تبليغاتX
کتاب مقدس
کتاب مقدس
عیسی : من راه و راستی و حیاتم. هیچ کس جز به واسطه من به نزد پدر نمیآید. ( یوحنا 14 : 6 )
مسیح ، حکمت و قدرت خدا ( رساله اول پولس به مسیحیان قرنتس باب 1 آیات 18 الی 25 )

18  من  بخوبي  مي دانم  كه  براي  آناني  كه  بسوي  هلاكت  مي روند، چقدر احمقانه  بنظر مي رسد وقتي  مي شنوند كه  عيسي  مسيح  بر روي  صليب  جان  خود را فدا كرد تا انسان  را نجات  بخشـد. اما براي  ما كه  در راه  نجات  پيش  مي رويم ، اين  پيغام  نشانه  قدرت  خداسـت .  19  زيـرا خدا فرموده  است : «تمام  نقشـه هايي  را كه  انسان  براي  رسيدن  به  خدا طرح  مي كند، هرقدر هم  كه  حكيمانه  جلوه  كند، باطل  خواهم  ساخت  و فكر و نبوغ  خردمندان  را نابود خواهم  كرد.»
20  پس  كجايند اين  خردمندان  و علماي  دين  و فلاسفه  كه  درباره  مسايل  عميق  دنيا به  بحث  مي پردازند؟ خدا ايشان  را جاهل  ساخته  و نشان  داده  است  كه  عقل  و حكمت  آنان  پوچ  و باطل  است . 21 زيرا خداي  حكيم  صلاح  ندانست  كه  انسان  با منطق  و حكمت  خود او را بشناسد. بلكه  او خود به  ميان  ما آمد و همه  آناني  را كه  به  پيام  او ايمان  آوردند نجات  بخشيد، يعني  همان  پيامي  كه  مردم  دنيا، چه  يهودي  وچه  غيريهودي ، آن  را بي معني  و پوچ  مي دانند.  22  زيرا يهوديـان  خواستار آنند كه  پياممان  را با معجزه اي  ثابت  كنيم ، و يونانيان  نيز فقط  مسايلي  را مي پذيرند كه  با فلسفه  و حكمتشـان  منطبق  باشد.  23  اما پيام  ما اينست  كه  مسيح  براي  نجات  انسان  مصلوب  شد و مرد؛ و اين  پيام  براي  يهوديـان  توهين آميز است  و براي  يونانيان  پوچ  و بي معني .  24  امـا آنانـي  كه  از جانب  خدا براي  دريافت  نجات  دعوت  شده اند، چه  يهودي  و چه  يوناني ، خدا چشمانشان  را گشوده  تا ببينند كه  مسيح  قدرت  عظيم  خدا و نقشـه  حكيمانـه  اوست  براي  نجات  ايشان .  25  اين  نقشـه  نجـات  خـدا كه  در نظر بعضي  پوچ  و بي معني  است ، بسي  حكيمانه تر است  از نقشه هاي  حكيمانه  داناترين  مـردم ؛ و اين  پيام  انجيل  يعني  نجات  بوسيله  مرگ  مسيح  بر روي  صليب  كه  در نظر برخي  نشانه  ضعف  خداست ، بسيار نيرومندتر از تمام  قدرتهاي  بشري  است .

|+| نوشته شده توسط سارا پالما در چهارشنبه 16 خرداد1386 ساعت 12:51 |

محبت

اول قرنتیان باب ۱۳

اهمیّت طریق محبت

۱اگر به زبانهای آدمیان و فرشتگان سخن گویم، ولی محبت نداشته باشم، زنگی پرصدا و سنجی پرهیاهو بیش نیستم.۲اگر قدرت نبوّت داشته باشم و بتوانم جملۀ اسرار و معارف را درک کنم، و اگر چنان ایمانی داشته باشم که بتوانم کوهها را جا‌به‌جا کنم، امّا محبت نداشته باشم، هیچم.۳اگر همۀ دارایی خود را بین فقیران تقسیم کنم و تن خویش به شعله‌های آتش بسپارم، امّا محبت نداشته باشم، هیچ سود نمی‌برم.

