![]() هیچ چیز پنهان نیست که آشکار نشود و هیچ چیز پوشیده نیست که عیان نگردد. آنچه در تاریکی به شما گفتم ، در روشنائی روز بیان کنید و آنچه در گوشتان گفته شد ، از فراز بامها اعلام نمایید . از کسانی که جسم را میکشند اما قادر به کشتن روح نیستند مترسید ؛ از او بترسید که قادر است هم روح و هم جسم شما را در جهنم هلاک کند. (متی 10 : 26 - 28 )
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
آرشیو مطالب
5/21/2008 - 6/20/2008
1/21/2008 - 2/19/2008 9/23/2007 - 10/22/2007 6/22/2007 - 7/22/2007 5/22/2007 - 6/21/2007 4/21/2007 - 5/21/2007 3/21/2007 - 4/20/2007 2/20/2007 - 3/20/2007 1/21/2007 - 2/19/2007 12/22/2006 - 1/20/2007 11/22/2006 - 12/21/2006 10/23/2006 - 11/21/2006 9/23/2006 - 10/22/2006 8/23/2006 - 9/22/2006 7/23/2006 - 8/22/2006 6/22/2006 - 7/22/2006 5/22/2006 - 6/21/2006 4/21/2006 - 5/21/2006 3/21/2006 - 4/20/2006 1/21/2006 - 2/19/2006 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
تفسیر کاربردی عهد جدید
سایت کلیسای اینترنتی ( حتماَ بهش سر بزنید) سایت کلام خدا مسیح برای ایرانیان شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان ترجمه هزاره نو انجیل ( جدید ترین ترجمه فارسی) رادیو ندای محبت (اولین شبکه رادیوئی مسیحی) سری دروس رشد روحانی "با هم" مرکز پژوهشهای مسیحی مجله اینترنتی کلمه برای مسیحیان مسیحیان واقعی یافا یگانه نور جهان کتاب خانه 24 ساعته کلیسای جهانی ایرانیان کلیسای آسمانی خدا موسیقی مسیحی عیسی : من راه راستی و حیاتم مسیحیت هاللویاه عیسی- شاه شاهان مسیح محبت است عیسی مسیح پژوهشهای یک مسیحی معرفی وبلاگ های مسیحی دایره المعارف کتاب مقدس آموزش زبان عبری نور عالم مسیح گفتمانهای مسیحیان و مسلمانان وبلاگ برادر پاتریک وبلاگ پسر آبي وبلاگ مسیح دوستت دارم وبلاگ صلیب نور وبلاگ انجیل عیسی مسیح وبلاگ مطالعه کتاب مقدس پیوندهای روزانه
|
کتاب مقدس
عیسی : من راه و راستی و حیاتم. هیچ کس جز به واسطه من به نزد پدر نمیآید. ( یوحنا 14 : 6 ) شیطان پرستی و ترویج شیطان پرستی در ایران
شیطان پرستی آنتوان لاوی و کلیسای شیطان شيطان پرستي به معناي پرستش شيطان به عنوان قدرتي فوق العاده و بسيار قوي تر و پر قدرت تر از نيرو هاي خوبي و نيكي . شيطان پرستان شيطان را به عنوان صاحب قدرت و حاكميت بر روي زمين و قدرت دو جهان مي شناسند . شيطان پرستي را مي توان به دو بخش زماني تقسيم كرده و در اين دو دوره مورد مطاله قرار داد . ۱) شيطان پرستي قديم : با توجه به شواهد و آثار به جاي مانده از قرون اوليه پيدايش در مي يابيم كه شيطان پرستي از قرون و اعصار كهن وجود داشته است . اين شواهد و آثار در آمريكاي لاتين و آمريكاي جنوبي و آفريقاي مركزي هنوز وجود دارند . قبايلي كه در اين مكانها ساكن بوده اند شيطان را به عنوان قدرتي برتر پرستش نموده و در مراسم خود قرباني هايي از انسان ها تقديم شيطان مي كردند . هنوز اجساد موميايي شده قربانيان وجود دارد كه نحوه كشته شدن آنها بيانگر قرباني بودن آنها مي باشد . و هنوز مذبح هايي كه قربانيان را بر آن قرار مي دادند وجود دارد . نكته قابل توجه اين است كه در ميان قربانيان اجساد زنان بيشتر به چشم مي خورد .