تبليغاتX
کتاب مقدس
کتاب مقدس
عیسی : من راه و راستی و حیاتم. هیچ کس جز به واسطه من به نزد پدر نمیآید. ( یوحنا 14 : 6 )
اشعیا - کسی که نجات را پیشگوئی کرد ( قسمت آخر )

منبع : از انبیا بشنویم ، نویسنده : دکتر بی سی دیویس ؛ مترجم : ریتا نسیان

 

و از این سبب او بر میخیزد تا بر شما ترحم نماید

چونکه یهوه خدای انصاف است خوشابه حال همگانی که منتظر وی باشند.

نبی برای اینکه مردم هشدار او را درک کنند  این داستان را تعریف کرد :

مردی تصمیم گرفت تاکستانی را غرس کند . او زمین حاصلخیزی در میان تپه ها انتخاب کرد . آن را شخم زد و از سنگ ها پاک کرد و بهترین موها را در آن غرس نمود . برجی در مقابل آن ساخت تا بتواند در آن در مقابل کسانی که مبخواستند تاکستان را خراب کنند با میوه ها را بدزدند محافظت کند. همه مقدمات را برای برداشتن محصول و استفاده از میوه ها فراهم کرد . به عبارت دیگر هر کاری که ممکن بود ، برای مواظبت و توجه از باغ انجام داد.

او باید در نتیجه این کار دقیق خود چه انتظاری میداشت؟ البته او منتظر بود محصولی خوب از انگورهای درشت و خوشمزه بردارد . اما تصور کنید وقتی خوشه انگور را چید و آن را چشید و دید که ترش است چقدر مأیوس شد. چرا باید اینگونه میشد؟ احساس کرد که زحماتش بیهوده و بی حاصل بوده اند.

ب نظر شما او باید چه میکرد؟ او گفت : حصارش را برمیدارم و چراگاه خواهد شد . دیوارش را منهدم میسازم و پایمال خواهدشد . زمین بی حاصلی خواهد بود که نه هرس خواهد شد و نه شخم زده شود و خار و خس در آن خواهد روئید. و ابرها را امر میفرمایم که بر آن باران نبارانند.

اشعیا گفت : " این تصویر واقعه ای است که بین خدا و قوم او اتفاق افتاد. "

اشعیا توضیح داد که تاکستان تمثیلی است از مردمی که بوسیله خدای مهربان در زمین استقرار یافته و مورد مراقب او قرار گرفتند و او هرچه ممکن بود برای کمک به آنها انجام داد و انتظار داشت محبت او را با محبت و اطاعت پاسخ دهند . ولی آنان سرکشی کردند درست مثل بچه هائی که به پدر و مادر خود اهانت میکنند. خدا چه باید میکرد؟ او به آنان هشدار داد و اشعیا آن را چنین بیان میکند :

" هلاکت گناهکاران و عصیان با هم خواهد شد و آنانی که خداوند را ترک نمایند نابود خواهند گردید.

شما مثل بلوطی که برگش پژمرده و باغی که آب نداشته باشد خواهید شد.

مرد زور آور پرزه کتان و عملش شعله خواهد شد و هر دوی آنها با هم سوخته خواهند شد و خاموش کننده ای نخواهد بود .  "

اشعیا ادامه میدهد و میگوید که خداوند اندوهگین و متاسف است زیرا مدم در سه را ه بد رفته اند :

1-     با غرور و تکبر و بسته به میل خود رفتار کرده اند نه به میل خدا .

2-     حریص و خودخواه بوده و همه چیزهای خوب را برای خودشان خواسته اند و افراد فقیر و بی کس را فریب داده اند.

3-     سعی کردند با قربانی حیوانات و انجام مراسم مذهبی کارهای زشت خود را خوب جلوه دهند و هنوز معنی و مقصود قربانی و دعا را درک نکرده اند.

صدای هشدار دهنده خدا بر اشعیا آمد که گفت : این مردم با دهان خود ه من تقرب میجویند و به لبهای خویش مرا تمجید مینمایند اما دل خود را از من دور کرده اند و ترس ایشان از من وصیتی است که از انسان آموخته اند.