۴محبت بردبار و مهربان است؛ محبت حسد نمی‌برد؛ محبت فخر نمی‌فروشد و کبر و غرور ندارد.۵رفتار ناشایسته ندارد و نفع خود را نمی‌جوید؛ به آسانی خشمگین نمی‌شود و کینه به دل نمی‌گیرد؛۶محبت از بدی مسرور نمی‌شود، امّا با حقیقت شادی می‌کند.۷محبت با همه‌چیز مدارا می‌کند، همواره ایمان دارد، همیشه امیدوار است و در همه‌حال پایداری می‌کند.

۸محبت هرگز پایان نمی‌پذیرد. امّا نبوّتها از میان خواهد رفت و زبانها پایان خواهد پذیرفت و معرفت زایل خواهد شد.۹زیرا معرفت ما جزئی است و نبوّتمان نیز جزئی؛۱۰امّا چون کامل آید، جزئی از میان خواهد رفت.۱۱آنگاه که کودکی بیش نبودم، چون کودکان سخن می‌گفتم و چون کودکان می‌اندیشیدم و نیز چون کودکان استدلال می‌کردم. امّا چون مرد شدم، رفتارهای کودکانه را ترک گفتم.۱۲آنچه اکنون می‌بینیم، چون تصویری محو است در آینه؛ امّا زمانی خواهد رسید که روبه‌رو خواهیم دید. اکنون شناخت من جزئی است؛ امّا زمانی فراخواهد رسید که به‌کمال خواهم شناخت، چنانکه به‌کمال نیز شناخته شده‌ام.

۱۳و حال، این سه چیز باقی می‌ماند: ایمان، امید و محبت. امّا بزرگترینشان محبت است.


 راهنما


اول‌ قرنتيان‌ 13 . محبت‌


         محبت‌، والاترين‌ تعليم‌ مسيحيت‌ مي‌باشد. اين‌ مورد به‌ صورت‌ اصلي‌ فناناپذير بوسيلة‌ مسيح‌ در محبت‌ آسماني‌ نمودار شده‌ است‌ . محبت‌ پايه‌اي‌ محكم‌ براي‌ كليسا است‌ كه‌ استحكام‌ آن‌ ماوراي‌ جلوه‌هاي‌ مختلف‌ قوت‌ خدا ثابت‌ شده‌ است‌. محبت‌، مؤثرترين‌ اسلحة‌ كليسا معرفي‌ شده‌ و خصوصيتي‌ است‌ كه‌ همة‌ عطاياي‌ روحاني‌ بدون‌ آن‌ دور از دسترس‌ مي‌باشند. محبت‌، عصارة‌ ذات‌ الهي‌ و منشاء تكامل‌ شخصيت‌ انساني‌ معرفي‌ شده‌  است‌. محبت‌ قدرتمندترين‌ قدرت‌ جهاني‌ است‌.

             اگر جميع‌ اموال‌ خود را صدقه‌ دهم‌ و بدن‌ خود را بسپارم‌ تا سوخته‌ شود و محبت‌ نداشته‌ باشم‌، هيچ‌ سود نمي‌برم‌ (3). ايده‌اي‌ كه‌ عقل‌ انسان‌ را وادار به‌ تفكر مي‌كند. عطاياي‌ صحبت‌ به‌ زبانها همانند فرشتگان‌، نبوت‌، علم‌، ايمان‌ به‌ اندازه‌اي‌ كه‌ كوهها را نقل‌ كند، بخشندگي‌ به‌ ميزان‌ آخرين‌ دارايي‌ و حتي‌ شهادت‌ تا زماني‌ كه‌ با روحية‌ محبت‌ آميخته‌ نباشند، كاملاً بي‌فايده‌ مي‌باشند. محبت‌ بهترين‌ كمك‌ جهت‌ خود آزمايي‌ است‌!
|+| نوشته شده توسط سارا پالما در پنجشنبه 28 دی1385 ساعت 22:50 |