شيطان پرستي قديمي بر اساس سنت هاي خدا پرستي و شيطان پرستي واقع نشده است و نمي تواند چنين باشد بلكه بشر در آن هنگام تنها جهت سجده كردن در برابر قدرتي بزرگ مبادرت به پرستش شيطان نموده است . اما با گسترش روابط بشر و گام نهادن بشر در سرزمين هاي مختلف قبايل ديگر نيز كه شيطان پرست نبودند به دنبال قدرت سحر آميز جادوگران شيطان پرست دست به اقدامات شيطان پرستي براي كسب قدرت روي آوردند . واز اين قدرت ها درجهت كارهاي زيان آور و گاهاً براي پيروزي در جنگها استفاده مي كردند . مي گويند حتي همسر پادشاه فرانسه در قرن 13 ميلادي براي نجات شوهر خود از مرگ اين مراسم را بجا آورد . در شيطان پرستي قديم شيطان به عنوان قدرتي برتر معرفي مي شود كه وجود خارجي دارد . ۲)شيطان پرستي جديد : مي گويند بذر شيطان پرستي جديد در قرون 15 و 16 ميلادي در انگلستان پاشيده شد و در همان سرزمين بسيار رشد و نمو كرد . در حقيقت آنان براي بهره مندي از قدرت تاريكي و قدرت شيطان كه نهايتاً به پرستش شيطان انجاميد شيطان پرستي نوين را بنيان گذاري كردند . گفته مي شود در آن هنگام جادو گران بسياري در انگلستان مي زيستند . البته وجود اهالي باستاني آسياي ميانه و خاورميانه و نيز اهالي يونان باستان در آن هنگام در انگلستان و در بين گروه شيطان پرستان ثابت شده است چون در برخي محل هاي برگزاري مراسم شيطان پرستي و جادوگري نظير محل ستون هنج آثاري از تمدن ايران و يونان پيدا شده است و در كتب آنان كلمات عبري و يوناني و فارسي وجود دارد . البته هيچ كدام از اين زبان ها به صورت كنوني نمي باشند . شيطان پرستي جديد وجود خارجي براي شيطان قائل نمي باشد بلكه آنان ابراز مي دارند شيطان در طبيعت و در وجود هر انساني است و در باطن هر انساني شيطان سكونت دارد در نتيجه آنان در طي مراسم خود از شيطان باطني و حس اهريمني دروني خود دعوت به آشكار شدن مي نمايند و نشانه حلول اين قدرت اهريمني در آنان انجام اعمال جنسي به شديد ترين و خشن ترين طريق ممكن مي باشد . انجام عمل جنسي در حقيقت بخشي از پرستش آنان محسوب مي شود و آنان هر چه در جهان وجود دارد را مديون آلت تناسلي مي دانند . و عقيده دارند كه مي بايست كامل ترين لذات جسمي و جنسي را در اين دنيا ببرند و معتقد مي باشند در پس اين عالم دنياي ديگري است كه روح كساني كه لذت جسماني لازم را در اين دنيا نبرده اند دوباره به اين جهان باز ميگردد تا لذت جنسي خود را كامل كند . حتي در بين گروه هاي مختلف شيطان پرستي در طي انجام مراسم مايعي به نام آب مقدس بر روي حاضرين پاشيده مي شود كه محتواي اين مايع اسپرم و ادرار مي باشد . در شيطان پرستي جديد ديگر اعتقادي به قرباني كردن انسان وجود ندارد و اگر بعضاً شنيده مي شود كه گروهي شيطان پرست براي شيطان قرباني گذرانيده اند بدانيد كه آن گروه هنوز به شيطان پرستي قديم وفادار بوده و جز گروه شيطان پرستان قديم محسوب مي شوند . شيطان پرستي جديد آييني است داراي شباهت هايي به اومانيسم که انسان را برترين موجود مي داند و او را تنها در برابر خود مسئول مي داند: كليساي شيطان و انجيل شيطان :