خدا با کلام خود به مردم هشدار داد ، همچون پدری که باید با فرزندانش صریح و قاطع باشد. اشعیا به عنوان سخنگوی او ، این پیام را به مدم اعلام نمود. ولی قلب خدا پر از رحمت است . او گفت : " محبت زوال ناپذیر من نسبت به تو تغییر نمیکند " بنابراین لابه لای پیام اخطار ، وعده های او را هم میبینیم.

اشعیا با هدایت خدا مردم را به گیاه تشبیه میکند : " تمامی بشر گیاه است و همگی زیبائیش مثل گل صحرا . گیاه خشک شد و گل پژمرده گردید ولیکن کلام خدای ما تا ابدالآباد باقی خواهد ماند. " 

اینبار کلام خدا وعده ای داشت حاکی از اینکه خدا خد را به عنوان نجات دهنده آشکار خواهد کرد . فقط قربانی حیوانات نمیتوانست آنان را نجات بدهد آئین های مذهبی نمیتوانست آنها را رستگار سازد . خداوند بر روی گناهان آنها انگشت گذاشت و اخطار کرد که مجازات در راه است. بله مردم مانند علفی سست در معرض وزش باد قرار داشتند و دلهاشان پر از وحشت بود. با این وجود خدا به اشعیا فرمود که به آنان بگوید : قوی باشید و نترسید . اینک خدای شما می آید. او میآید و شما را نجات خواهد داد.

میتوانیم صدای بلند اشعیا را با رگه ای از شادی در آن ، بشنویم که سخنان خدا را به زبان میآورد : آوازت را با قوت بلند کن و مترس . هان خدای شماست اینک خدای قدیر.

اشعیا توضیح داد که طبیعت خدا ، مانند یک پادشاه غالب است که ملت خود را از دست نیروهای نابودگر رهائی خواهد داد. در عین حال او شبانی پر محبت است که گله خود را مراقبت میکند و گوسفندانی را که نیاز به مراقبت بیشتری دارند در آغوش میگیرد تا به قلب او نزدیکتر باشند. او میداند که مردم نیاز به شخص پر قدرتی دارند تا بر آنها حکومت کند ولی به محبت هم نیازمندند و محتاج استراحت از ضربه های زندگی میباشند. لازم است که بدانند خدا دارای شخصیت و مهربان است. هیچکس وجود ندارد که بوسیله خدا نادیده گرفته شود و او هرگز از کمک کردن به ما خسته نمیشود.

" آنانی که منتظر خداوند میباشند قوت تازه خواهند یافت ، مثل عقابی در بلندی پرواز خواهند کرد . خواهند دوید و خسته نخواهند شد. خواهند خرامید و درمانده نخواهند گردید.  "

این وعده های زیبا را از کتاب اشعیا بشنوید که خدا از طریق نبی خود به مرم گفت :

تو روتقویت خواهم و البته تو را معاونت خواهم داد

و تو را به دست راست عدالت خود دستگیری خواهم کرد.

زیرا من خداوند ، خدای تو هستم همان که در ترس خود به او متمسک میشوی.

مترس زیرا من ولی تو هستم و خود تو را نصرت خواهم داد.

مترس زیرا که تو را فدیه داده ام و تو را به اسمت خوانده ام

پس تو از آن من هستی.

 

نجات دهنده و دعوت

یکی از مهمترین ایده هائی که در وعده های نبوت اشعیا وجود دارد این است که : خدا نجات دهنده ما است . این کلمه بارهای در نوشته های او به کار میرود و در شریعت و آداب و رسوم زمان او مفهوم خاصی داشت.

