانبه قرار داده، خود را ناگزیر از آن دیده که این دو حقیقت را دربارۀ او نه تنها تصدیق بدارد، بلکه جشن بگیرد. </P>
برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید...
|+| نوشته شده توسط عمانوئیل در پنجشنبه 19 بهمن1385 ساعت 12:35 |

مستندات علمی و باستان شناسی درباره کتاب مقدس

Saimon

آیا کتاب مقدس تنها یک کتاب برای راهنمایی و ارشاد بشر هست؟ آیا براستی مستندات درونی آنها ازیک حقیقت تاریخی نشات میگیرد؟ شاید اینگونه سوالات را بارها ازخود پرسیده باشید. آیا وقتی در کتاب مقدس داستان نجات موسی و قوم بنی اسراییل و غرق شدن فرعون و لشگریانش را میخوانیم از خود نمی پرسیم براستی خداوند آنها را مجازات کرده است؟ اگر میخواهید جواب این سوال رابه صورت علمی مستند پیگیری کنید حتما مطلب امروز را بخوانید.


برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید...
|+| نوشته شده توسط عمانوئیل در یکشنبه 15 بهمن1385 ساعت 22:30 |

معبد یا رابطه زنده با خدا

شخصی از کودکی نقل قول می کرد که: " مادر بزرگ من در فرودگاه زندگی می کند. هر گاه می خواهیم او را به خانه دعوت کنیم، می رویم و او را از فرودگاه به خانه می آوریم و وقتی ملاقاتمان تمام می شود، او را دوباره به فرودگاه برمی گردانیم." این چیز باعث شد که این فکر در من بیاید که ما هم از خدا چنین برداشتی را درست کرده ایم. ما خدا را روزهای یکشنبه در کلیسا ملاقات می کنیم و فکر می کنیم خدا آنجا زندگی می کند. اما فراموش کرده ایم که خدا همه جا حضور دارد.
کودک دیگری به دوستش گفته بود: " حدس بزن چه چیزی را کشف کرده ام. دندانپزشک ما در اداره اش زندگی نمی کند، بلکه او در آنجا فقط کار می کند. او خانه ای دارد و خانواده ای که در آن زندگی می کنند و پس از کارش به آنجا می رود و استراحت می کند." کشف این چیز که دندانپزشک در دفترش زندگی نمی کند مسئله بزرگی برای آن کودک بود. گاهی اوقات برای ما هم مثل این کودک کشف این مسئله که خدا فقط در کلیسا مشغول نیست مسئله بغرنجی است.
وقتی در یک جایی تجربه خاصی می کنیم، آن مکان برای ما محل بخصوصی می شود. در حقیقت تجربه ما است که آن محل را تقدیس می کند. وقتی در مکانی خدا را ملاقات می کنیم، آن مکان برای ما مقدس می شود. برای یعقوب بیت ئیل چنین مکانی شد(پیدایش 28) بیت ئیل به معنای " خانه خدا" است.
قبل از آنکه خدا یعقوب را ملاقات کند، بیت ئیل مکانی بود مثل هر مکان دیگر. پس از آنکه خدا او را در آنجا ملاقات کرد، آن مکان تبدیل به مکان مهیب و " خانه خدا" و " دروازه آسمان" شد. این مکان فقط سنگی بود که او سرش را بر آن گذاشته بود و خوابیده بود، حتی یک خانه معمولی نیز نبود. اما حضور خدا آنجا را خانه بخصوصی کرد. او روغن بر سنگ ریخت و با خدا قول و قرارهایی گذاشت.
در ابتدا خدا انسان را در فضای باز ملاقات کرد. او با آدم و حوا در باغ عدن ملاقات کرد، او با نوح در مزرعه ای که نوح کشتی را بنا کرد، ملاقات کرد، او با ابراهیم، اسحاق و یعقوب در خارج از ساختمان ملاقات کرد. او یوسف را وقتی خواب بود ملاقات کرد و نیز او را در زندان ملاقات کرد. او یوشع را خارج از اردوگاه ملاقات کرد. ما می توانیم به تمام کتاب مقدس رجوع کنیم و صدها انسان را ببینیم که خارج از درهای بسته خدا را ملاقات کردند. مادر بزرگ در فرودگاه زندگی نمی کند و دندانپزشک در اداره اش زندگی نمی کند و خدا در کلیسا زندگی نمی کند.