انجيل شيطانی کتابي است که شيطان پرستان از آن برای عبادت و دعاهای خود و همچنين استفاده در مراسم خود استفاده ميکنند . اين کتاب شامل کلمات عبری و یونانی و انگلیسی است که برخی از اين کلمات هنوز معنی دقيق آن کشف نشده است اما چيزی که ميتوان فهميد اسامی شيطان و دعوت از او برای قدرت دادن به شيطان پرستان است. در اين کتاب بسياری از دعاهای آن بر خلاف دعاهای مسيحيت و انجيل است و همچنين بسياری از شعائر آن برای قدر نهادن به عظمت و قدرت شيطان به عنوان قدرت مطلق است. آنتوان شزاندر لاوي كه بود ؟ آنتوان لاوي در 11 آوريل 1930 در شهر شيكاگو متولد شد چندي بعد همراه خانواده اش به سانفرانسيسكو رفت و تا زمان مرگش در همانجا ساكن بود . شخصيتي بسيار ناسازگار و ناهموار داشت . در 17 سالگي مدرسه را ترك كرد و در سيركي مشغول به كار شد پس از آن به موسيقي روي آورد و موفقيت هاي چشمگيري در اين زمينه به دست آورد . در سال 1950 در دايره جنايي پليس آمريكا به عنوان عكاس جنايي مشغول به كار شد . اين حرفه در روحيه وي تاثير بسياري داشت . سال 1952 با كارول لنسيگ ( Carole Lansing ) ازدواج كرد . نتيجه اين ازدواج كلارا لاوي بود . اما چندي بعد دل در گرو مهر زني به نام داين هگارتي داده و عاشق و دلباخته او شد پس در سال 1960 از همسر خود جدا شده و هر چند با داين هگارتي ازدواج نكرد اما روابط نامشروع او با اين زن به تولد دومين دختر او در سال 1964 انجاميد . لاوي در شب هاي جمعه محفلي تشكيل داده بود به نام دايره اسرار آميز و به سخنراني هاي سري خود در باره نيروهاي اهريمني مي پرداخت در همين محفل نيز شخصي به وي پيشنهاد تاسيس آئيني جديد را داد و در پي آن در يكي از اين مجالس در 30 آوريل1966 لاوي با سري تراشيده در جمع حاضر شده و خود را بنيان گذار كليساي شيطان معرفي كرد .در سال 1969 نيز كتاب انجيل شيطان او چاپ شد و در سال 1972 نيز كتاب " آئين شيطان پرستي " وي منتشر شد . كه در آن به جزئيات آئين و رسوم شيطان پرستي از جمله مراسم عشاء شيطاني با نام Black Mass پرداخته بود . در اواسط سال 1980 از داين هگارتي نيز جدا شده و آخرين معشوقه وي بلانچ بارتون (Blanche Barton ) بود كه نتيجه روابط آنان تنها پسر لاوي سيتن سركيس كرنكي لاويSatan Xerxes Carnacki Lavey مي باشد . در تاريخ 29 اكتبر 1997 در بيمارستان سنت ماري سانفرانسيسكو بر اثر تورم ريه درگذشت . در تدفين شيطاني او جسدش سوزانده شد خاكسترش نيز دفن نشد بلكه با اين فرض كه قدرتي فوق العاده دارد بين وارثانش تقسيم شد تا در آئين شيطان پرستي مورد استفاده قرار گيرد . پنتاگــرام درQ شیطان پرستـی سمبل هـا و نمادهـا
