ترجمه تفسیری (کتاب دانیال باب 3) مجسمه طلا و كوره آتش نبوكدنصر مجسمه اي از طلا به بلندي سي متر و پهناي سه متر ساخت و آن را در دشت «دورا» در سرزمين بابل برپا نمود. 2و3 سپس به تمام اميران، حاكمان، واليان، قاضيان، خزانه داران، مشاوران، وكيلان و ساير مقامات مملكت پيغام فرستاد كه براي تبرك نمودن مجسمه اش بيايند. وقتي همه آمدند و در برابر آن مجسمه ايستادند، 4 جارچي دربار با صداي بلند اعلام كرد: «اي مردمي كه از نژادها، قومهاو زبانهاي گوناگون جمع شده ايد، فرمان پادشاه را بشنويد: 5 وقتي صداي آلات موسيقي را شنيديد همه بايد به خاك بيفتيد و مجسمة طلا را كه نبوكدنصر پادشاه برپا كرده، سجده كنيد. 6 هر كه از اين فرمان سرپيچي نمايد، بيدرنگ به داخل كوره آتش انداخته خواهد شد.» 7 پس وقتي آلات موسيقي نواخته شدند، همه مردم، از هر قوم و نژاد و زبان كه بودند به خاك افتادند و مجسمه را سجده كردند.
برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید...
|
+| نوشته شده توسط سارا پالما در جمعه 1 اردیبهشت1385 ساعت 19:38
|