طبق آن قوانین هنگامی که یک نفر قادر به پرداخت دیون خود نبود و یا به دردسری جدی می افتاد یکی از وابستگان می بایست فدیه او را بدهد. شخص فدیه کننده ( نجات دهنده ) مسئول پرداخت قرض یا جریمه خویشاوند خود بود. به طور مثال اگر شخصی به بردگی فروخته میشد فدیه دهنده بایستی او را خریده و آزاد میکرد. اگر شخصی به دلیل فشار فقر مجبور میشد زمین اجدادی خود را بفروشد ، از نجات دهنده او انتظار میرفت که آن را خریده و به او برگرداند تا زمین موروثی در همان خانواده باقی بماند . نجات دهنده شخصی بود که با وی رابطه خانوادگی نزدیکی داشت و مسئول استخلاصی و رهایی او بود.

هنگامی که اشعیا خدا را به عنوان نجات دهنده معرفی کرد منظور او این بود که خدا بر سر وعده های خود به بشر ایستاده است. و رابطه او با ما نزدیک تر از هو نوع رابطه فامیلی است که میتواند خویشاوندان را نسبت به هم متعهد سازد. همچنین منظور او این بود که خدا مایل است هر قیمتی را بپردازد تا قوم خود را از گناه یعنی قرضی که قدرت پرداختنش را نداشتند خلاص کند. او جریمه ای را که آنها مدیون بودند خواهد پرداخت و آنان را از بند آزاد خواهد کرد.

خداوند برای فهماندن نیاز انسان به فدیه از مراسم قربانیها استفاده کرد. مجازات گناه مرگ است و خدای قدوس و قادر نمیتواند گناه را مجاز بداند ولی به علت محبت و رحمت خود نقشه ای برای نجات تهیه کرد. وقتی مردم از گناه خود توبه کردند و خواستند از خدا طلب بخشش کنند ، خدا قربانی را به عنوان نشانه ای از پرداخت شدن قرض پذیرفت. غالباً حیوان یک گوسفند بود که میبایست کامل و بدون نقص و لکه باشد . آن گوسفند مجازات را به دوش میگرفت و ریخته شدن خون او نمادی از پاک شدن گناه بود. وقتی که به این صورت نمادین ، گوسفند جای آن شخص را میگرفت ، وحشتناک بودن گناه به تصویر کشیده میشد. مراسم به مردم کمک میکرد که بفهمند نمیتوانند خودشان را از گناه نجات دهند ، بلکه به یک نجات دهنده نیازمندند.

بعد ها خدا بوسیله انبیا به قوم خود تعلیم داد که قربانی حیوانات صرفاً یک نشانه است . بیاد آورید که چگونه برای نجات پسر ابراهیم از ضربه چاقو ، خود خدا قربانی تهیه کرد؟ واقعاً قربانی شگفت انگیزی بود! تصویر زیبائی از قربانی عظیمی که آماده بود تا تمامی نوع بشر را فدیه کند بشمار میرفت. آن قربانی کامل و فدیه دهنده ، بایستی یک روز در میان انسان ها ظهور میکرد و خدا را به انسان ها آشکار مینمود.

البته خدا از ازل میدانست که کی خود را به عنوان فدیه دهنده ظاهر خواهد کرد. این خبر خوشی است که از لبهای اشعیا شنیده میشود. اشعیا جزئیات این راز ترسنک را نمیفهمید ولی وفادارانه و با صدای بلند ، این خبر خوش را که نوید تسلی و آرامش ود اعلام کرد و گفت : " به آواز بلند با هم ترنم نمائید زیرا خداوند قوم خود را تسلی داده و آنها را فدیه نموده است. جمیع کرانه های زمین نجات خدای ما را دیده اند. "

اشعیا نبوت کرد که پیش از این منجی خدا پیامبر دیگری را میفرستند. این شخص با نام " ندا کننده"یا " تصدیق کننده" معرفی میشد و می بایست صدای ندا کننده در بیابان باشد که راه خداوند را راست کنید. او باید قلب مردم را برای آمدن "ماشیح" آماده میکرد.

خداوند میخواست که همه بدانند که او خودش فدیه ای برای آنان تدارک خواهد دید. بنابراین به اشعیا اجازه داد تا در وصف این نجات دهنده ، شخصیت و اعمال او مطالب زیادی بنویسد.