" اهریمن ، ستاره صبح , پسر صبح و ..." مراحل گوناگون مراسم شیطان پرستی : 3 مرحله مهم درمراسم : 1- کسب قدرت تاریکی برای پرستش شیطان 2- به دست آوردن نیروهای نهفته در تاریکی 3- کسب قدرتی درونی و بی پایان ( انرژی عظیمی که توان ارتقا بخشیدان روح را به ما می بخشد و کمبود هایش را با قدرت این نیرو پر می سازد .) شيطان پرستي وپيدايش آن در موسيقي متال وجنبش عظيم بلك متال شیطان پرستی در مصـر همانطور که در مطالب بالا ذکر شد شیطان پرستی آشکارا به جنگ با مسیحیت می پردازد . با توجه به کتاب مقدس ( کتاب پیدایش فصل 3 آیات 14 و 15 ) در می یابیم که ستیز شیطان با مسیح و با رستگاری بشر ستیزی دیرین و کهن است . شیطان پرستان مسیح را به سخره گرفته و با به استهزا گرفتن آئین مسیحیت , این آئین را خرافات عده ای آدم لایعقل نامیده و با استفاده از سمبل هایی ضد مسیحی انزجار خود را به مسیح و پیروانش نشان می دهند . سمبل هایی همچون صلیب وارونه ، بز ( نماد مخالفت با بره یعنی مسیح ) ، عدد 666 که مطابق با کتاب مقدس عدد وحش می باشد و ...در کنسرت ها و آثار موسیقی شیطان پرستان کلمات توهین آمیز به مسیح و خدا به وضوح شنیده میشود . یکی از کانال های ورود شیطان به ایران موسیقی های شیطان پرستی می باشد . موسیقی هایی به اصطلاح مدرن که هر کسی نمی تواند آن را درک کند . متاسفانه بنا به دلایل بسیاری تعداد زیادی از جوانان ایرانی دچار از خود بیگانگی و بعضاً چند گانگی شخصیتی شده و برای نشان دادن تغییرات و تحولات درونی خود به این نوع موسیقی روی آورده و بدون دانستن معانی ترانه ها آنها را زمزمه کرده و رفته رفته این آهنگ ها ملکه ذهن آنان می گردد و با توجه به این مطلب که در ایران آموزش درباره بسیاری از مسائل روز کمرنگ است پس جوانان و نوجوانان بدون دانش و آگاهی به گوش کردن موسیقی های شیطان پرستی و نیز استفاده از سمبل های شیطان پرستی ( که خوانندگان این گروه ها استفاده می نمایند ) می پردازند و غافل از ماهیت حقیقی آن به سلک شیطان پرستان درآمده و با این کار می خواهند توجهاتی که در طول زندگی به آنان نشده است جبران گردد و بدین ترتیب مورد توجه همگان قرار گرفته و بخشی از خلا های وجودی خویش را پر سازند . امروزه در بسیاری از مغازه های طلا و جواهرات و برلیان فروشی ها می توان زیور آلاتی با سمبل های شیطان پرستی یافت . فروشندگان برای سود بیشتر اقدام به فروش چنین زیور آلاتی می نما یند و جوانان و نوجوانان هم برای عقب نماندن از قافله به اصطلاح روشنفکران این زیور آلات را خریده و یوغ بردگی شیطان را به گردن خود می اندازند . امروزه بیشترین تعداد شیطان پرستان در شهر های تهران ، کرج و شیراز و در بین فرقه هایی در غرب ایران ساکن هستند . در گزارشی كه از سوی نیروی انتظامی تهران بزرگ منتشر گردید ،سال گذشته نیز خبر دستگیری شیطان پرستان در کرج را شنیدیم که در باغی کنسرتی به راه انداخته بودند و شیطان پرستان بسیاری از شهر های مختلف در آنجا حضور داشتند. شیوه ها ی تبلیغ شیطان پرستی در ایران : انتشار سی دی ،کاست و پوستر مربوط به خوانندگان متالیکا گسترش سایت ها و وبلاگ های مربوط به شیطان پرستی تبلیغ و اطلاع رسانی از طریق پارتی های شبانه و گفتگو های دوستانه به ویژه در مناطق مرفه شهرهای تهران ، شیراز و... تبلیغ در تالارهای گفتگوهای مجازی موسیقی متالموسیقی متال هنوز از مهم ترین عوامل تشدید نفوذ شیطان در بین جوانان و نوجوانان محسوب می شود. اینترنت ،رشد تعداد مخاطبان شبکه جهانی اینترنت در سالیان اخیر آسیبهایی را متوجه نظام فرهنگی کشور کرده است که از جمله