اول قرنتیان باب 7
دربارۀ ازدواج
1.      واما ، دربارۀ چیزهائی که بمن نوشتید : بهتر است که مرد ، مجرد بماند ،
2.      ولی چون اطراف ما پر از وسوسه های جنسی است بهتر است هر مرد برای خود زنی و هر زنی نیز برای خود شوهری داشته باشد .
3.      زن و شوهر باید وظائف زناشوئی خود را نسبت به یکدیگر انجام دهند.
4.      زن اختیار بدن خود را ندارد زیرا او متعلق به شوهر خویش است و همچنین مرد اختیار بدن خود را ندارد زیرا بزن  خود تعلق دارد.
5.      یکدیگر را از حقوق زناشوئی محروم نسازید مگر با رضایت طرفین برای مدتی از یک دیگر دوری کنید تا وقت خود را صرف راز و نیاز با خدا نمائید. اما پس از آن روابط  شما در امور زناشوئی بصورت عادی برگردد، مبادا ضعف شما در این مورد باعث شود تسلیم وسوسه های شیطان شوید.
6.      این یک قانون نیست ، این امتیازی است که بشما میدهم .
7.      کاش همۀ شما در این مورد مانند من باشید ،  اما خداوند بهر کس استعداد خاصی داده است ، به یکی ، یک جور و به دیگری به نحوی دیگر.
8.      به افراد مجرد و بیوه زنان میگویم : برای شما بهتر است که مانند من مجرد بمانید ،
9.      ولی اگر نمیتوانید جلوی امیال خود را بگیرید ازدواج کنید ، زیرا ازدواج کردن از سوختن در آتش شهوت بهتر است.
10.  برای متأهلان دستوری دارم که دستور خودم نیست بلکه از جانب خداوند است ـ یک زن شوهردار نباید شوهرش را ترک کند ،
11.  اما اگر چنین کند یا باید تنها بماند و یا آن که دوباره با شوهرش آشتی کند. شوهر نیز نباید زن خود را طلاق بدهد.
برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید...
|+| نوشته شده توسط سارا پالما در دوشنبه 2 مرداد1385 ساعت 13:15 |

اول قرنتیان باب 15 - قیامت مسیح - قیامت مردگان و بدن قیام کرده
ترجمه قدیمی(اول قرنتیان)



قيام‌ مسيح‌
‌  الا´ن‌ اي‌ برادران‌، شما را از انجيلي‌ كه‌ به شما بشارت‌ دادم‌ اعلام‌ مي‌نمايم‌ كه‌ آن‌ را هم‌ پذيرفتيد و در آن‌ هم‌ قايم‌ مي‌باشيد،  2  و بوسيله‌ آن‌ نيز نجات‌ مي‌يابيد، به‌ شرطي‌ كه‌ آن‌ كلامي‌ را كه‌ به‌ شما بشارت‌ دادم‌، محكم‌ نگاه‌ داريد والاّ عبث‌ ايمان‌ آورديد.  3  زيرا كه‌ اوّل‌ به‌ شما سپردم‌، آنچه‌ نيز يافتم‌ كه‌ مسيح‌ برحسب‌ كتب‌ در راه‌ گناهان‌ ما مرد،  4  و اينكه‌ مدفون‌ شد و در روز سوم‌ برحسب‌ كتب‌ برخاست‌؛  5  و اينكه‌ به‌ كيفا ظاهر شد و بعد از آن‌ به‌ آن‌ دوازده‌،  6  و پس‌ از آن‌، به‌ زياده‌ از پانصد برادر يك‌ بار ظاهر شد كه‌ بيشتر از ايشان‌ تا امروز باقي‌ هستند، امّا بعضي‌ خوابيده‌اند.  7  از آن‌ پس‌ به‌ يعقوب‌ ظاهر شد و بعد به‌ جميع‌ رسولان‌.  8  و آخر همه‌ بر من‌ مثل‌ طفل‌سقط‌شده‌ ظاهر گرديد.  9  زيرا من‌ كهترين‌ رسولان‌ هستم‌ و لايق‌ نيستم‌ كه‌ به‌ رسول‌ خوانده‌ شوم‌، چونكه‌ بركليساي‌ خدا جفا مي‌رسانيدم‌.  10  ليكن‌ به‌ فيض‌ خدا آنچه‌ هستم‌ هستم‌ و فيض‌ او كه‌ بر من‌ بود باطل‌ نگشت‌، بلكه‌ بيش‌ از همه‌ ايشان‌ مشقّت‌ كشيدم‌، امّا نه‌ من‌ بلكه‌ فيض‌ خدا كه‌ با من‌ بود. 11 پس‌ خواه‌ من‌ و خواه‌ ايشان‌ بدين‌ طريق‌ وعظ‌ مي‌كنيم‌ و به‌ اينطور ايمان‌ آورديد.
 

برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید...
|+| نوشته شده توسط سارا پالما در جمعه 8 اردیبهشت1385 ساعت 13:43 |


Type in a word or topic and click the search button to see what the Bible says about it.
<< Add this search to your web site! >>