به اشعیا الهام شد که زمانی که قوم در تاریکی سالک باشند نور عظیمی خواهند دید. این نور یعنی همان معمای ارتباط خدا و قوم او ، به تدریج آشکار خواهد شد. نقشه و اراده خدا مانند نمایان شدن تدریجی طبیعت در اشعه آفتاب صبحگاهی است. عهد و پیمانی که خدا با ابراهیم ، موسی و داوود برقرار کرد به طریق جدید و پرشکوهی می بایست انجام شود. نور امید بر مردمی که در نومیدی  انتظار نجات را میکشیدند میبایست طلوع کند.

اشعیا در رویا دید که این دوره نورانی ، با تولد کودکی از یک باکره آغاز خواهد شد. نام این کودک ، مشیر ، قدیر ، ازلی و ابدی و سرور سلامتی بود.

همچنین اشعیا مشاهدا کرد که این نجات دهنده ، که در بعضی متون نبوتی به عنوان خادم شناخته شده است ، به شکلی متواضعانه ظهور خواهد کرد . او مانند یک پادشاه معرفی نخواهد شد ، بلکه کودکی فقیر و رهبری مطرود خواهد بود. اجازه دهید چند مورد را که اشعیا در رابطه با او بیان میکند مورد بررسی قرار دهیم.

او حقیر شده و نزد مرد مطرود است. او مرد غم ها و رنج دیده است. خشونت و حیله در او وجود ندارد. او بیگناه است ولی حاضر ات خود را فدای گناه کاران نماید. او به خاطر گناه همه ما قربانی میشود و به خاطر ما رنج خواهد برد. او به خاطر دیگران رنج میبرد یعنی برای همه بشر. زیرا اشعیا میفرماید : به خاطر ما. او به سبب ما رنج میبرد . سپس حقیقت حیرت انگیزی در لابه لای سخنان اشعیا مشهود میگردد و آن این است که منجی راستین گناهان همه ما را به گردن میگیرد و به جای ما تنبیه میشود و مانند بر قربانی جریمه گناه ما را میپردازد.

بنابراین بین خدا و انسان مجدداً صلح و آرامش برقرار میگردد . زیرا شخصی که بی تقصیر و در نهایت کمال است حاضر شده به عنوان جانشین انسان خاطی ، قربانی شود. او به جای ما بهای تحقیر گناه را میپردازد. مجازات انجام شده است و اکنون ما آزادیم ! رحم و شفقت خدا راهی را برای آرامش و امنیت روحی ما گشوده است . اگر آنچه را که او برای ما انجام داد بپذیریم ، شادی و اطمینان در قلب ما جای وسوسه و عدم اطمینان را میگیرد.

اشعیا پس از آنکه نجات دهنده حقیقی را توصیف نمود و نجاتی را که میشد از او انتظار داشت به مردم معرفی کرد ، دعوت عجیبی از مردم به عمل آورد : " ای جمیع تشنگان نزد آبها بیائید. "

و به آنان توضیح داد که مسئولیت آنان این است که شخصاً نجاتی را که تقدیم شده بود بپذیرند.

او از تشنگی و گرسنگی به عنوان مثالی استفاده کرد . مردم تشنه برای بردن آب و گرسنگان برای خرید نان میشتابند . پس انسان نیز برای گرفتن آنچه که نیاز دارد باید فعال باشد. ما میدانیم که بدن نیاز به آب و غذا دارد ، ولی د اعماق دل ما تشنگی و گرسنگی دیگری موج میزند.

اشعیا گفت :

خداوند را مادامی که یافت میشود بطلبید

مادامی که نزدیک است تو را بخوانید

شریر راه خود را و گناهکار افکار خویش را ترک نماید.

و به سوی خداوند بازگشت کند

و بر وی رحمت خواهد نمود

زیرا وی بطور رایگان عفو خواهد کرد.

 

و پس از دعوت بزرگ خود وعده دیگری را اضافه میکند :

شما با شادمانی بیرون خواهید رفت

و با سلامتی هدایت خواهید شد.

 

|+| نوشته شده توسط سارا پالما در چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت 22:34 |


Type in a word or topic and click the search button to see what the Bible says about it.
<< Add this search to your web site! >>