می توان به فعالیت شیطان گرایانه اشاره کرد . عمده فعالیت این افراد در قالب وبلاگ نویسی صورت می پذیرد. این گونه وبلاگ ها ، همزمان با اعلام موجودیت جنبش شیطان گرایان ایران فعالیت خود را آغاز کرده اظهار می کنند که از سوی فردی با نام مستعار اهریمن در ایران هدایت می شوند هم اکنون این شخص از سوی نیروی انتظامی ایران تحت تعقیب می باشد. روند ارتباط گیری و فعالیت وبلاگ های یاد شده به این صورت است که افراد پس از تکمیل فرم ثبت نام ، یک ایمیل در صندوق پست الکترونیک خود با موضوع خوشامدگویی دریافت می کنند و پس از برقراری ارتباط با ایشان و در صورت جلب اعتماد به برخی از مهمانی های شبانه یا پارک ها برای آشنایی دعوت می شوند. این وبلاگ ها عمدتا فعالیت خود را در چندین محور انتشار عکسهای شیطان گرایان جهان ، انتشارنامه شبیه به نامه ها ی مسیحیان شیطان پرست ،خطاب به خداوند متعال که بار سیاسی نیز دارد ، دنبال می نمایند. وضعیت فعلی شیطانپرستی در ایران: وضعیت فعلی این گروه ها در ایران را در محورهای زیر می توان تبیین کرد *تحرک در اینترنت وبلاگ نویسی ، گفتگو در محیط یاهو360 درجه ، سایت کلوپ دات کام ، دریافت خبرنامه و ... از جمله تحرکات اینترنتی شیطان پرستان ایرانی است که تا کنون نیز ادامه دارد * ترویج نمادها مغازه ها واصناف فروشندگان زیور آلات نقره ای ، فروشگاه های پوشاک جوانان و بانوان به ویژه در شهر تهران ، وظیفه ی عمده ترویج شیطان پرستی در داخل کشور را بر عهده دارند . در پاره ای موارد فروشندگان و مدیران حتی اطلاع اندکی از محتوای عمل خود ندارند. همچنین گفتنی است که برخی از چهره های مطرح موسیقی پاپ ومتالیکا در تهران و شهرستان ها پی در پی واز طرق مختلف، این نمادها را حمل و معرفی کرده و به صورت مستقیم و غیر مستقیم آنها را ترویج می کنند سایت ها و وبلاگهای فارسی زبان نیز نقش مهمی را در گسترش و معرفی این نمادها ایفا می کنند. *ترویج متالیکا گروه های موسیقی متالیکا به عنوان شاخصی از فعالیت رو به گسترش گروه های شیطان پرست ، قابل اشاره اند. پارتی های شبانه پارتی های شبانه ی شیطان پرستان یکی از راه های جذب جوانان بوده در این محافل جوانان با یکدیگر آشنا شده و از یکدیگر تاثیر پذیرفته و از آنجایی که می گویند خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو آن دسته ای از جوانان که در ابتدا با اعتقاد به دین و مسلک خود وارد این گروه ها شده اند رفته رفته همرنگ جماعت شیطان پرست شده و بعد منکر دین و خدا و پیغمبران می گردند . در این گونه مراسم ، هر بار گروهی از جوانان با انواع و اقسام روشها با اندیشه ها و ظواهر شیطان گرایی آشنا یا جذب آنها می شوند . آزادی و بی بند و باری و فساد این پارتی ها و بعضاً مواد مخدر و مشروبات الکلی همان ابزار هایی هستند که شیطان آنها را برای رسیدن به اهداف خود به کار می برد. منابع :- شبکه خبر مسیحیان- BBC- نقدی بر انواع گروه های شیطان پرستی مترجم و محقق کیوان معمر-شیطان پرستی در موسیقی غرب ، بابک توسلی حسین عبدالهی خوروش ،- تاثیر موسیقی بر اعصاب و روان-انجیل شیطا ن پرستی نوشته آنتوان لاوی|+| نوشته شده توسط سارا پالما در سه شنبه 21 خرداد1387 ساعت 12:42