خیمه و معبد
از آدم تا موسی جای بخصوصی برای تجربه حضور خدا نبود. اما پس از آنکه اسرائیل از مصر بیرون آمد خدا به موسی دستور داد که خیمه ای بسازد. بر روی کوه سینا دو مکاشفه به موسی داده شد: شریعت و خیمه. شریعت داده شد تا راههای خدا نشان داده شود و خیمه داده شد تا رهایی و نجات خدا وقتی آن راهها را به خطا رفتند آشکار شود. یکی راستی و نیکویی را و دیگری فیض و رحمت را آشکار می ساخت.
حضور خدا با خیمه همراه بود، مگر آنکه اسرائیل واقعا" بطور جدی نیکویی خدا را مورد سوء استفاده قرار می دادند. آنگاه حضور خدا بطور کامل اردوگاه را ترک می کرد(خروج 32 و 33 و مخصوصا" 15:33 را نگاه کنید).
خیمه به عنوان مکان قربانی خدمت می کرد. جایی که مخصوص وقف شدن اسرائیل و ظهور هدف رهایی بخش خدا بود. هر قسمت از خیمه کار زیبای عیسی مسیح را که بر صلیب نشان می داد. هدف نهایی خدا این بود که این را بفهماند که اراده او موضوع حیاتی است- یعنی اراده او در تمام زندگی انجام شود(عبرانیان 5:10-10)
اگر چه معبد جایی دائمی تر بود ولی به همان مقصود خیمه بنا شده بود. هر دو جایی بودند که جلال خدا ساکن می شد. وقتی معبد وقف شد، مانند زمان خیمه، جلال خدا نازل شد و آن مکان را پر کرد(خروج 34:40-35 و دوم تواریخ 5 را بخوانید)
خیلی ساده است که ببینیم چطور خیمه و معبد مخصوص و مقدس بودند، اگر چه هیچکدام از آنها برای آن نبود که بعنوان تنها مکان ملاقات خدا دیده شوند. اما این مسئله باعث شد که بسیاری از اسرائیلیان خدا را همانگونه که آن بچه به مادربزرگش فکر می کرد نگاه کنند: او در فرودگاه زندگی می کند. مسیحیان رشد نکرده نیز فکر می کنند که خدا در کلیسا زندگی می کند و بجز کلیسا جای دیگری حضور ندارد.

مکان و زندگی
محلها مهم هستند، اما آنها می باید با زندگی مربوط باشند و در غیر اینصورت اثر خود را از دست می دهند. و این مسئله که اگر مکان به زندگی روزانه ما مربوط نشود تبدیل به یک یادبود می شود تا آنچه که واقعا قبلا معنی می داد. آن مکان می شود محل حرفه ای ها و مسئله تجارت و دیگر انگیزه ای برای زندگی نمی شود و دیگر با ما همراه نیست. چنانکه حتی فاسد نیز می شود چنانکه بیت ئیل که به معنای خانه خدا بود تبدیل به خانه خدایان شد(اول پادشاهان 25:12-29)

داود فهمید
یکی از آیات مورد علاقه من مزمور 27 آیه 4 است. او می گوید می خواهد تمام ایام عمرش در خانه خداوند ساکن شود تا جمال او را مشاهده کند. آیا منظور داود این بود که می خواهد محل زندگی اش را به معبد منتقل کند. آیا این تنها جایی بود که داود می توانست خدا را ملاقات کند. بعضی کلیسا را نیز چنین می بینند.
در باره مزمور 23 چه فکر می کنید. مزموری که بیشتر از هر قسمت کتاب مقدس نقل قول می شود. داود می گوید حتی اگر در دره مرگ هم برود از بدی نخواهد ترسید چون خدا با او است. یا در مورد مزمور 51 چه فکر می کنید که داود می گوید خدا یا مرا از حضور خود دور نکن و روح قدوس خود را از من مگیر؟
داود در ضمن اینکه به مکان اهمیت می داد حضور خدا را به یک مکان بخصوص محدود نمی کرد. ما نیز باید این تعادل را بین مکان و همه جا حفظ کنیم. هر مکانی می تواند مکان تجربه حضور خدا برای ما شود. و این مسئله نهایی بود که در زندگی مسیح می بینیم.