به کدام خدا دعا میکنیم ؟!؟
| |||||
![]() جمعیت باورنکردنی انبوهی از مردم جمع شده بودند. در یک طرف این گروه عیسی و در سمت دیگر شیطان ایستاده بود. این گروه انبوه توسط حصار نرده کشی شدهای از یکدیگر جدا شده بودند. صحنه برپا گردید، هم عیسی و هم شیطان شروع به دعوت از مردم در این گروه انبوه کردند، یک به یک هرکس دعوت میشد که به هرکدام از این افراد یعنی عیسی و یا شیطان بپیوندد. هرکس فرصت داشت تا بیندیشد و تصمیم گیرد که به سوی عیسی برود و یا بسوی شیطان. این موضوع مدتی ادامه یافت تا اینکه سرانجام عیسی گروهی از مردم را از میان انبوه مردمی که در آنجا بودند در سمت خودش گرد آورد و شیطان نیز چنین کرد. اما مردی آنجا بود که به هیچ یک از این گروهها ملحق نشده بود. او از حصار نردهکشی شدهای که ما بین این دو گروه قرار داشت بالا رفته بود و بر روی آن نشسته بود. عیسی و گروه پیروش آنجا را ترک کرده و ناپدید شدند. شیطان و گروهش نیز همین کار را کردند. اما مردی که بر حصار نردهکشی شده نشسته بود در همانجا تنها نشست. همچنانکه این مرد در آنجا نشسته بود، شیطان بازگشت و بنظر میرسید که به دنبال چیزی که گویی گم کرده بود، میگشت. مرد گفت:" چیزی را گم کردهای؟" شیطان مستقیم به او نگاه کرد و پاسخ داد:" اینجایی، حالا پیدایت کردم، با من بیا." اما مرد گفت:" من بر روی حصار نشستهام و هیچکدام از شما را برنگزیدم." شیطان گفت:" ایرادی ندارد، من خود مالک این حصارنرده کشی شده هستم." کلام خدا در عهد عتیق در یوشع ۲۴:۱۵ چنین میگوید:" و اگر در نظر شما پسند نیاید که یهوه را عبادت نمایید، پس امروز برای خود اختیار کنید که را عبادت خواهید نمود، خواه خدایانی را که پدران شما که به آن طرف نهر بودند عبادت نمودند، خواه خدایان اموریانی را که شما در زمین ایشان ساکنید، و اما من و خاندان من، یهوه را عبادت خواهیم نمود.". همانگونهای که میبینیم راه میانهای وجود ندارد، برنگزیدن خود نوعی انتخاب و گزینش است. اگر هیچ راهی را برنگزیدهاید در واقع بیاعتنایی به دعوت الهی برای پیوستن به خدا در صلیب مسیح را برگزیدهاید. بسیاری در زمان مسیح شاید راه امن میانه را برمیگزیدند و شاید حتی نظارهگران مصلوب شدن مسیح نیز بودند و شاید از موعظات او لذت نیز میبردند اما تنها کسانی نجات مییافتند که صلیب خود را برداشته و منجی را پیروی میکردند، در داستان جوان ثروتمند میبینیم که چگونه شرط دخول به آسمان نه تنها ترک اموال برای پادشاهی خدا نبود بلکه پیروی از عیسی بود و به این دلیل عیسی فرمود که دخول او به پادشاهی آسمان بس دشوار و غیرممکن است. فضایل اخلاقی، منش متعال انسانی، حتی ایثار کافی نیست تا ما را رستگار سازد، نجات تنها از طریق مسیح فراهم میشود تا هیچ فخری بر کردههای بشری در اکتساب رستگاری نباشد، در رستگاری سکان دار خداست و کشتیبان خداست، اوست که نه به دلیل نیکویی ما بلکه به دلیل پارسایی پسرش عیسی و ایمان بر او نجات را هدیه میدهد اما این به این معنا نیست که ایمان بدون ثمر، ایمانی قابل قبول است زیرا که اصولاًَ ایمان بدون ثمرایمان نجات بخش نیست، زمانی ایمان را میتوان ایمانی نجات بخش و قابل قبول دانست که ثمرات نیکوی توبه و زندگی متحول شده را نیز در بر داشته باشد. ایمان تنها باوری ذهنی نیست بلکه حقیقتی است که در تمامی عرصههای زندگی فرد رسوخ میکند، احساسات، افکار و اعمال. ایمان حقیقتی پویاست و نه صرفاً باوری خشک به یک سلسله اعتقادات مذهبی و نه حتی احساسات مذهبی . ما در کدام سمت میایستیم؟ عیسی و یا هر سمت دیگر؟ گردآوری و تالیف: کیوان سیروس
منبع : سایت مرکز پژوهشهای مسیحی |
![]()
![]()
منبع : کتاب زندگی تازه برای مطالعه گروهی مسیحیان
بخش اول
تو باید دوباره متولد شوی
اینها کلماتی بودند که عیسی به یکی از مذهبی ترین مردم زمان خود میگفت. ( انجیل یوحنا 3 : 1-8 ) نیقودیموس شب هنگام نزد عیسی آمد تا درباره تعلیم جدید عیسی سوال کند. نیقودیموس یک فریسی و یکی از بزرگان قوم یهود بود. او به خدا ایمان داشت ، روزه میگرفت ، دعا میکرد ، یکدهم در آمدش را میداد ، در جلسات شکر گزاری شرکت میکرد ، کتاب مقدس را مطالعه میکرد و سعی میکرد مسائل اخلاقی را رعایت کند. با این وجود عیسی به او می گوید که او باید دوباره متولد شود تا بتواند به پادشاهی خدا وارد شود.
کلمه و روح
عیسی گفت : یقین بدان که هیچ کس نمیتواند به پادشاهی خدا وارد شود مگر آنکه از آب و روح تولد یابد. ( یوحنا 3 : 5 )
کمی بعد اینطور گفت : شما با سخنانی که به شما گفتم پاک شده اید.
پولس نوشت : مسیح خویشتن را داد تا کلیسا را با آب و کلام شسته و آنرا پاک و مقدس گرداند . ( افسسیان 5 : 26 )
پطرس نوشت : این بار تولد شما در اثر تخم فانی نبود بلکه بوسیله تخم غیر فانی یعنی کلام خدای زنده و جاویدان تولد تازه یافتید .
کلام تخمی است که در قلبمان کاشته می شود و سبب رشد ایمانمان میگردد. برای تولد دوباره به کلام خدا و روح خدا نیاز داریم. او ما را نجات داد اما این به خاطر اعمال نیکوئی که انجام داده بودیم نبود ، بلکه بسبب رحمت او و از راه شستشوئی بود که بوسیله آن ، روح القدس به ما تولد تازه و حیات تازه بخشید. ( تیطس 3 : 5 )
برای اینکه بتوانیم بتن بسازیم به ماسه ، سیمان و آب احتیاج داریم. در بیابان ماسه زیاد وجود دارد ولی این به خودی خود دلیل وجود بتن نمیشود. در دریا ماسه و آب فراوان وجود دارد ، اما دریا از بتن پر نیست ، به همین طریق کلمه و روح خدا بایستی با پشیمانی و ایمان قلبی ترکیب شوند تا یک انسان نجات یابد.
ایمان بیاور و اعتراف کن
کلام خدا ( یعنی همان پیام ایمانی که ما اعلام میکنیم ) نزدیک توست ، آن بر لبها و در قلب توست. زیرا اگر با لبان خود اعتراف کنی که عیسی خداوند است و در قلب خود ایمان آوری که خدا او را پس از مرگ زنده ساخت نجات خواهی یافت. زیرا انسان با قلب ایمان می آورد و نیک محسوب میگردد و با لبهای خود به ایمانش اعتراف میکند و نجات میابد. ( رومیان 10 : 8-10 )
ایمان ما به کلام خدا در قلبمان و با زبانمان بیان می شود . اگر حقیقتاً ایمان قلبی بیاوریم که خدا عیسی را از میان مردگان برخیزاند ، دلیل وجود ندارد تا خداوند او را اعتراف نکنیم ، در همان لحظه که شخص ایمان می آورد و عیسی را خداوند و منجی اعلام میکند ، تولد دوباره می یابد.