عمانوئیل
اشعیاء نبوت کرد که اینک باکره حامله شده پسری خواهد زائید و نام او عمانوئیل خواهد بود(اشعیاء 14:7) عمانوئیل یعنی خدا با ما. و منظور از ما خودمان هستیم. در مسیح، در روح القدس، خدا با ما است تا اراده اش را بر زمین عملی کند. او توسط ما در همه جا هست تا کارش را انجام دهد.
پولس رسول در اعمال رسولان 24:17 بروشنی می گوید: " خدایی که جهان و هر آنچه را در آن است آفرید، مالک آسمان و زمین است و در معابد ساخته دست بشر ساکن نمی شود." داود گفت: " اگر در هاویه بستر بگسترانم، اینک تو آنجا هستی."(مزمور 8:139)
او همه جا است. آدم و حوا خود را پنهان کردند ولی خدا آنجا بود. یونس از حضور خدا فرار کرد، اما خدا او را در کشتی و در آبها و در ماهی و در ساحل ملاقات کرد. پولس مسافرت کرد، اما خدا او را در میان جاده ملاقات کرد. و این لیست همچنان ادامه دارد.

منظور چیست؟
منظور این است که باید کار خود و کار خدا را از چهارچوب ساختمان کلیسا بیرون آوریم و کلیسایی در دنیا باشیم. ما معبد هستیم. معبد همه آن جاهایی است که من هستم. خدا محدود به مکان نیست. او را از چارچوب کلیساها به دنیای بیرون ببریم. به خانه هایمان ببریم به خانه های دوستان و فامیلهایمان ببریم. بدانیم که حضور او را در همه جا می توانیم تجربه کنیم و حضور او مختص به ساختمان کلیسا نیست. آیا می دانستید که مسیحیت در قرون اولیه برای مدت سه قرن هیچ ساختمان مخصوص برای عبادت نداشته است؟ پس خود را محدود به مکان نکنیم.
به نظر من ما وقت زیادی را صرف ساختمانها می کنیم تا مزرعه خداوند. وقت زیاد با یکدیگر و کمتر با غیرمسیحیان تا حضور خدا را به آنها آشکار کنیم. مسیح در خیابانها در خانه ها و مزرعه های اسرائیل مشغول بود(لوقا 12:6 و 17-19)
مسیح نه فقط حضور خدا را در دنیا نشان می داد، بلکه ما را نیز با همین مقیاس اندازه گیری می کند که آیا چنین می کنیم یا خیر. مسیح در متی 31:25-46 به ما می گوید که ما با این چیزها از هم جدا خواهیم شد که آیا گرسنگان را غذا دادیم، زندانیان و بیماران را ملاقات کردیم و به غریبان نیکویی کردیم. او هیچ چیز در مورد شرکت مرتب در جلسات کلیسایی نگفت.
منظور مرا اشتباه نفهمید. آمدن مرتب به کلیسا و سروقت آمدن به آنجا،محترم است و مسلما پر برکت، اما اگر این کار ثمری ندارد، اگر عمانوئیل را نمی شناسیم یعنی خدا با ما در دنیا، پس با چه هدفی به کلیسا می آییم؟
ماموریت بزرگ همچنان باقی است که : بروید و تمام ملتها را شاگرد سازید و من با شما هستم. بودن با عیسی نهایتا به این معنا است که او با ما می آید و همه جا با ما خواهد بود تا اراده و کارش را توسط ما انجام دهد. بعضی می گویند چرا معجزات کم شده. شاید علتش این است که محل معجزات خارج از ساختمان کلیساست. برای مسیح چنین بود.



خدا شما را برکت دهد.
منبع : مرکز پژوهشهای مسیحی - کشیش باباخانی
|+| نوشته شده توسط سارا پالما در دوشنبه 9 بهمن1385 ساعت 20:48 |


Type in a word or topic and click the search button to see what the Bible says about it.
<< Add this search to your web site! >>