اما به همه کسانی که او را قبول کردند و به او ایمان آوردند این امتیاز را داد که فرزندان خدا شوند. ( انجیل یوحنا 1 : 12)
به سبب فیض از راه ایمان نجات یافتن
یک ترکیب لازم است . فیض و قدرت خدا با اراده و ایمان ما. همه چیز به خدا مربوط نمیشود. مسلماً همه چیز به ما هم مربوط نمیشود. هر دو یعنی قوت خدا و میل ما لازم است تا تولد تازه ما بوقوع بپیوندد.
زیرا به سبب فیض خداست که شما از راه ایمان نجات یافته اید و این کار شما نیست . پس هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی به خود ببالد. ( افسسیان 2 : 8 – 9 )
اگر فیض خدا نبود ما نمیتوانستیم نجات بیابیم ؛ بدون شک اعمال انسانی کافی نیست . قدرت خداست که از طریق کلام و روحش این تولد دوباره را انجام میدهد. با وجود این اگر حالت پشیمانی و ایمان شخصی نباشد ، قدرت خدا عمل نمیکند. میل شخص باید مطیع میل خدا باشد تا بتواند برکات خدا را دریافت کند.
یک خلقت جدید
کسی که با مسیح متحد است ، حیات تازه دارد.
هر آنچه کهنه بود در گذشت و اینک زندگی نو شروع شده است ( دوم قرنتیان 5 : 17 )
تولد تازه ما را به خلقتی بکلی تازه تبدیل میکند. ما مخلوقاتی شبیه عیسی مسیح هستیم ( کولسیان 3 : 10 ) در قلبهایمان شبیه مسیح خلق شده ایم . برای اینکه بتوانیم چون عیسی زندگی کنیم باید " .... تازه ( انسان تازه ) را پوشیده اید که به صورت خالق خویش تا به معرفت کامل تازه می شوید. "
این تجدید نظری است که ما افکارمان را بوسیله کلام خدا می دهیم و بدنهایمان را تحت فرمان کامل او در می آوریم. ( رومیان 12 : 2 و افسسیان 4 : 23 )
داخل پادشاهی خدا
پیوسته خدای پدر را شکر کنید که شما را لایق آن گردانیده است تا در سرنوشتی که در عالم نورانی در انتظار مقدسین است سهمی داشته باشید. او ما را از چنگ نیرومند ظلمت رهانیده و به پادشاهی پسر عزیزش منتقل ساخته است . خدا بوسیله او ما را آزاد ساخته و گناهان ما را آمرزیده است ( کولسیان 1 : 12 – 14 )
وقتی که ما دوباره متولد میشویم از ظلمت پادشاهی شیطان رهانیده شده به پادشاهی عیسی وارد می شویم ، پادشاهی نور . این چیزی نیست که فقط امید یا آرزوی آن را داشته باشیم ، این یک حقیقت است. فرزند خدا مجبور نیست که دیگر تحت فرمان شیطان باشد .
پس اگر پسر شما را آزاد سازد ، واقعاً آزاد خواهید بود. ( انجیل یوحنا 8 : 36 )
قانون روح زندگی در مسیح عیسی
این پادشاهی جدید یک پادشاهی روحانی است ، اما به خاطر اینکه نجات اساساً یک تولد دوباره روحانی می باشد ، باعث نمیشود که آن بر بدنمان ، ذهنمان و زندگی روزمره مان تاثیری نگذارد بلکه میتواند بر تمام قسمت های زندگیمان تاثیر بگذارد و خواهد گذاشت.
در هر جامعه قوانینی وجود دارد که تصمیم میگیرد مردم آنجا چگونه باید زندگی کنند . زندگی روحانی نیز همینطور است. برای کسانی که در پادشاهی شیطان زندگی میکنند ، قوانینی وجود دارد و همینطور برای کسانی که در پادشاهی خدا زندگی میکنند.
تولد دوباره یک قانون جدید به ما میدهد :
زیرا فرمان حیات بخش